شمارهٔ ۵۰
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هست
در هر چمنی نغمه سرایی چو منی هست
سوگند به یاری که هوای دگرم نیست
روزی که مرا بر سر کویت وطنی هست
باور نتوان کرد که در باغ به خوبی
چون عارض تو یاسمنی یا سمنی هست
ای شوخ که هیچت به دعاگو نظری نیست
بر گوی اگر از طرف او سخنی هست
زنهار که بر شیوه آن چشم خیالی
فتنه نشوی ز آن که در آن فتنه فنی هست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş