شمارهٔ ۱۲۴
م مهستی گنجوی
0
Altın Yaprak
با درد تو نیست روی درمان دیدن
دشوار بود وصل تو آسان دیدن
من دوش به خواب دیده ام زلف ترا
گویی چه بود خواب پریشان دیدن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş