۱۰ - النوبة الاولى‏

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و جاء المعذرون من الأعراب آمدند قومی عذر سازان از اعراب لیؤذن لهم تا ایشان را دستوری دهند نشست را و قعد الذین کذبوا الله و رسوله و بنشستند ایشان که با خدای و رسول دروغ گفته بودند که گرویدگانیم سیصیب الذین کفروا منهم عذاب ألیم ۹۰ آری رسد بنا گرویدگان از ایشان عذابی دردنمای لیس علی الضعفاء نیست بر ناتوانان زنان و کودکان و پیران سست شدگان و لا علی المرضی و نه بیماران و لا علی الذین لا یجدون ما ینفقون و نه بر ایشان که نفقه نمی یابند که بغزا آیند حرج تنگی در باز نشستن إذا نصحوا لله و رسوله آن گه که نیک خواه باشند خدای را و رسول را ما علی المحسنین من سبیل نیست بر نیکو کاران هیچ عتابی و الله غفور رحیم ۹۱ و خدای آمرزگاری مهربان است و لا علی الذین إذا ما أتوک و نه بر ایشان که بتو آمدند لتحملهم تا ایشان را ستور دهی قلت لا أجد ما أحملکم علیه گفتی نمی یاوم ستوری که شما را دهم تولوا برگشتند و أعینهم تفیض من الدمع و چشمهای ایشان آب میریخت از اشک حزنا از آن اندوه که ستور نیافتند ألا یجدوا ما ینفقون ۹۲ و از اندوه آن که نفقه ندارند راه را إنما السبیل علی الذین یستأذنونک عذاب و خشم و تاوان بر ایشان است که دستوری میخواهند از تو باز نشستن را و هم أغنیاء و ایشان توانگران اند ستور دارند و زاد رضوا بأن یکونوا مع الخوالف بپسندیدند خود را که با زنان باز نشینند در خانها و طبع الله علی قلوبهم فهم لا یعلمون ۹۳ و خدای مهر نفاق بر دلهای ایشان نهاد تا روشنایی دانش در آن نشود یعتذرون إلیکم عذرها دهند در شما إذا رجعتم إلیهم چون باز گردید که با ایشان شوید از تبوک با مدینه قل لا تعتذروا گوی عذر مدهید لن نؤمن لکم شما را استوار نخواهیم داشت قد نبأنا الله من أخبارکم خدای ما را آگاهی داد از حالهای شما و سیری الله عملکم و رسوله و بیند خدای و رسول او که چه کنید پس آن ثم تردون إلی عالم الغیب و الشهادة آن گه باز برند شما را با دانای آشکارا و نهان فینبیکم بما کنتم تعملون ۹۴ تا خبر کند شما را بآنچه میکردید سیحلفون بالله لکم آری سوگند خورند شما را بخدای إذا انقلبتم إلیهم آن گه که با ایشان گردید از تبوک لتعرضوا عنهم تا روی گردانید از ایشان فأعرضوا عنهم فرا گذارید از ایشان إنهم رجس که ایشان کژانند و پلید و مأواهم جهنم و بازگشتن گاه ایشان دوزخ است جزاء بما کانوا یکسبون ۹۵ پاداش آنچه میکردند یحلفون لکم لترضوا عنهم سوگند میخورند شما را تا از ایشان خشنود شوید فإن ترضوا عنهم اگر خشنود شوید از ایشان فإن الله لا یرضی عن القوم الفاسقین ۹۶ خدای خشنود نخواهد شد از گروه بیرون شدگان از طاعت و فرمان برداری الأعراب أشد کفرا و نفاقا عرب بیابان نشین کافرترند از دیگر کافران و منافق تر و أجدر ألا یعلموا حدود ما أنزل الله علی رسوله و سزاتراند که اندازها و حدها حلال ندانند و فقه دین و معانی آنچه خدای فرو فرستاد بر رسول خویش و الله علیم حکیم ۹۷ و خدای دانایی است راست دان و من الأعراب و از منافقان عرب کس است من یتخذ ما ینفق مغرما که آن زکاة که میدهد چون تاوانی میداند که میدهد از بی کامی و دشواری و یتربص بکم الدوایر و از دشواری که حق دادن است بایشان از مال شما را مرده میخواهند و چشمها میدارند بشما از گردشهای روزگار بد علیهم دایرة السوء آن بد افتاد از گردش جهان که می بیوسند شما را خود ور ایشان و الله سمیع علیم ۹۸ و خدای شنوا است از ایشان دانا است بایشان و من الأعراب و از این اعراب حضر کس است من یؤمن بالله و الیوم الآخر که میگرود بخدای و روز رستاخیز و یتخذ ما ینفق قربات عند الله و آن زکاة که میدهد بآن نزدیکی میجوید بنزدیک خدای و صلوات الرسول و درود رسول را و دعای نیکوی او ألا إنها قربة لهم آگاه باشید که آن نزدیکی است ایشان را بنزدیک خدای سیدخلهم الله فی رحمته آری در آرد خدای ایشان را در بخشایش خویش إن الله غفور رحیم ۹۹ که خدای پر بخشایش است و مهربان

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.