۱۱ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی قال الملأ من قوم فرعون سالاران قوم فرعون گفتند إن هذا لساحر علیم ۱۰۹ اینست بدرستی جادویی دانا استاد
یرید أن یخرجکم من أرضکم میخواهد که بیرون کند شما را از زمین شما فما ذا تأمرون ۱۱۰ چه چیز فرمایید
قالوا ایشان گفتند فرعون را أرجه و أخاه باز دار وی را و برادر وی را و أرسل فی المداین و بفرست در شهرهای زمین مصر حاشرین ۱۱۱ فراهم کنندگان و جادو جویندگان
یأتوک بکل ساحر علیم ۱۱۲ تا بتو آرند هر جادویی دانا که هست
و جاء السحرة فرعون جادوان آمدند بفرعون قالوا گفتند او را قالوا إن لنا لأجرا ما را برین جادویی که میخواهی مزدی هست إن کنا نحن الغالبین ۱۱۳ اگر ما موسی را و برادر وی را غلبه کنندگانیم باز مالندگان و کم آورندگان
قال نعم و إنکم لمن المقربین ۱۱۴ گفت آری و شما پس از آن از نزدیک کردگان اید بمن
قالوا یا موسی جادوان گفتند ای موسی إما أن تلقی تو عصای خویش بیوکنی پیش و إما أن نکون نحن الملقین ۱۱۵ یا ما آن خود بیفکنیم
قال ألقوا گفت شما پیش بیفکنید فلما ألقوا چون بیفکندند سحروا أعین الناس چشم مردمان بر بستند و فرا دیدار چشم مردمان جادویی نمودند و استرهبوهم و مردمان را بترسانیدند و جاؤ بسحر عظیم ۱۱۶ و جادویی آوردند بزرگ
و أوحینا إلی موسی و پیغام فرستادیم بموسی أن ألق عصاک که عصای خود بیفکن فإذا هی تلقف ما یأفکون ۱۱۷ که آن عصا فرو برد هر چه ایشان بدروغ ساخته اند و بجادویی نموده
فوقع الحق حق آشکارا شد و هست و بطل ما کانوا یعملون ۱۱۸ و آنچه ایشان میکردند تباه گشت و نیست
فغلبوا هنالک ایشان را باز شکستند آنجا و انقلبوا و باز گشتند صاغرین ۱۱۹ خوار مانده و کم آمده
و ألقی السحرة ساجدین ۱۲۰ و جادوان را بسجود افکندند
قالوا گفتند همه آمنا برب العالمین ۱۲۱ بگرویدیم بخداوند جهانیان
رب موسی و هارون ۱۲۲ خداوند موسی و هارون
قال فرعون فرعون جادوان را گفت آمنتم به بگرویدید باو قبل أن آذن لکم پیش از آنکه دستوری دادم شما را إن هذا لمکر شما در نهان با موسی سازی ساخته اید مکرتموه فی المدینة و این ساز نهانی بهم کرده اید درین شارستان لتخرجوا منها أهلها تا اهل آن از آن بدر بیرون کنید فسوف تعلمون ۱۲۳ آری آگاه شید
لأقطعن أیدیکم و أرجلکم ببرم و پاره پاره کنم دستها و پایهای شما من خلاف از یکی چپ و از یکی راست ثم لأصلبنکم أجمعین ۱۲۴ و آن گه شما را دست و پای زده بیاویزم همگان
قالوا جواب دادند جادوان إنا إلی ربنا منقلبون ۱۲۵ ما با خدای خویش گشتیم
و ما تنقم منا نیست چیزی که از ما نپسندی إلا أن آمنا مگر آنکه ما بگرویدیم بآیات ربنا پیغامهای خداوند خویش و نشانه های او لما جاءتنا آن گه که بما آمد ربنا خداوند ما أفرغ علینا صبرا فرو ریز بر ما شکیبایی فراخ و توفنا مسلمین و ما را بر مسلمانی بمیران
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş