۱۱ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی و تلک حجتنا و آن جواب که ابراهیم داد حجت جستن ایشان را آتیناها إبراهیم علی قومه ما تلقین کردیم ابراهیم را بر قوم خویش نرفع درجات من نشاء می برداریم درجتهای آن را که خواهیم إن ربک حکیم علیم ۸۳ که خداوند تو دانایی است راست دان
و وهبنا له و بخشیدیم ابراهیم را إسحاق و یعقوب کلا هدینا همه را راه نمودیم بایمان و نوحا هدینا من قبل و نوح را هدایت دادیم از پیش فا و من ذریته و از فرزندان نوح داود و سلیمان و أیوب و یوسف و موسی و هارون و کذلک نجزی المحسنین ۸۴ و هم چنان نیکوکاران را جزا دهیم
و زکریا و یحیی و عیسی و إلیاس کل من الصالحین ۸۵ همه نیک مردان شایستگان اند و إسماعیل و الیسع و یونس و لوطا و کلا فضلنا علی العالمین ۸۶ و همه را افزونی دادیم در نبوت بر جن و انس
و من آبایهم و پدران ایشان و ذریاتهم و فرزندان ایشان و إخوانهم و برادران ایشان و اجتبیناهم برگزیدیم ایشان را و هدیناهم و راه نمودیم ایشان را إلی صراط مستقیم ۸۷ سوی راه راست درست
ذلک هدی الله آن راه نمونی الله است یهدی به راه می نماید بآن من یشاء من عباده او را که خواهد از بندگان خویش و لو أشرکوا و اگر انباز گرفتندی چیزی را با خدای لحبط عنهم از ایشان ناچیز و تباه و نیست گشتی ما کانوا یعملون ۸۸ آنچه می کردند از جهدها و عبادتهای نیکو بزرگ پاک
أولیک این پیغامبران که نام بردیم و آنان که نام نبردیم الذین آتیناهم الکتاب آنند که دادیم ایشان را نامه و الحکم و النبوة و دین و پیغام فإن یکفر بها اگر کافر می شد بآن هؤلاء اینان که مشرکان قریش اند فقد وکلنا بها قوما برگماشتیم بر پذیرفتن آن و استوار گرفتن بآن گروهی دیگر لیسوا بها بکافرین ۸۹ ایشان که بآن کافر نیستند
أولیک الذین هدی الله ایشان آنند که الله راه نمود ایشان را فبهداهم اقتده براست راهی ایشان پی بر و پس روی گیر قل لا أسیلکم گوی نمی خواهم از شما علیه بر پیغام رسانیدن و آگاه کردن أجرا مزدی نمی خواهم خود را إن هو نیست اینکه از من میشنوید إلا ذکری للعالمین ۹۰ مگر پندی جهانیان را
و ما قدروا الله حق قدره خدای را نشناختند سزای شناختن وی و بزرگی وی ندانستند إذ قالوا که بر وی دلیری کردند و گفتند ما أنزل الله فرو نفرستاد الله هرگز علی بشر من شی ء بر هیچ مردم هیچ چیز قل من أنزل الکتاب رسول من گوی که آن کیست که فرو فرستاد این نامه الذی جاء به موسی که موسی آورد نورا و هدی للناس روشنایی و نشان راه مردمان را تجعلونه قراطیس آن را در کاغذها می نویسید تبدونها بعضی از آن آشکارا میکنید و تخفون کثیرا و فراوانی از آن پنهان می دارید و علمتم و آن کیست که در شما آموخت ما لم تعلموا أنتم آنچه ندانستید شما و لا آباؤکم و نه پدران شما قل الله گوی آن فرستنده تورات و آن در آموزنده خدای است ثم ذرهم پس ایشان را گذار فی خوضهم یلعبون ۹۱ تا در بازی خویش فراخ می روند
و هذا کتاب و این قرآن نامه ایست أنزلناه ما فرو فرستادیم آن را مبارک برکت کرده در آن و آفرین مصدق الذی بین یدیه گواه و استوار گیر آن نامه را که پیش از آن فا بود و لتنذر و تا بیم نمایی و آگاه کنی أم القری مردمان مکه را و من حولها و هر که گرد بر گرد آن و الذین یؤمنون بالآخرة و ایشان که گرویده اند بروز رستاخیز یؤمنون به می گروند باین نامه و هم علی صلاتهم یحافظون و ایشانند که بر هنگام نمازهای خود براستاد میکنند و هنگامهای آن میکوشند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş