۱۲ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی رب قد آتیتنی من الملک خداوند من مرا از ملک این جهانی بهره دادی و علمتنی من تأویل الأحادیث و در من آموختی دانستن سرانجام خوابها که بینند فاطر السماوات و الأرض ای کردگار آسمان و زمین بنوی أنت ولیی فی الدنیا و الآخرة تویی یار من درین جهان و در آن جهان توفنی مسلما بمیران مرا بر مسلمانی و ألحقنی بالصالحین ۱۰۱ و مرا بنیکان رسان ذلک من أنباء الغیب این حدیث از خبرهای نادیده و نادانسته تو است نوحیه إلیک که پیغام می دهیم آن را بتو و ما کنت لدیهم و تو نبودی بنزدیک ایشان و با ایشان إذ أجمعوا أمرهم آن گه که آن کار بهم پشتی برساختند و هم یمکرون ۱۰۲ و آن ساز بد خویش می ساختند و ما أکثر الناس و لو حرصت بمؤمنین ۱۰۳ و بیشتر مردمان هر چند که حریص باشی بر ایمان ایشان و ما تسیلهم علیه من أجر و ازیشان مزد نمی خواهی إن هو إلا ذکر للعالمین ۱۰۴ نیست این پیغام مگر یادی از الله جهانیان را و کأین من آیة فی السماوات و الأرض و چند نشان در آسمان و زمین یمرون علیها که می گذرند بر آن و هم عنها معرضون ۱۰۵ و ایشان از آن رویهای گردانیده و غافل و ما یؤمن أکثرهم بالله و بنگروند بیشتر ایشان بخدای إلا و هم مشرکون ۱۰۶ مگر در آن گرویدن با خدای انباز گیرند أ فأمنوا أن تأتیهم ایمن شوند که بایشان آید غاشیة من عذاب الله عقوبتی که پیچد از عذاب خدای أو تأتیهم الساعة بغتة یا بایشان رستاخیز آید ناگاه و هم لا یشعرون ۱۰۷ و ایشان نمی دانند قل هذه سبیلی بگو راه من اینست أدعوا إلی الله میخوانم با خدای علی بصیرة أنا و من اتبعنی بر دیده وری و درستی و پیدایی هم من و هم آنک بر پی من بیاید و سبحان الله و سزاواری خدای راست و ما أنا من المشرکین ۱۰۸ و من نه از انباز گیران و همتا گویانم و ما أرسلنا من قبلک و نفرستادیم پیش از تو بپیغام إلا رجالا نوحی إلیهم من أهل القری مگر مردانی از شهرهای پراکنده پیغام رسانیده می آمد بایشان أ فلم یسیروا فی الأرض بنروند در زمین فینظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلهم تا بینند که چون بود سرانجام ایشان که پیش از ایشان بودند و لدار الآخرة خیر و براستی که سرای آن جهانی به للذین اتقوا ایشان را که بپرهیزیدند أ فلا تعقلون ۱۰۹ در نمی یابند که چنین است حتی إذا استیأس الرسل تا آن گه که نومید شدند پیغامبران و ظنوا أنهم قد کذبوا و چنان دانستند که ایشان را دروغ زن گرفتند جاءهم نصرنا آن گه که بایشان آمد یاری دادن ما فنجی من نشاء تا برهانیم او را که خواهیم و لا یرد بأسنا و باز داشته نیاید زود گرفتن ما عن القوم المجرمین ۱۱۰ از گروه بدکاران لقد کان فی قصصهم عبرة در قصه های ایشان عبرتیست و پند دادنی لأولی الألباب خردمندان و خداوندان مغز را ما کان حدیثا یفتری این حدیث نه فرا ساخته و نهاده است و لکن تصدیق الذی بین یدیه لکن استوار داشتن و راست گوی گرفتن تورات و انجیل است ازین پیش و تفصیل کل شی ء و پیدا کردن هر چیز که در تصدیق مصدق را در می باید و هدی و رحمة لقوم یؤمنون ۱۱۱ و راه نمونی و بخشایشی ایشان را که می گرویدند

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.