۱۲ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و قال الملأ من قوم فرعون سران قوم فرعون گفتند فرعون را أ تذر موسی و قومه موسی را و قوم او را می بگذاری زنده لیفسدوا فی الأرض تا تباهی کنند در زمین و یذرک و آلهتک و گذارد ترا و خدایان ترا قال جواب داد فرعون گفت سنقتل أبناءهم آری پسران ایشان را می کشیم و نستحیی نساءهم و زنان ایشان زنده میگذاریم و إنا فوقهم قاهرون ۱۲۷ و پادشاهان آخر ماایم و خداوندان زمین و بر زبر ایشان بقهر فروشکنندگان قال موسی لقومه موسی گفت قوم خویش را استعینوا بالله یاری خواهید از الله و اصبروا و شکیبایی کنید إن الأرض لله بدرستی که زمین خدایراست یورثها من یشاء من عباده میراث دهد آن را که خود خواهد از بندگان خویش و العاقبة للمتقین ۱۲۸ و سرانجام پسندیده نیکوکاران راست قالوا جواب دادند قوم موسی موسی را أوذینا من قبل أن تأتینا ما را رنج مینمودند پیش از آنکه تو بما آمدی و من بعد ما جیتنا و پس آنکه بما آمدی قال عسی ربکم أن یهلک عدوکم جواب داد موسی مگر که خداوند شما هلاک کند دشمن شما و یستخلفکم فی الأرض و شما را در زمین خلیفت نشاند پس ایشان فینظر کیف تعملون ۱۲۹ و مینگرد تا چون کنید و لقد أخذنا آل فرعون و فرا گرفتیم کسان فرعون را بالسنین بقحطها و نقص من الثمرات و بکاست میوه ها لعلهم یذکرون ۱۳۰ تا مگر پند پذیرند فإذا جاءتهم الحسنة چون نیکویی بایشان آمدی قالوا لنا هذه گفتند حق ما و سزای ما و بهره ما اینست و إن تصبهم سییة و چون بایشان رسیدی از آن عذابها بدی یطیروا بموسی و من معه بموسی و قوم او فال بد میگرفتند ألا آگاه شوید و بدانید إنما طایرهم عند الله آن بد که بایشان رسد آن از نزدیک خداست و لکن أکثرهم لا یعلمون ۱۳۱ لکن بیشتر ایشان نمیدانند و قالوا مهما تأتنا به من آیة و گفتند هر گه بما آری از نشانی یا پیغامی لتسحرنا بها تا ما را چشم بربندی و بما کژ راست نمایی فما نحن لک بمؤمنین ۱۳۲ ما بنخواهیم گروید بتو فأرسلنا علیهم فرو گشادیم و پیوستیم وریشان الطوفان طاعون و غرق و الجراد و ملخان پرنده و القمل و ملخ پیاده و الضفادع و مگلان و الدم و خون آیات مفصلات نشانهای پیدا نموده از یکدیگر گسسته و مهلت در میان افکنده فاستکبروا گردن کشیدند و کانوا قوما مجرمین ۱۳۳ و قومی بدکرداران بودند و لما وقع علیهم الرجز و هر گه که عذابی دیگر برایشان افتادی قالوا گفتندی یا موسی ادع لنا ربک ای موسی خدای خویش را خوان از وی خواه بما عهد عندک بآن پیمان که او راست بنزدیک تو ما را لین کشفت عنا الرجز اگر باز بری از ما این عذاب لنؤمنن لک ما بگرویم و ترا براست داریم و لنرسلن معک بنی إسراییل ۱۳۴ و گسیل کنیم با تو بنی اسراییل فلما کشفنا عنهم الرجز چون باز بردیم از ایشان آن عذاب إلی أجل هم بالغوه تا بآن درنگ که ایشان درخواسته بودند و بآن رسند إذا هم ینکثون ۱۳۵ آن پیمان می شکستند و از پذیرفتن می باز آمدند فانتقمنا منهم کین کشیدیم از ایشان فأغرقناهم فی الیم غرق کردیم ایشان را در دریا بأنهم کذبوا بآیاتنا بآنک ایشان بدروغ فرا داشتند سخنان ما و کانوا عنها غافلین ۱۳۶ و از آن ناآگاه نشستند

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.