۱۴ - النوبة الثالثة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و کتبنا له فی الألواح من کل شی ء موعظة الایة در آثار آورده اند از آن موعظتها که رب العزة در الواح نبشت از بهر موسی و بوی داد این بود که یا موسی اگر خواهی که بدرگاه عزت ما ترا آب رویی بود و بقربت و زلفت ما مخصوص باشی یتیمان را نیکودار و درویشان را خوار مکن ای موسی من یتیمان را نوازنده ام و نیک خواه و بر درویشان مهربان و بخشاینده بنواز آن کس را که من نوازم مران آن کس را که من خوانم مصطفی ص درویشان را گفت الفقراء الصبر هم جلساء الله عز و جل یوم القیامة و یتیمان را گفت اذا بکی الیتیم اهتز عرش الرحمن لبکایه فیقول الله عز و جل من ارضاه ارضیته ای موسی خواهی که من برای تو با فریشتگان مباهات کنم بی آزار باش و سنگ و خار از راه مسلمانان دور کن الایمان بضع و سبعون شعبة اعلاها شهادة أن لا اله الا الله و أدناها اماطة الاذی عن الطریق ای موسی خواهی که دعاء ترا اجابت کنم خلق نیکو گیر و علم آموز و دیگران را علم درآموز که من علما را گرامی کردم که ایشان را علم دادم و خاک بر ایشان خوش کنم و گور بر ایشان منور کنم و موسع کنم و فردا ایشان را در زمره انبیا حشر کنم مصطفی گفت تدرون ما قال لی جبرییل قال یا محمد لا تحقرن عبدا آتاه الله علما فان الله عز و جل لم یحقره حین علمه ان الله جامع العلماء فی بقیع واحد فیقول لهم انی لم استودعکم علمی الا لخیر اردته بکم قد غفرت لکم علی ما کان منکم و کتبنا له فی الألواح از آن نواختها و لطفها که الله با موسی کرد یکی آن بود که بر مقام مناجات او را بداشت و تورات از بهر وی بز آن الواح نبشت چنان که پرخوان روش قلم بر لوح بر گوش موسی میرسید ای موسی امروز بنام ما قناعت کن و در نبشته ما نظر کن تا ترا تسلی بود من منع من النظر تسلی بالاثر ای موسی من بکمال حکمت خود چنین حکم کرده ام که تا محمد مرا نبیند و امت محمد مرا نبینند دیدار بکسی ننمایم و من حکم خود نگردانم و در آن تبدیل نیاورم ما یبدل القول لدی موسی گفت بار خدایا و من امة محمد این امة محمد که اند قال خیر امة اخرجت للناس یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یؤمنون بالکتاب الاول و الکتاب الآخر و یقاتلون اهل الضلالة حتی یقاتلوا الاعور الدجال و هم المستجیبون و المستجاب بهم و الشافعون و المشفوع لهم مصاحفهم فی صدورهم یصفون فی صلوتهم صفوف الملایکة اصواتهم فی مساجدهم کدوی النحل کرمناهم و اصطفیناهم فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات باذن الله قال موسی یا رب فاجعلهم امتی قال هی امة احمد فخذها بقوة اشارتی عزیز است که گرفتن بغایت دلیل قربت است پس گفت و أمر قومک یأخذوا بأحسنها فرق است میان این گرفتن و آن گرفتن آن گرفتن از حق و این گرفتن از خلق آن گرفتن موسی از مولی و این گرفتن قوم از موسی آن گرفتن از روی تحقیق زلفت و تأکید وصلت و این گرفتن از روی قبول خدمت و التزام طاعت سأریکم دار الفاسقین این دار الفاسقین بر لسان اهل معرفت اشارت است بنفس اماره و دل خراب نفس اماره منبع شهوات است و دل خراب معدن غفلت چنان که در منزل خراب کس ننشیند و آرام نگیرد در دل خراب طاعت منزل نکند و در آن خیر نگیرد و از وی عبادت نیاید نعوذ بالله من درک الشقاء سأصرف عن آیاتی الذین یتکبرون فی الأرض بغیر الحق تکبر بر دو قسم است یکی بحق یکی به بی حق آنچه بحق است تکبر درویشان است بر توانگران عالی همت باشند و بحق توانگر دل و از عرش و ما دون آن همت بر گذاشته دل از خلق بریده و با مهر حق پرداخته همتی مه از دنیا و مرادی به از عقبی و اشتیاقی با دیدار مولی قال الواسطی التکبر بالحق هو التکبر علی الاغنیاء و الفسقة و علی الکفار و اهل البدع فقد روی فی الاثر القوا الفساق بوجوه مکفهرة و آنچه به بی حق است تکبر توانگران است و جهانداران بر درویشان و هو المراد بقوله تعالی یتکبرون فی الأرض بغیر الحق و قال ابن عطاء فی هذه الایة سأمنع قلوبهم و اسرارهم و ارواحهم عن الجولان فی ملکوت القدس گفت دلها و سرهای ایشان از روش بر بند آرم و هستی ایشان حجاب ایشان گردانم و راه خود بر ایشان فرو گیرم تا هیچ نتوانند که در عالم قدس و ملکوت اعلی در سر جولان کنند از دیدن عجایب ملکوت بازمانده و با نفس و خلق دنیا انس گرفته ذوق طعم وجود نیافته و از کرایم احوال اهل خصوص بی خبر مانده هرگز خود را روز دولتی نادیده و نه گل وصلتی او را شکفته بیچاره کسی که او را از این حدیث بویی نه او را از دریا کسان چیست که او را جویی نه و إن یروا سبیل الرشد لا یتخذوه سبیلا از روی اشارت میگوید نه هر که راه دید براه رفت و نه هر که بشناخت توفیق عمل یافت رب العزة خبر میدهد از بیگانگان میگوید و جحدوا بها و استیقنتها أنفسهم ظلما و علوا پس هر که حق را بحقی بشناخت تا توفیق نیابد و بدان عمل نکند بکار نیست و هر که باطل را بباطلی بشناخت تا از اتباع آن باطل او را عصمت نبود در آن شناخت فایدة نیست مصطفی ص ازینجا گفت اللهم ارنا الحق حقا و ارزقنا اتباعه و ارنا الباطل باطلا و ارزقنا اجتنابه و اتخذ قوم موسی من بعده من حلیهم عجلا الایة سهل بن عبد الله گفت هر چه در دنیا بنده را از حق برگرداند و از طاعت وی باز دارد آن عجل اوست و او پرستنده آن عبده عجل در بنی اسراییل تخلص آن گه یافتند که خویشتن را بفرمان بکشتند چنان که گفت جل جلاله فاقتلوا أنفسکم همچنین تخلص بنده در راه حقیقت آن گه حاصل شود که از حظوظ و اسباب پاک گردد لا بل که هر چه دون حق بیزار شود چنان که گفته اند بیزار شو از هر چه بکون اندر تا باشی یار غار آن دلبر أ لم یروا أنه لا یکلمهم الایة هذا یدل علی استحقاق الحق النعت بأنه متکلم جل جلاله یخاطب الخلق و یکلم العبد و أن ملوک الارض اذا جلت رتبتهم استنکفوا ان یخاطبوا خدمهم بلسانهم و بخلاف هذا اجری الحق سنته مع عباده المؤمنین اما الاعداء فیقول لهم اخسؤا فیها و لا تکلمون و اما المؤمنون فقال النبی ما منکم من احد الا یکلمه ربه لیس بینه و بینه ترجمان و فی معناه انشدوا و ما یزد هینا الکبریاء علیهم اذا کلمونا أن یکلمهم نزرا و ألقی الألواح و أخذ برأس أخیه الی قوله رب اغفر لی و لأخی فی هذا اشارة الی وجوب الاستغفار علی العبد فی عموم الاحوال و التحقق بأن له سبحانه تعذیب البری اذا الخلق کلهم ملکه و تصرف المالک فی ملکه نافذا بنی اسراییل گناه کردند و عذر موسی و هارون دادند و استغفار ایشان کردند اینست طریق جوانمردان و راه صوفیان که پیوسته گناه سوی خود می نهند و ناکرده گناه عذر میخواهند اذا مرضنا اتیناکم نعودکم و تذنبون فنأتیکم فنعتذر و الذین عملوا السییات ثم تابوا من بعدها و آمنوا الایمان الذی هو بعد التوبة یحتمل انهم آمنوا بانه یقبل التوبة و آمنوا بانه لا یضره عصیان او آمنوا بانه لا ینجون بتوبتهم من دون فضل الله او آمنوا یعنی استداموا الایمان و کانت موافاتهم علی الایمان او آمنوا بانهم لو عادوا الی ترک العهد و تضییع الامر لسقطوا من عین الله اذ لیس کل مرة تسلم الخبرة

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.