۲ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی و لقد خلقنا فوقکم سبع طرایق بیافریدیم زبر شما هفت طبق آسمان و ما کنا عن الخلق غافلین ۱۷ و از آفریده خویش هرگز ناآگاه نبوده ایم
و أنزلنا من السماء ماء بقدر و فرو فرستادیم از آسمان آبی باندازه حاجت خلق بدو فأسکناه فی الأرض آن را در زمین جای دادیم و إنا علی ذهاب به لقادرون ۱۸ و ما بر بردن آن آب تواناییم فأنشأنا لکم به جنات بیافریدیم شما را بآن آب بهشتهایی من نخیل و أعناب از خرما بنان و انگورها لکم فیها فواکه کثیرة شما را در آن میوه های فراوان و منها تأکلون ۱۹ و از آن می خورید
و شجرة تخرج من طور سیناء و بیافریدیم درختی که بیرون آید از سنگ کوه آن کوه نیکو تنبت بالدهن بیرون آید و با خود روغن می آرد و صبغ للآکلین ۲۰ و نان خواران را نان خورش میآرد
و إن لکم فی الأنعام لعبرة و شما را درین چهارپایان عبرتی است نسقیکم مما فی بطونها میآشامانیم شما را از آن شیر که در شکمهای ایشانست و لکم فیها منافع کثیرة و شما را در آن سودها و بکار آمدهای فراوانست و منها تأکلون ۲۱ و از آن می خورید
علیها و علی الفلک تحملون
۲۲ و شما را بر پشتهای ایشان و بر کشتیها بردارند
و لقد أرسلنا نوحا إلی قومه به پیغام فرستادیم نوح را بقوم او فقال یا قوم اعبدوا الله تا گفت ای قوم الله را پرستید ما لکم من إله غیره نیست شما را خدایی جز ازو أ فلا تتقون ۲۳ به نپرهیزید از جز ازو فقال الملأ الذین کفروا من قومه پیشوایان قوم او گفتند ما هذا إلا بشر مثلکم نیست این مرد مگر مردمی چون شما یرید أن یتفضل علیکم میخواهد که افزونی یابد بر شما و لو شاء الله لأنزل ملایکة و اگر الله خواستی به پیغام از فرشتگان فرو فرستادی ما سمعنا بهذا هرگز نشنیدیم این فی آباینا الأولین ۲۴ در روزگار پدران پیشینیان ما
إن هو إلا رجل به جنة نیست این مگر مردی که در او دیوانگیست فتربصوا به حتی حین ۲۵ درنک می دارید او را یک چندی
قال رب انصرنی بما کذبون ۲۶ گفت خداوند من یاری ده مرا بآنچه ایشان مرا دروغزن گرفتند
فأوحینا إلیه پیغام دادیم باو أن اصنع الفلک بأعیننا که کشتی کن بر دیدار چشمهای ما و وحینا و پیغام و فرمان ما فإذا جاء أمرنا چون فرمان ما آید و فار التنور و از میان تنور تافته آب بر آید فاسلک فیها درآور در آن کشتی من کل زوجین اثنین از هر جفتی و از هر جنسی جفت جفت و أهلک و کسان خویش را در آر إلا من سبق علیه القول منهم مگر کسی که پیشی کرد برو سخن الله ببدبختی و لا تخاطبنی فی الذین ظلموا و با من سخن مگو در آن ستمکاران إنهم مغرقون ۲۷ که ایشان کشتنی اند بآب
فإذا استویت أنت و من معک علی الفلک چون راست نشستی بر کشتی و آرام گرفتی تو و ایشان که با تواند فقل الحمد لله الذی نجانا من القوم الظالمین ۲۸ بگو ستایش نیکو آن خدای را که باز رهاند ما را ازین قوم ستمکاران
و قل رب أنزلنی منزلا مبارکا و بگوی خداوند من فرود آر مرا فرود آوردنی با برکت و أنت خیر المنزلین ۲۹ و تو بهتر فرود آورندگانی
إن فی ذلک لآیات درین قصه نوح نشانها و پندهای نیکوست
و إن کنا لمبتلین ۳۰ و نبودیم ما مگر آزمایندگان
ثم أنشأنا من بعدهم قرنا آخرین ۳۱ آن گه بیافریدیم پس ایشان گروهی دیگر فأرسلنا فیهم رسولا منهم به پیغام فرستادیم بایشان رسولی هم از ایشان أن اعبدوا الله ما لکم من إله غیره ایشان را گفت الله را پرستید نیست شما را خدایی جز زو أ فلا تتقون ۳۲ به نپرهیزید از جز او
و قال الملأ من قومه روی شناسان قوم او گفتند الذین کفروا و کذبوا بلقاء الآخرة ایشان که کافر شدند و دیدار رستاخیز را دروغ شمردند و أترفناهم فی الحیاة الدنیا و درین جهان ایشان را در فراخی و نعمت داشتیم ما هذا إلا بشر مثلکم نیست این مگر مردمی همچون شما یأکل مما تأکلون منه میخورد از آنچه شما میخورید و یشرب مما تشربون ۳۳ و می آشامد از آنچه شما میآشامید
و لین أطعتم بشرا مثلکم و اگر فرمان برید شما مردمی را همچون خود إنکم إذا لخاسرون ۳۴ شما آن گه براستی که زیان کارانید
أ یعدکم این مرد شما را وعده دهد أنکم إذا متم و کنتم ترابا و عظاما که شما آن گه که بمیرید و خاک گردید و استخوان أنکم مخرجون ۳۵ شما بیرون آوردنی اید از زمین
هیهات هیهات چون دور است و نابودنی چون دور است و نابودنی لما توعدون ۳۶ دوری این وعده راست که می دهد شما را
إن هی إلا حیاتنا الدنیا نیست این مگر زندگانی ما این جهانی نموت و نحیا هم ایدر میرییم و هم ایدر می میزیم و ما نحن بمبعوثین ۳۷ و ما انگیختنی نیستیم
إن هو إلا رجل افتری علی الله کذبا نیست او مگر مردی که دروغ می سازد بر الله از خویشتن و ما نحن له بمؤمنین ۳۸ و ما او را استوار دارندگان نیستیم قال رب انصرنی بما کذبون ۳۹ گفت خداوند من یاری ده مرا بآنچه مرا دروغزن گرفتند قال عما قلیل لیصبحن نادمین ۴۰ الله گفت چند بیشتر بدرنگی اندک تر از گفت خویش پشیمان شوند
فأخذتهم الصیحة بالحق فرا گرفت ایشان را بانگ جبرییل بداد فجعلناهم غثاء ایشان را چون خاشاک سر سبک کردیم فبعدا للقوم الظالمین ۴۱ دوری بادا گروه ستمکاران را و فرو تری
ثم أنشأنا من بعدهم قرونا آخرین ۴۲ پس آن گه باز بیافریدیم پس ایشان قرنهای دیگران
ما تسبق من أمة أجلها و ما یستأخرون ۴۳ هیچ گروه از هنگام خویش پیش نشد و نه با پس ماندند ثم أرسلنا رسلنا تترا پس رسولان خویش را فرستادیم دمادم کل ما جاء أمة رسولها کذبوه هر گه که بگروهی رسول ما آمد دروغزن گرفتند او را فأتبعنا بعضهم بعضا در پی یکدیگر پیوستیم پیغامبران خویش را و جعلناهم أحادیث و دشمنان را سمری کردیم فبعدا لقوم لا یؤمنون ۴۴ دورتری بادا گروه ناگرویدگان را
ثم أرسلنا موسی و أخاه هارون پس ایشان فرستادیم موسی را و برادر وی هارون بآیاتنا و سلطان مبین ۴۵ به پیغامها و نشانهای ما و حجت آشکارا إلی فرعون و ملایه بفرعون و کسان او فاستکبروا و کانوا قوما عالین ۴۶ گردن کشیدند و قومی بودند در خویشتن بر افراشتگان
فقالوا أ نؤمن لبشرین مثلنا گفتند ما بگرویم دو مردم را همچون ما و قومهما لنا عابدون ۴۷ و قوم ایشان هر دو ما را پرستگاران
فکذبوهما فکانوا من المهلکین ۴۸ دروغزن گرفتند ایشان را هر دو تا از هلاک کردگان گشتند
و لقد آتینا موسی الکتاب و موسی را نامه دادیم لعلهم یهتدون ۴۹ تا او و قوم او بآن راه برند و جعلنا ابن مریم و أمه آیة و پسر مریم را و مادر او را شگفت جهان کردیم و آویناهما و باز آوردیم ایشان را إلی ربوة بر بالایی ذات قرار و معین ۵۰ آرامگاه و آب روان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş