۳ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی إن الذین یأکلون ایشان که می خورند أموال الیتامی مالهای یتیمان ظلما به بیداد بیش از مزد کار إنما یأکلون فی بطونهم نارا
آن آتش است که در شکمهای خویش می خورند و سیصلون سعیرا ۱۰ آری رسند ایشان بآتشی افروخته
یوصیکم الله اندرز می کند خدای شما را فی أولادکم در کار فرزندان شما للذکر مثل حظ الأنثیین پسر را چند بهره دو دختر فإن کن نساء اگر این دختران باشند فوق اثنتین دو یا بیش از دو باشند فلهن ثلثا ما ترک ایشانراست دو سه یک از آنچه مرده گذاشت و إن کانت واحدة و اگر این دختر یکی باشد فلها النصف ویراست نیمه مال و لأبویه و پدر و مادر راست لکل واحد منهما السدس هر یکی را از آن شش یک مما ترک از آنچه مرده گذاشت إن کان له ولد اگر مرده را فرزندی بود فإن لم یکن له ولد اگر مرده را فرزندی نبود و ورثه أبواه و پدر و مادر بود که از روی میراث برند فلأمه الثلث مادر را سه یک بود فإن کان له إخوة اگر مرده را برادر است بیش از یکی فلأمه السدس مادر را شش یک بود من بعد وصیة بعد از گزاردن وصیت است یوصی بها که مرده آن وصیت کرده بود أو دین و بعد از گزاردن اوام که گذاشته بود آباؤکم و أبناؤکم پدران شما و پسران شما لا تدرون شما ندانید أیهم أقرب لکم نفعا که از شما کیست شما را نزدیک منفعت تر و بکار آمده تر فریضة من الله این باز بریده ایست از خدای بر شما إن الله کان علیما حکیما ۱۱ که الله دانایست راست دانش
و لکم شما راست نصف ما ترک أزواجکم نیمی از آنچه زنان شما گذارند إن لم یکن لهن ولد اگر ایشان را فرزندی نبود فإن کان لهن ولد اگر ایشان را فرزندی بود فلکم الربع شما راچهار یک است مما ترکن از آنچه ایشان گذارند من بعد وصیة یوصین بها از پس وصیتی که کرده باشند أو دین یا گزاردن اوامی که ماند از ایشان و لهن الربع و ایشانراست چهار یک مما ترکتم از آنچه شما گذارید إن لم یکن لکم ولد اگر شما را فرزندی نبود فإن کان لکم ولد اگر شما را فرزندی بود فلهن الثمن ایشان را هشت یک مما ترکتم از آنچه شما گذارید من بعد وصیة توصون بها از پس گزاردن وصیتی که کرده باشید أو دین یا گزاردن اوامی که گذاشته باشید و إن کان رجل و اگر مردی باشد که بمیرد یورث که از وی میراث برند کلالة که نه پدر بود در آن ورثه و نه فرزند أو امرأة یا زنی بود و له أخ أو أخت و او را برادری ماند از مادر یا خواهری از مادر فلکل واحد منهما السدس هر یکی را ازیشان باشد شش یک فإن کانوا أکثر من ذلک اگر بیش از یکی باشند اولاد ام که دو باشند یا بیشتر فهم شرکاء فی الثلث در سه یک همه شریک یکدیگر باشند من بعد وصیة یوصی بها أو دین از پس تنفیذ وصیت و قضاء دین غیر مضار نه چنان که گزاردن وصیت گزند افکند بر ورثه وصیة من الله این از خدای اندرزی است در فرمان بشما و الله علیم حلیم ۱۲ و الله دانا است بردبار
تلک حدود الله این اندرزهای خدایست عز و جل و من یطع الله و رسوله و هر که فرمان برد خدای را و رسول وی را یدخله جنات در آرد او را در بهشتهایی تجری من تحتها الأنهار که میرود از زیر درختان آن جویهای روان خالدین فیها جاویدان جای ایشان آن و ذلک الفوز العظیم ۱۳ و آنست پیروزی بزرگ
و من یعص الله و رسوله و هر که نافرمان آید در خدای و در رسول وی و یتعد حدوده و درگذرد از اندازه های وی یدخله نارا در آرد وی را در آتشی خالدا فیها جاویدان در آن و له عذاب مهین ۱۴ و او راست عذابی خوار کننده و نومیدی پیش آرنده
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş