۳ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی أ لم یروا کم أهلکنا قبلهم من القرون نمی بینند که چند تباه کردیم پیش ازیشان گروه گروه أنهم إلیهم لا یرجعون ۳۱ که کسی ازیشان باز نمی آید
و إن کل و نیستند ایشان همه لما جمیع مگر همه بهم لدینا محضرون ۳۳ نزدیک ما حاضر کردگان
و آیة لهم و یک نشان الأرض المیتة أحییناها زمین مرده است که بباران زنده گردانیم و أخرجنا منها حبا و بیرون آریم ازین زمین دانه درودنی فمنه یأکلون ۳۳ تا از ان میخورند
و جعلنا فیها جنات و در ان زمین بوستانها کردیم و آفریدیم من نخیل و أعناب ازین خرمابنان ورزان و فجرنا فیها من العیون ۳۴ و برگشادیم در ان زمین چشمه های روان
لیأکلوا من ثمره تا میخورند از میوه های آن و ما عملته أیدیهم و از آنچه ایشان کشتند و نشاندند أ فلا یشکرون ۳۵ بآزادی نباشند و کردگار را نپرستند
سبحان الذی خلق الأزواج کلها پاکی و بی عیبی آن خدای را که بیافرید همه گونها را از آفریدگان جفت جفت مما تنبت الأرض از آنچه زمین میرویاند و من أنفسهم و از تنهای مردمان و دیگر همه جانوران و مما لا یعلمون ۳۶ و از آنچه آفریدگان ندانند
و آیة لهم و نشانی است ایشان را اللیل نسلخ منه النهار این شب که می درکشیم ازو روز فإذا هم مظلمون ۳۷ تا ایشان در تاریکی میشوند
و الشمس تجری لمستقر لها و خورشید میرود آرامگاه خود را ذلک تقدیر العزیز العلیم ۳۸ آن راست داشته و باز انداخته خدای توانای داناست
و القمر قدرناه منازل و ماه اندازه کردیم آن را در رفتن منزلها در شبانروز حتی عاد تا آن گه که باز گردد کالعرجون القدیم ۳۹ چون شاخ خرما بن یک ساله خشک
لا الشمس ینبغی لها نه آفتاب را سزد أن تدرک القمر که ماه را دریابد و لا اللیل سابق النهار و نه شب روز را کم آرد و عاجز و کل فی فلک یسبحون ۴۰ و هر دو در فلک فراخ میروند
و آیة لهم و نشانی است ایشان را أنا حملنا ذریتهم که ما برداشتیم پدران ایشان را که فرزندان را زادند فی الفلک المشحون ۴۱ در آن کشتی گران بار پر کرده
و خلقنا لهم و بیافریدیم ایشان را من مثله از هم مانند کشتی نوح ما یرکبون ۴۲ آنچه می برنشینند بران
و إن نشأ نغرقهم و اگر خواهیم ایشان را در آب کنیم فلا صریخ لهم فریادرس نبود ایشان را و لا هم ینقذون ۴۳ و ایشان را نرهانند
إلا رحمة منا مگر بخشایشی از ما و متاعا إلی حین ۴۴ و برخوردارییی تا فراسرانجام
و إذا قیل لهم چون ایشان را گویند اتقوا ما بین أیدیکم بپرهیزید از پاداش گناهان که کردید از پیش و ما خلفکم و گناهان که خواهید کرد ازین پس لعلکم ترحمون ۴۵ مگر ببخشایند بر شما
و ما تأتیهم من آیة من آیات ربهم نیاید بایشان هیچ نشانی از نشانهای خداوند ایشان إلا کانوا عنها معرضین ۴۶ مگر از ان روی گردانیده میباشند
و إذا قیل لهم أنفقوا و چون ایشان را گویند نفقه کنید بر درویشان مما رزقکم الله از آنچه الله شما را روزی داد قال الذین کفروا للذین آمنوا ناگرویدگان ایشان گویند گرویدگان را أ نطعم من لو یشاء الله أطعمه ما طعام دهیم کسی را که اگر الله خواهد او را خود طعام دهد إن أنتم إلا فی ضلال مبین ۴۷ نیستید شما مگر در گمراهیی آشکارا
و یقولون متی هذا الوعد و میگویند این هنگام رستاخیز کی خواهد بود إن کنتم صادقین ۴۸ اگر راست می گویید
ما ینظرون إلا صیحة واحدة چشم نمیدارند مگر یک بانک تأخذهم و هم یخصمون ۴۹ که فرا گیرد ایشان را و ایشان با هم بر آویخته
فلا یستطیعون توصیة نه اندرزی توانند که کنند و لا إلی أهلهم یرجعون ۵۰ و نه توانند که با خاندان خویش آیند
و نفخ فی الصور و دردمند در صور فإذا هم من الأجداث إلی ربهم ینسلون ۵۱ ایشان از گورها بسوی خداوند خویش می پویند شتابان
قالوا یا ویلنا گویند ای ویل و نفریغ و هلاک بر ما من بعثنا من مرقدنا که بیدار کرد و بینگیخت ما را از این خوابگاه ما هذا ما وعد الرحمن این آنست که رحمن وعده داده بود ما را و صدق المرسلون ۵۲ و فرستادگان او راست گفتند
إن کانت إلا صیحة واحدة نبود مگر یک بانک فإذا هم جمیع که ایشان را همه بهم لدینا محضرون ۵۳ نزدیک ما حاضر کردگان باشند
فالیوم لا تظلم نفس شییا امروز بیداد نکنند بر هیچکس و لا تجزون إلا ما کنتم تعملون ۵۴ و پاداش ندهند شما را مگر آنچه میکردید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş