۳ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی ثم أورثنا الکتاب پس میراث دادیم نامه الذین اصطفینا من عبادنا اینان که برگزیدیم از رهیکان خویش فمنهم ظالم لنفسه ازیشان هست که ستمکار نفس خویش است و منهم مقتصد و هست ازیشان که راه میانه رفت و منهم سابق بالخیرات و هست ازیشان پیشوا و پیشی جوی بنیکیها بإذن الله بخواست و دانش خدا ذلک هو الفضل الکبیر ۳۲ اینست این فضل بزرگوار از خداوند بزرگوار
جنات عدن سرایهای همیشی یدخلونها می درروند در ان یحلون فیها میآرایند ایشان را در ان بهشتها من أساور من ذهب و لؤلؤا از دستینه ها از زر و مروارید و لباسهم فیها حریر ۳۳ و جامه ایشان در ان حریر
و قالوا الحمد لله و گویند حمد الله را الذی أذهب عنا الحزن آن خداوند که ببرد از ما اندوه إن ربنا لغفور شکور ۲۴ خداوند ما بزرگ آمرز است و خرد پذیر
الذی أحلنا او که فرو آورد ما را دار المقامة سرای همیشی من فضله از نیکوکاری خویش لا یمسنا فیها نصب نرسد بما در ان هیچ رنجوری و لا یمسنا فیها لغوب ۳۵ و نرسد بما در ان هیچ ماندگی
و الذین کفروا و ایشان که کافر شدند لهم نار جهنم ایشانراست آتش دوزخ لا یقضی علیهم فیموتوا بر ایشان مرگ نرانند که بمیرند و لا یخفف عنهم من عذابها و هیچ عذاب ازیشان سست نکنند کذلک یجزی کل کفور ۳۶ همچنین پاداش دهند هر ناگرویده ای را
و هم یصطرخون فیها و ایشان فریادرس میخواهند در ان ربنا أخرجنا میگویند خداوند ما بیرون آر ما را نعمل صالحا تا کردار نیک کنیم غیر الذی کنا نعمل جز آن که میکردیم أ و لم نعمرکم نه زندگانی دادیم شما را ما یتذکر فیه من تذکر چندان که پند توانستید پذیرفت در ان آن کس که پذیرفتند و جاءکم النذیر و نه آگاه کننده بشما آمد فذوقوا فما للظالمین من نصیر ۳۷ می چشید عذاب که ناگرویدگان را یاری ده نیست هیچ
إن الله عالم غیب السماوات و الأرض الله داناست بهر نهان که در آسمانها و زمینهاست إنه علیم بذات الصدور ۳۸ که او داناست بهر چه در دلهاست
هو الذی جعلکم خلایف فی الأرض او آنست که شما را پسینان کرد پس پیشینان در زمین فمن کفر فعلیه کفره هر که ناگرویده شد ناگرویدن او برو و لا یزید الکافرین کفرهم و نفزاید ناگرویدگان را ناگرویدن ایشان عند ربهم نزدیک خدای ایشان إلا مقتا مگر زشتی و لا یزید الکافرین کفرهم إلا خسارا ۳۹ و نفزاید ناگرویدگان را ناگرویدن ایشان مگر زیانکاری
قل پیغامبر من بگوی أ رأیتم شرکاءکم الذین تدعون من دون الله چه بینید این انباز گرفتگان شما که خدای میخوانید فرود از الله أرونی ما ذا خلقوا من الأرض با من نمایید تا چه چیز آفریدند در زمین أم لهم شرک فی السماوات یا ایشان را انبازیی هست با الله در آفرینش آسمانها أم آتیناهم کتابا یا ایشان را نامه ای دادیم فهم علی بینة منه که ایشان بریشان درست اند از آن بل إن یعد الظالمون بعضهم بعضا إلا غرورا ۴۰ بلکه وعده نمی دهد ناگرویدگان یکدیگر را مگر بفریب
إن الله یمسک السماوات و الأرض الله می دارد بر جای آسمانها و زمینها را أن تزولا تا از جای بنجنبند و لین زالتا و اگر بجنبند إن أمسکهما من أحد من بعده بجای ندارد آن را هیچ کس پس او إنه کان حلیما غفورا ۴۱ او خداوند بردبارست از دشمنان آمرزگار دوستان همیشه
و أقسموا بالله سوگندان می خورند بخدای جهد أیمانهم هر چند که توانستند از سوگندان خویش لین جاءهم نذیر که اگر بایشان آید آگاه کننده ای لیکونن أهدی من إحدی الأمم ایشان راست راه تر باشند از هر یکی ازین نامه داران مردمان فلما جاءهم نذیر چون بایشان آمد آگاه کننده ای ما زادهم إلا نفورا ۴۳ نیفزود ایشان را مگر رمیدن
استکبارا فی الأرض بگردنکشی در زمین و مکر السیی و بدسازی و دستان گری و لا یحیق المکر السیی إلا بأهله و فرا سر نه نشیند ساز بد مگر سازنده را فهل ینظرون إلا سنت الأولین چشم نمیدارند مگر در خور آنچه پیشینان دیدند از سرانجام بد فلن تجد لسنت الله تبدیلا نیابی هرگز نهاد الله را جز کردن و لن تجد لسنت الله تحویلا ۴۳ و نیابی هرگز نهاد الله را بگردانیدن
أ و لم یسیروا فی الأرض نروند در زمین فینظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلهم تا بینند که چون بود سرانجام ایشان که پیش از ایشان بودند و کانوا أشد منهم قوة و ازیشان سخت نیروتر بودند و ما کان الله لیعجزه من شی ء و الله آن کس نیست که چیزی او را عاجز کند یا کسی ازو پیش شود فی السماوات و لا فی الأرض نه در آسمانها و نه در زمینها إنه کان علیما قدیرا ۴۴ که او خداوندی است دانا توانا
و لو یؤاخذ الله الناس و اگر الله مردمان را می بگرفتی بما کسبوا بآنچه ایشان می کنند ما ترک علی ظهرها من دابة بنگذاشتی بر پشت زمین هیچ جنبنده و لکن یؤخرهم إلی أجل مسمی لکن ایشان را باز پس میدارد تا بهنگامی نامزد کرده فإذا جاء أجلهم آن گه که هنگام ایشان آید فإن الله کان بعباده بصیرا ۴۵ الله برهیکان خویش و بکردار ایشان داناست و بینا و آگاه
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş