۴ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی و قضی ربک خدای تو فرمود و وصیت کرد ألا تعبدوا إلا إیاه که مپرستید بخدایی مگر او را و بالوالدین إحسانا و نیز بپدر و مادر که نیکویی کنید با ایشان إما یبلغن عندک الکبر اگر چنانست که بپیری رسند در زندگانی تو أحدهما أو کلاهما یکی از ایشان یا هر دو فلا تقل لهما أف نگر که ایشان را نگویی اف و لا تنهرهما و بآواز بلند با ایشان سخن نگویی و قل لهما قولا کریما ۲۳ و با ایشان سخنی آزاده نیکو گوی
و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة و ایشان را بفروتنی و فروتری بر تواضع و خدمتکاری در پای آر و قل رب ارحمهما و بگوی خداوند من ببخشای بر ایشان کما ربیانی صغیرا ۲۴ چنانک مرا بپروردند و من خرد بودم
ربکم أعلم بما فی نفوسکم خداوند شما داناست بآنچ در تنهای شماست إن تکونوا صالحین اگر چنانست که از نیکانید فإنه کان للأوابین غفورا ۲۵ او تایبان را و باز گروندگان را با او آمرزگارست
و آت ذا القربی حقه حق خویشاوند از مال خود او را ده و المسکین و ابن السبیل و درویش را و راهگذری را و لا تبذر تبذیرا ۲۶ و مال خویش بیهوده ضایع مکن ضایع کردنی
إن المبذرین ضایع کنندگان مال بیهوده کانوا إخوان الشیاطین برادران و همکاران دیواند و کان الشیطان لربه کفورا ۲۷ و دیو خداوند خویش را ناسپاس است
و إما تعرضن عنهم و اگر روی گردانی هنگامی از خویشاوندان و درویشان و آنچ خواهند نداری و نتوانی ابتغاء رحمة من ربک ترجوها در امید رحمتی از خداوندی خویش که می بیوسی فقل لهم قولا میسورا ۲۸ فرا ایشان سخنی گوی از وعد که دل ایشان را خوش کند
و لا تجعل یدک مغلولة إلی عنقک و دست خویش با گردن خویش مبند و لا تبسطها کل البسط و بگزاف فرو مگشای از همه روی فتقعد که بنشینی و بمانی ملوما محسورا ۲۹ نکوهیده در قسمت درمانده از نفقه
إن ربک یبسط الرزق لمن یشاء خداوند تو می گستراند و می گشاید روزی او را که خواهد و یقدر و فرو می گیرد باندازه إنه کان بعباده خبیرا بصیرا ۳۰ که الله تعالی از بندگان خویش آگاهست بایشان دانا و بینا همیشه
و لا تقتلوا أولادکم فرزندان خویش را مکشید خشیة إملاق از بیم درویشی نحن نرزقهم و إیاکم ما روزی دهیم هم ایشان را و هم شما را إن قتلهم کان خطأ کبیرا ۳۱ فرزند کشتن گناهی بزرگست
و لا تقربوا الزنی و گرد زنا مگردید إنه کان فاحشة که زنا زشتست و ساء سبیلا ۳۲ و بد راهی که آنست
و لا تقتلوا النفس التی حرم الله و مکشید آن تن که حرام کرد الله تعالی کشتن آن إلا بالحق مگر بفرمان خدای و من قتل مظلوما و هر کسرا بکشتند به بیداد فقد جعلنا لولیه سلطانا وارث او را کردیم بفرمان خویش در دین خویش دست رسی فلا یسرف فی القتل تا مردم گزاف نکنند در کشتن إنه کان منصورا ۳۳ که یاری الله تعالی با آن خونست
و لا تقربوا مال الیتیم و گرد مال یتیم مگردید إلا بالتی هی أحسن مگر بآن روی که آن نیکوتر حتی یبلغ أشده تا آن گه که یتیم بنگاهداشت مال خود رسد و أوفوا بالعهد و پیمان خویش را باز آیید إن العهد کان مسؤلا ۳۴ که شما را از پیمان بخواهند پرسید
و أوفوا الکیل إذا کلتم و راست پیمایید و تمام که پیمایید و زنوا بالقسطاس المستقیم و بترازوی راست سنجید ذلک خیر و أحسن تأویلا ۳۵ شما را آن به است و نیکو سرانجام تر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş