۴ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی یا أیها الذین آمنوا ای ایشان که بگرویدند إن کثیرا من الأحبار و الرهبان بسیاری از این دانشمندان جهودان و خداترسان ترسایان لیأکلون أموال الناس بالباطل مالهای مردمان میخورند به ناروای و ناراست و ناشایست و یصدون عن سبیل الله و برمی گردانند مردمان را از راه خدای و الذین یکنزون الذهب و الفضة و ایشان که زر و سیم گنج می نهند و لا ینفقونها فی سبیل الله و آن را از بهر خدا نفقت نمیکنند و در جهاد با دشمن وی فبشرهم بعذاب ألیم ۳۴ بشارت ده ایشان را بعذابی دردنمای
یوم یحمی علیها فی نار جهنم آن روز که آن را می تاوند و بر آن آتش می افروزند در دوزخ فتکوی بها جباههم و داغ میکنند بآن پیشانیهای ایشان را و جنوبهم و ظهورهم و پهلوهای ایشان و پشتهای ایشان هذا ما کنزتم لأنفسکم و ایشان را میگویند این آن گنج است که خویشتن را می نهادید فذوقوا ما کنتم تکنزون ۳۵ چشید جزاء آن گنجی که خود را مینهادید
إن عدة الشهور عند الله شمار ماهها بنزدیک خدای اثنا عشر شهرا آنست که ماهها دوازده است فی کتاب الله در خواست خدای و دانش و پسند خدای یوم خلق السماوات و الأرض از آن روز که آسمانها و زمین آفرید منها أربعة حرم از آن چهار ماه حرام با آزرم ذلک الدین القیم این است شمار راست فلا تظلموا فیهن أنفسکم در آن ماههای حرام بر خویشتن ستم مکنید و قاتلوا المشرکین کافة و مشرکان همواره کشتن کنید کما یقاتلونکم کافة هم چنان که ایشان با شما هموار کشتن کنند و اعلموا أن الله مع المتقین ۳۶ و بدانید که خدای با پرهیزکاران است
إنما النسی ء تأخیر حرمت ماه حرام تا ماه صفر زیادة فی الکفر بافزایشی است بر سری در کفر یضل به الذین کفروا که کافران بآن بی راه تر شوند و می کنند یحلونه عاما حلال میکنند محرم را یک سال و یحرمونه عاما و آن را حرام میدارند و آزرم آن بجای میدارند یک سال لیواطؤا میخواهند که بهوا و مراد خویش برابری جویند و کنند عدة ما حرم الله وانهادی که خدای نهاد و پسندی که او پسندید و عددی که وی نهاد فیحلوا ما حرم الله تا حرام کرده خدای حلال کنند زین لهم سوء أعمالهم بر آراستند ایشان را کارهای ایشان و الله لا یهدی القوم الکافرین ۳۷ خدای راه ننماید و کار نسازد قوم کافران را یا أیها الذین آمنوا ای ایشان که بگرویدند ما لکم چه رسید شما را إذا قیل لکم آن گه که شما را گویند انفروا فی سبیل الله بیرون شوید در جهاد از بهر خدای اثاقلتم إلی الأرض با زمین گرایید و گران خیزید أ رضیتم بالحیاة الدنیا من الآخرة باین جهان بسنده کردند بدل از آن جهان فما متاع الحیاة الدنیا نیست برخورداری و روزگار گذاشت این جهان فی الآخرة در مقابل آن جهان إلا قلیل ۳۸ مگر اندکی
إلا تنفروا اگر بیرون نشوید بغزا یعذبکم عذابا ألیما عذاب کند شما را عذابی دردنمای و یستبدل قوما غیرکم و بجای شما قومی دیگر آرد بیرون شدن را بجنگ دشمن وی و لا تضروه شییا و خدای را و رسول را هیچ گزند نیارید و الله علی کل شی ء قدیر ۳۹ و خدای بر همه چیز از تغییر و تبدیل قادر است و توانا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş