۴ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی و منهم من یستمع إلیک و ازیشان کس است که می نیوشد بگوش سر بتو و جعلنا علی قلوبهم أکنة و ما بر دلهای ایشان پوششها و غلافها افکنده ایم أن یفقهوه که حق را دریاوندی و فی آذانهم وقرا و در گوشهای ایشان از حق شنیدن گرانی و بار افکندیم و إن یروا کل آیة و اگر هر نشانی که ما نمودیم به بینند لا یؤمنوا بها بآن هم بنگروند حتی إذا جاؤک تا آن گه که آیند بتو یجادلونک پیکار می کنند با تو و حق را باز میدهند یقول الذین کفروا ایشان که کافر گشتند میگویند إن هذا إلا أساطیر الأولین ۲۵ نیست این مگر افسانهای پیشینیان
و هم ینهون عنه و ایشان از رنجانیدن رسول خدا مردمان را باز میدارند و ینأون عنه و خود از استوار داشتن وی باز میایستند و إن یهلکون إلا أنفسهم و هلاک نمی کنند مگر خویشتن را و ما یشعرون ۲۶ و نمیدانند
و لو تری و اگر تو بینی إذ وقفوا علی النار آن وقت که ایشان را بر آتش باز دارند فقالوا یا لیتنا نرد گویند ای کاشکی که ما را باز گذارندی و لا نکذب بآیات ربنا و دروغ زن نگیرید با سخنان خداوند خویش و نکون من المؤمنین ۲۷ و از گرویدگان بیم
بل باز نگذارند بدا لهم آشکارا شد ایشان را ما کانوا یخفون من قبل آنچه پنهان میداشتند پیش از این ۴ و لو ردوا و اگر ایشان را باز گذارندی با دنیا لعادوا باز گردیدندی لما نهوا عنه هم باز آنکه گفته بودیم ایشان را که مکنید و میکردند و إنهم لکاذبون ۲۸ و دروغ میگویند که اگر باز گذارندی ما تکذیب نیاریم و ایمان آریم
و قالوا و گفتند إن هی إلا حیاتنا الدنیا نیست این گیتی مگر همین زندگانی ما این جهانی و ما نحن بمبعوثین ۲۹ و ما برانگیختنی نیستیم
و لو تری و اگر تو بینی إذ وقفوا علی ربهم آن گه که ایشان را باز دارند و عرضه کنند بر خداوند خویش قال أ لیس هذا بالحق گوید اینچه می بینید راست نیست قالوا بلی و ربنا گویند آری هست بخداوند ما قال فذوقوا العذاب گوید پس عذاب می چشید بما کنتم تکفرون ۳۰ بآنچه کافر شدید
قد خسر الذین کذبوا زیان کار شدند و نومید ماندند ایشان که دروغ شمردند بلقاء الله دیدن خدای را عز و جل و قیامت حتی إذا جاءتهم الساعة بغتة تا آن گه که با ایشان آمد رستاخیز ناگاه قالوا یا حسرتنا گفتند یا نفریغا علی ما فرطنا فیها بر آن تقصیر و فرو گذاشت که کردیم در دنیا و هم یحملون أوزارهم علی ظهورهم و برمیگیرند بارهای گناهان خود بر پشتهای خود ألا آگاه باشید ساء ما یزرون ۳۱ بد باری است بار گناه که می کشند
و ما الحیاة الدنیا و نیست زندگانی این جهانی إلا لعب و لهو مگر بازی و شغلی و للدار الآخرة خیر و سرای پسین بر راستی که به است للذین یتقون ایشان را که از خشم و عذاب خدای می پرهیزند أ فلا تعقلون ۳۲ هیچ حق در نمی یابند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş