۵ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله و إنه لتنزیل رب العالمین ۱۹۲ این نامه فرو فرستاده خداوند جهانیانست
نزل به فرود آورد آن را الروح الأمین ۱۹۳ آن روح استوار
علی قلبک بر دل تو لتکون من المنذرین ۱۹۴ آن را تا تو از آگاه کنندگان باشی و از ترسانندگان
بلسان عربی مبین ۱۹۵ بزبان تازی پیدا
و إنه لفی زبر الأولین ۱۹۶ و این در کتابهای پیشینیان است
أ و لم یکن لهم آیة این نشان روشن نبود أن یعلمه علماء بنی إسراییل ۱۹۷ که دانایان بنی اسراییل می شناسند
و لو نزلناه علی بعض الأعجمین ۱۹۸ و اگر ما این بر کسی فرستادیمی نه تازی زبان فقرأه علیهم و آن کس آن را بر قریش خواندی ما کانوا به مؤمنین ۱۹۹ بنگرویدندی بآن کذلک سلکناه چنان نهادیم و کردیم این فی قلوب المجرمین ۲۰۰ در دلهای کافران
لا یؤمنون به بنپذیرند و بنگروند بآن حتی یروا العذاب الألیم ۲۰۱ تا آن گه که بینند عذاب دردنمای
فیأتیهم بغتة و هم لا یشعرون ۲۰۲ که بایشان آید ناگاه و ایشان نادان و ناآگاه
فیقولوا هل نحن منظرون ۲۰۳ و گویند ما را هیچ درنگ دهند
أ فبعذابنا یستعجلون ۲۰۴ بعذاب ما می شتابند
أ فرأیت إن متعناهم سنین ۲۰۵ چه بینی اگر ما ایشان را برخوردار کنیم سالها
ثم جاءهم ما کانوا یوعدون ۲۰۶ پس بایشان آید آنچه ایشان را وعده می دهند
ما أغنی عنهم چه بکار آید ایشان را و چه سود دارد ایشان را ما کانوا یمتعون ۲۰۷ آن برخورداری که می دادند ایشان را
و ما أهلکنا من قریة و هلاک نکردیم ما هیچ شهر را إلا لها منذرون ۲۰۸ مگر آن را آگاه کنندگان و بیم نمایان بود
ذکری بیاد کردن و در یاد دادن و ما کنا ظالمین ۲۰۹ و ما هرگز ستمکار نبودیم
و ما تنزلت به الشیاطین ۲۱۰ و هرگز دیوان این فرو نیاوردند
و ما ینبغی لهم و خود نسزد ایشان را و ما یستطیعون ۲۱۱ و خود نتوانند
إنهم عن السمع لمعزولون ۲۱۲ که ایشان را از نیوشیدن و سخن شنیدن دور کرده اند
فلا تدع مع الله إلها آخر با الله خدایی دیگر مخوان فتکون من المعذبین ۲۱۳ که از عذاب کردگان باشی
و أنذر عشیرتک الأقربین ۲۱۴ و بیم نمای و آگاه کن خاندان نزدیک تران خویش را
و اخفض جناحک و پر خویش فرو دار لمن اتبعک من المؤمنین ۲۱۵ ایشان را که بر پی تو روند از مؤمنان
فإن عصوک اگر سرکشند از تو فقل إنی بری ء مما تعملون ۲۱۶ گوی می بیزارم از آن که شما میکنید
و توکل علی العزیز الرحیم ۲۱۷ و پشت باز کن و کار خود بسپار و پشتی دار بآن توانای مهربان
الذی یراک حین تقوم
۲۱۸ او که می بیند ترا که بر نماز خیزی
و تقلبک فی الساجدین ۲۱۹ و می بیند گشتن ترا در رکوع و سجود
إنه هو السمیع العلیم ۲۲۰ که الله شنواست دانا
هل أنبیکم علی من تنزل الشیاطین ۲۲۱ شما را خبر کنم که دیوان بوحی خویش بر که فرود آیند
تنزل علی کل أفاک أثیم ۲۲۲ فرود آیند بر هر کژ سخنی دروغ زنی بزهمندی
یلقون السمع که گوش فرا دارند و أکثرهم کاذبون ۲۲۳ و بیشتر ایشان دروغ زنانند
و الشعراء یتبعهم الغاوون ۲۲۴ و شاعران آنانند که در پی ایشانست بی راهان و
أ لم تر أنهم فی کل واد یهیمون ۲۲۵ نمی بینی که ایشان در هر رود کده ای و هامونی بگم راهی میروند
و أنهم یقولون ما لا یفعلون ۲۲۶ و آنچه نکنند میگویند إلا الذین آمنوا و عملوا الصالحات مگر ایشان که بگرویدند و کارهای نیک کردند و ذکروا الله کثیرا و بر خداوند خویش ستایش فراوان کردند و انتصروا من بعد ما ظلموا و بزیان کین کشیدند پس آنکه بر ایشان ستم کردند و سیعلم الذین ظلموا و آری بدانند ایشان که ستمها کردند أی منقلب ینقلبون ۲۲۷ که با کدام گشتگان گردند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş