۵ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی و داود و سلیمان و یاد کن داود و سلیمان را إذ یحکمان فی الحرث که داوری می بریدند در آن کشتزار إذ نفشت فیه که چرا کرد در آن بشب غنم القوم گله گوسفند قومی دیگر و کنا لحکمهم شاهدین ۷۸ و ما داوری بریدن ایشان را آنجا بودیم بآگاهی و دانش
ففهمناها سلیمان دریافت داوری سلیمان را دادیم و کلا آتینا حکما و علما و هر دو را حکمت و علم دادیم و سخرنا مع داود الجبال و نرم کردیم و فرمان بردار کوه ها را با داود یسبحن و الطیر تا کوه و مرغ می ستودند با داود که مرا میشود و کنا فاعلین ۷۹ و کردیم از نیکوکاری آنچه کردیم و توانایان بودیم بر کرد آنچه کردیم
و علمناه صنعة لبوس لکم و در آموختیم داود را زره کردن از بهر شما لتحصنکم من بأسکم تا نگه داریم شما را بآن از گزند سخت شما فهل أنتم شاکرون ۸۰ مرا سپاس دار هستید
و لسلیمان الریح عاصفة و نرم کردیم و فرمانبردار سلیمان را باد عاصفه تجری بأمره می رفت و می برد بفرمان او إلی الأرض التی بارکنا فیها بزمین مقدسه ای که ما برکت کردیم در آن و کنا بکل شی ء عالمین ۸۱ و ما بهمه چیز داناییم همیشه
و من الشیاطین من یغوصون له و از دیوان او را غواصان دادیم و یعملون عملا دون ذلک و جز از آن هر کار که میخواست میکردند و کنا لهم حافظین ۸۲ و می کوشیدیم ایشان را تا آنچه میکردند تباه نکردند
و أیوب إذ نادی ربه و یاد کن ایوب را که آواز داد خداوند خویش را أنی مسنی الضر که گزند رسید بمن و أنت أرحم الراحمین ۸۳ و تو بخشاینده تر بخشایندگانی
فاستجبنا له پاسخ کردیم او را فکشفنا ما به من ضر باز بردیم آن گزند که بود باو و آتیناه أهله و مثلهم معهم و باو دادیم کسان او و هم چندان دیگر با ایشان رحمة من عندنا بخشایشی از نزدیک ما و ذکری للعابدین ۸۴ و یادگاری امت محمد را
و إسماعیل و إدریس و ذا الکفل و یاد کن اسماعیل را و ادریس را و ذا الکفل را کل من الصابرین ۸۵ همه از شکیبایان بودند
و أدخلناهم فی رحمتنا و در آوردیم ایشان را در نبوت خویش إنهم من الصالحین ۸۶ که ایشان از نیکان بودند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş