۵ - النوبة الثالثة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و الذین آمنوا و عملوا الصالحات الایة گفته اند که ایمان بر چهار قسم است ایمانی که در دنیا بکار آید و در عقبی نه چون ایمان منافقان دیگر ایمانی که در عقبی بکار آید و در دنیا نه چون ایمان سحره فرعون سوم ایمانی که نه در دنیا بکار آید نه در عقبی چون ایمان فرعون در وقت معاینه عذاب و هلاک چهارم ایمانی که هم در دنیا بکار آید هم در عقبی و آن ایمان موحدان است و مخلصان که ایشان را خدمت است بر سنت و معرفت است بر مشاهدت و یادگار است در حقیقت در معاملت صدق بجای آوردند و در عبادت سنت و در صحبت امانت ایشان اند که رب العالمین گفت و الذین آمنوا و عملوا الصالحات لا نکلف نفسا إلا وسعها میگوید جل جلاله ما مؤمنان را و نیک مردان را بار گران ننهیم و بهشت باقی و نعیم جاودانی از ایشان دریغ نداریم هم در دنیا ایشان را بهشت عرفان است هم در عقبی ایشان را بهشت رضوان امروز در حدایق مناجات و ریاض ذکر می نازند و فردا در حقایق مواصلات بر بساط مشاهدت می آسایند پیر طریقت گفت الهی نسیمی دمید از باغ دوستی دل را فدا کردیم بویی یافتیم از خزینه دوستی بپادشاهی بر سر عالم ندا کردیم برقی تافت از مشرق حقیقت آب گل کم انگاشتیم الهی هر شادی که بی تو است اندوه آنست هر منزل که نه در راه تو است زندان است هر دل که نه در طلب تو است ویران است یک نفس با تو بدو گیتی ارزان است یک دیدار از آن تو بصد هزار جان رایگان است صد جان نکند آنچه کند بوی وصالت و نزعنا ما فی صدورهم من غل صفت جوانمردان طریقت و سالکان راه حقیقت است که رب العزة اول دلهای ایشان از هواها و بدعتها پاک کرد تا قدم بر جاده سنت نهادند و بنصوص کتاب خدا و سنت مصطفی ص پی بردند و هم و فهم خود در آیات صفات گم کردند و صواب دید خرد خود معزول کردند و باذعان گردن نهادند و بسمع قبول کردند و راه تسلیم پیش گرفتند تا از تعطیل و تشبیه برستند باز دلهای ایشان از دنیا و آلایش دنیا پاک کرد تا نور معرفت در دل ایشان تافت و چشمهای حکمت در دلهاشان پدید آمد باز نظر خود ایشان را گرامی کرد و دوستی خلایق از دلهاشان بیرون کشید تا بهمگی با وی گشتند و در حقیقت افراد روان شدند و از اسباب وا مسبب آمدند یکی دیدند و یکی شنیدند و بیکی رسیدند زبان با ذکر و دل با فکر و جان با مهر زبان در یاد و دل در راز و جان در ناز تا دلم فتنه بر جمال تو شد بنده حسن ذو الجلال تو شد ای عزیز آن کسی که روی تو دید وای شگرف آنکه در جوال تو شد اما می دان تا عهد ازلی دامن تو نگیرد دل تو این کار بنپذیرد و تا حق به تو نپیوندد این طریق با تو بنسازد و تا حق بتو ننگرد دل تو او را نخواهد و نودوا أن تلکم الجنة أورثتموها بما کنتم تعملون این که گفت بما کنتم تعملون تسکین دل بنده را گفت و زیادت نواخت که بر وی می نهد و اگر نه بنده داند که عمل با تقصیر وی سزای آن درگاه نیست و آن منازل و آن درجات جزاء این عمل نیست اما بفضل خود ناشایسته می شایسته کند و ناپسندیده می آراید و نیک خدایی و مهربانی خود در آن با بنده مینماید و علی الأعراف رجال چه مردانند ایشان که رب العزة ایشان را مردان خواند مردانی که باد عنایت و نسیم رعایت از جانب قربت ناگاه بر ایشان گذر کرد شمالی باد چون بر گل گذر کرد نسیم گل بباغ اندر اثر کرد چون باد عنایت بر ایشان گذر کرد دلهاشان بنور معرف زنده کرد جانهاشان بعطر وصال خود خوشبوی کرد سرهاشان بصیقل عنایت روشن کرد بجمع همت و حسن سیرت ایشان را برخوردار کرد تا همت از خلق یکبارگی برداشتند و با مهر حق پرداختند مشتاق تو در کویت از شوق تو سرگردان از خلق جدا گشته خرسند بخلقانها از سوز جگر چشمی چون حلقه گوهرها وز آتش دل آهی چون رشته مرجانها لا جرم رب العزة در دنیا ایشان را بر اسرار و احوال بندگان اشراف داد و در عقبی بر منازل و درجات مؤمنان اشراف داد و مقام ایشان زبر خلایق کرد تا همه را دانند و کس ایشان را نداند همه را شناسد و کس ایشان را نشناسد اینست که گفت یعرفون کلا بسیماهم هر کسی را نشانی است و بی نشانی ایشان را نشان است هر کسی بصفتی در خود بمانده و بیخودی ایشان را صفت است دوزخیان در قید مخالفت از حق باز مانده و بهشتیان در بهشت بحظوظ خود آرمیده و ایشان را از هر دو بر کران داشته و بر همه مشرف کرده پیر طریقت گفت الهی چه زیبا است ایام دوستان تو با تو چه نیکوست معاملت ایشان در آرزوی دیدار تو چه خوش است گفت و گوی ایشان در راه جست و جوی تو چه بزرگوار است روزگار ایشان در سر کار تو و نادی أصحاب النار أصحاب الجنة أن أفیضوا علینا من الماء الایة فکما لم یرزقهم الیوم من عرفانه ذرة لا یسبقهم غدا فی تلک الاحوال قطرة و انشدوا فی معناه و أقسمن لا یسقیننا الدهر قطرة و لو ذخرت من ارضهن بحور و یقال انما یطلبون الماء لیبکوا به لأنه نفدت دموعهم و فی معناه انشدوا نزف البکاء دموع عینک فاستعر عینا لغیرک دمعها مدرار من ذا یعیرک عینه تبکی بها أ رأیت عینا للبکاء تعار

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.