۶ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی إنک لا تسمع الموتی تو نتوانی که کران را شنوانی و لا تسمع الصم الدعاء و کران آواز خواندن نشنوند إذا ولوا مدبرین ۸۰ آن گه که پشت برگردانند و برگردند
و ما أنت بهادی العمی عن ضلالتهم و تو آن نیستی که با راه آری نابینایانرا از گمراهی ایشان إن تسمع إلا من یؤمن بآیاتنا نشنوانی مگر آن کس که بگرود بسخنان ما فهم مسلمون ۸۱ و ایشانند که مسلمانانند
و إذا وقع القول علیهم و چون گفت خدای و سخن او واجب گشته بریشان افتد أخرجنا لهم دابة من الأرض بیرون آریم ایشان را جنبنده ای از زمین تکلمهم فرا روی مردم میگوید أن الناس کانوا بآیاتنا لا یوقنون ۸۲ که مردمان بآیات و سخنان ما و بوعد و وعید ما بنمی گروند و بی گمان نمی باشند
و یوم نحشر و آن روز که فراهم آریم من کل أمة فوجا از هر امتی جوکی ممن یکذب بآیاتنا ازیشان که بدروغ میداشتند سخنان ما فهم یوزعون ۸۳ ایشان را فراهم میرانند و می باز دارند
حتی إذا جاؤ تا آن گه که آیند قال أ کذبتم بآیاتی گوید سخنان من دروغ شمردید و لم تحیطوا بها علما و آن را در نیافتید أما ذا کنتم تعملون ۸۴ تا آن خود چه بود که می کردید
و وقع القول علیهم ایشان را بیفتاد آن گفت که وعید گفته بود ایشان را و واجب گشته رسیدن عذاب بر ایشان بما ظلموا بآن ستم که کردند فهم لا ینطقون ۸۵ ایشان خاموش مانند هیچ سخن نگویند
أ لم یروا نمی بینند أنا جعلنا اللیل لیسکنوا فیه که ما شب تاریک کردیم تا آرام گیرند در آن و النهار مبصرا و روز روشن کردیم تا می بینند در آن إن فی ذلک لآیات در آن نشانی سخت پیداست لقوم یؤمنون ۸۶ گروهی را که بگروند
و یوم ینفخ فی الصور آن روز که در دمند در صور ففزع من فی السماوات و من فی الأرض بترسد اهل آسمان و زمین إلا من شاء الله مگر آنکه خدا خواهد و کل أتوه داخرین ۸۷ و همه آمدنیند باو ناچار و ناکام
و تری الجبال تحسبها جامدة و کوه ها بینی پنداری که بر جای است و هی تمر مر السحاب و آن میرود چنان که ابر رود صنع الله الذی أتقن کل شی ء این صنع خدای است آن که هر چه کرد محکم کرد و استوار إنه خبیر بما تفعلون ۸۸ او آگاه است و دانا بهر چه میکنید
من جاء بالحسنة هر که نیکی آرد فله خیر منها او راست به از آن و هم من فزع یومیذ آمنون ۸۹ ایشان از بیم آن روز رستگارانند و بی بیم
و من جاء بالسییة و هر که بدی آرد فکبت وجوههم فی النار نگون اندازند رویهای ایشان در آتش هل تجزون إلا ما کنتم تعملون ۹۰ و ایشان را گویند شما را پاداش خواهند داد مگر آنچه میکردید
إنما أمرت مرا فرمودند أن أعبد رب هذه البلدة که خدای این شهر را پرستم الذی حرمها آن خدای که این را آزرم بزرگ نهاد و له کل شی ء و همه چیز او راست و أمرت أن أکون من المسلمین ۹۱ و مرا فرمودند تا از گردن نهادگان باشم
و أن أتلوا القرآن و قرآن خوانم فمن اهتدی فإنما یهتدی لنفسه هر که با راه آید خویشتن را با راه آید و من ضل و هر که بگمراهی رود فقل إنما أنا من المنذرین ۹۲ گوی من از آگاه کنندگانم
و قل الحمد لله گوی حمد و ثناء نیکو الله را سیریکم آیاته که بشما می نماید نشانهای خویش فتعرفونها تا بشناسید آن را و ما ربک بغافل عما تعملون ۹۳ و خداوند تو ناآگاه نیست از آنچه میکنید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş