۶ - النوبة الثالثة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و تقدس یا أیها الذین آمنوا اینت نداء کرامت و اینت خطاب با لطافت اینت نظم بر آفرین و بر دلها شیرین آشنایی را سبب و روشنایی را مدد ایمن کردن از دوری و اجابت را دستوری میگوید ای شما که مؤمنانید و رسالت را شنیدید و گردن نهادید و واسطه پسندیدید اتقوا الله بترسید از خدای بپرهیزید از خشم او و بیندیشید ازو که همه ازو قل کل من عند الله در عالم بمهربانی و بنده نوازی که چنو امید عاصیان بدو درمان بلاها ازو فخر کردن نه مگر بنام او و بر آسودن نه مگر بنشان او رستگی و پیوستگی نه مگر بهدایت و رعایت او اینست که گفت جل جلاله و ابتغوا إلیه الوسیلة وسیلت نزدیکیست و نزدیکی سبب پیوستگی و رستگی است وسیلت آن وسایط است که میان بنده و مولی دوستی را نشانست و سبب اتصال میان ایشان عیانست آن چیست که وصلت و اتصال بآنست بزرگ داشتن امر و شکوه داشتن نهی و شفقت بر خلق و خدمت حق و کوشیدن در ابواب نوافل و عمارت کردن جان و دل کوشیدن در ابواب نوافل بسه چیز توان یکی نظر الله بیاد داشتن دوم روزگار خود از ضایعی دریغ داشتن سیوم درویشی خویش در موقف عرض بشناختن و چون نظر الله یاد داری از متقیانی چون روزگار خود را از ضایعی دریغ داری از عابدانی چون درویشی خویش در موقف عرض بشناسی از خاشعانی عمارت دل بسه چیز توان بشنیدن علم و کم آمیختن با خلق و کوتاهی امل تا در سماع علمی در حلقه فریشتگانی تا از خلق برکناری در شمار معصومانی تا با کوتاهی املی از جمله صدیقانی و ابتغوا إلیه الوسیلة میگوید بخدای نزدیکی جویید شما که عابدانید بفضایل شما که عالمانید بدلایل شما که عارفانید بترک وسایل وسیلت عابدان چیست التایبون العابدون الی آخره وسیلت عالمان چیست أ و لم ینظروا فی ملکوت السماوات و الأرض وسیلت عارفان چیست قل الله ثم ذرهم وسیلت عابدان معاملت است وسیلت عالمان مکاشفت است وسیلت عارفان معاینت است وسیلت عابدان راستی است وسیلت عالمان دوستی است وسیلت عارفان نیستی است وسیلت عابدان یادی است بنیاز وسیلت عالمان یادی است بناز وسیلت عارفان یادی است نه بنیاز نه بناز و قصه آن دراز پیر طریقت ازینجا گفت الهی اگر کسی ترا بجستن یافت من بگریختن یافتم گر کسی ترا بذکر کردن یافت من ترا بفراموش کردن یافتم گر کسی ترا بطلب یافت من خود طلب از تو یافتم الهی وسیلت بتو هم تویی اول تو بودی و آخر تویی همه تویی و بس باقی هوس و گفته اند وسیلت سبق عنایت است که رب العزة گفت سبقت لهم منا الحسنی و رحمت که در ازل بر خود نبشت کتب ربکم علی نفسه الرحمة بی رهی رهی را بنواخته و سپاه عنایت در پیش داشته و رحمت بر خود نبشته پیر طریقت گفت الهی آن روز کجا باز یابم که تو مرا بودی و من نبودم تا باز بآن روز نرسم میان آتش و دودم اگر بدو گیتی آن روز یابم من بر سودم ور بود تو خود را دریابم به نبود تو خود خشنودم و جاهدوا فی سبیله این خطاب با غازیان است و آنجا که گفت و جاهدوا فی الله خطاب با عارفان است جهاد غازیان بتیغ است با دشمن دین جهاد عارفان بقهر نفس است با خویشتن ثمره غازیان فردا حور و قصور و عارف در بحر عیان غرقه نور جهاد غازیان از سر عبادت رود و بوقت مشاهدت نظاره ابد کنند لا جرم ایشان را گفت لعلکم تفلحون یعنی فی الابد و جهاد عارفان از سر معرفت رود و بوقت مشاهدت نظاره ازل کنند تا رب العزة در حق ایشان میگوید هو اجتباکم إن الذین کفروا لو أن لهم ما فی الأرض جمیعا الایة الیوم یقبل من الاحباب مثقال ذرة وعدا لا یقبل من الاعداء مل ء الارض ذهبا کذا یکون الامر یریدون أن یخرجوا من النار الآیة آتشیان دو قسم اند قسمی ایشان که هرگز از آتش بیرون نیایند و درشدن ایشان بآتش تعذیب راست نه تطهیر را و این آیت در شأن ایشان است قسم دیگر آنست که در شدن ایشان بآتش تطهیر راست نه تعذیب را و حال ایشان بر تفاوت است قومی زودتر بیرون آیند و قومی دیرتر بر حسب حال و بر اندازه کردار و باز پسین کسی که بیرون آید هناد است و قصه وی معروف و فی ذلک ما روی ان النبی ص قال آخر من یخرج من النار رجل اسمه هناد و هو ینادی من قعر جهنم یا حنان یا منان گفت باز پسین کسی که از دوزخ بیرون آید مردی بود نام وی هناد گویند پس از همه خلق به پنج هزار سال بیرون آید و بروایتی به پانصد سال حسن بصری گفت کاشک من او بودمی در آن قعر دوزخ هناد میگوید یا حنان یا منان معنی منان آنست که ای خداوند منت بسیار ترا بر من منت فراوان است و مهربانی تمام عجبا کارا مردی که چندین هزار سال در دوزخ است گویی از نعمت مواصلات در آن درکات بجان او چه می پیوست که این تسبیح میگفت یا حنان یا منان اسرار این لطایف بمثالی بیرون توان داد آن طباخه که تو او را بخانه بری تا از بهر تو نان پزد آن خمیر خام در تنور گرم کند و در آن استوار نگیرد اما دل وی همه بآن قرصکها بود هر ساعتی رود و در آن نگرد که نباید که بسوزد گوید این پختن را در تنور آوردم نه سوختن را که خام شایسته خوردن نیست و سوخته سزای خوان نیست پس چون روی آن قرصها سرخ گردد و باطن آن پخته شود زود فرو گیرد و بر دست عزیز نهد و تا خوان ملوک می برد و تحت هذا لطیفة حسنة پس جمله امم که اهل سعادت باشند در سرای سعادت حلقه بندند و انبیا و اولیا همه آرزوی دیدار کنند و جمله ملایکه در نظاره و میگویند بار خدایا کریما مهربانا وعده دیدار کی است صد هزاران با نثار جان و دل در انتظار و آن جمال اندر حجاب و وعده دیدار نیست و جلال لم یزل و لا یزال گوید از امت محمد یک گدا در قعر حبس مالک مانده تا وی نیاید رؤیت شرط نیست تا آن گدا هناد نیاید دیدار ننمایم حسن بصری که گفت کاشک من او بودمی علما در آن مختلف اند که حسن چرا گفت قومی گفتند که هناد را بیرون آمدن یقین است و حسن میگوید آن من یقین نیست قومی گفتند حسن بصری در نگرست انبیا و اولیاء و صدیقان را دید دست بر مایده عزت دراز کرده و در انتظار بداشته و انتظار هناد میکنند گفت باری بایستی که من او بودمی تا انتظار من کردندی پس فرمان آید از جناب جبروت که یا جبرییل رو در میان آتش و هناد را بجوی گفته اند که جبرییل چهل سال در میان آتش وی را میجوید و نیابد مالک گوید کرا میجویی گوید هناد را گوید یا جبرییل هو هاهنا کالحممة او اینجایست همچون آلاس سیاه بیا تا او را در آن زاویه با تو نمایم جبرییل آید و وی را بیند سر بزانوی حسرت نهاده اگر بدوزخ آتش چو عشق بودی تیز گرفته بودی آتش ز تف خویش گریز جبرییل یک دو بار گوید یا هناد جوابش ندهد و با خود میگوید اهل غرفه ها را گویید که با حور و قصور ممتع باشید که ما را در این زاویه اندوه با نام دوست خوش است جبرییل گوید یا هناد سر از زانو برگیر و از من بشنو که من پیک ملک ام آخر سر برگیرد و سلام را علیک گوید آن گه گوید یا جبرییل دیدار نمودند جبرییل گوید نه هنوز دیدار ننمودند گوید رو بسلامت و سر وا زانو نهد گوید ما را درین گوشه سرای اندوه با نام او خوش است و همی گوید یا حنان یا منان و هر بار که از سر سوز خویش این کلمت گوید آتش دویست ساله راه ازو بگریزد و الله المنجی من عذاب الجحیم

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.