۷ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی و ما أبری نفسی من خویشتن را بی گناه ندارم و ندانم إن النفس لأمارة بالسوء که تن آدمی نهمار بدفرمایست و بدآموز إلا ما رحم ربی مگر آنچ خداوند من ببخشاید و نگاه دارد إن ربی غفور رحیم ۵۳ خداوند من عیب پوشست و آمرزگار بخشاینده و مهربان
و قال الملک ملک گفت ایتونی به بمن آرید او را أستخلصه لنفسی تا او را خاصه نفس خویش گیرم فلما کلمه چون سخن گفت او با وی قال إنک الیوم لدینا گفت تو امروز نزدیک ما مکین أمین ۵۴ پایگاه داری استواری و پسندیده
قال اجعلنی علی خزاین الأرض یوسف گفت مرا بر خزانهای این زمین گمار إنی حفیظ علیم ۵۵ که من آن را نگاه دارنده ای داناام
و کذلک مکنا لیوسف فی الأرض و هم چنان جای ساختیم و پایگاه دادیم یوسف را و توان در آن زمین یتبوأ منها حیث یشاء تا جای می گیرد هر جای که خواهد نصیب برحمتنا من نشاء رسانیم بخشایش خویش باو که خواهیم و لا نضیع أجر المحسنین ۵۶ و ما ضایع نکنیم مزد نیکوکاران
و لأجر الآخرة خیر و براستی که مزد آن جهان به است للذین آمنوا ایشان را که بگرویدند و کانوا یتقون ۵۷ و از بد بپرهیزیدند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş