۷ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و لما جاءت رسلنا لوطا و چون فرستادگان ما بلوط آمدند سی ء بهم اندوهگن شد بایشان و ضاق بهم ذرعا و تنگ دل شد بایشان و قال و گفت هذا یوم عصیب ۷۷ این روزی است سخت بر من گران و صعب و جاءه قومه و قوم او باو آمدند یهرعون إلیه می شتافتند باو و من قبل کانوا یعملون السییات و پیش از آن قوم بدیها میکردند قال یا قوم گفت ای قوم هؤلاء بناتی آنکه اینان دختران من اند هن أطهر لکم ایشان شما را حلال تر باشند فاتقوا الله بترسید از خدای و لا تخزون فی ضیفی و مرا خجل مکنید در مهمانان من أ لیس منکم رجل رشید ۷۸ در میان شما مردی نیست بر راه راست قالوا گفتند لقد علمت تو دانسته ای ما لنا فی بناتک من حق که ما را فرا دختران تو راه نیست و در ایشان دست نیست و إنک لتعلم ما نرید ۷۹ و تو دانی که آن چیست که ما میخواهیم قال لو أن لی بکم قوة گفت کاشک ما را بشما قوتی بودی أو آوی إلی رکن شدید ۸۰ یا کاشک من رکنی محکم و خاندانی روشناس داشتید که با آن گراییدید قالوا یا لوط گفتند ای لوط إنا رسل ربک ما فرستادگان خداوند توایم لن یصلوا إلیک بهیچ بد بتو نرسند آن قوم فأسر بأهلک کسان خویش را بر بقطع من اللیل پس پاسی از شب و لا یلتفت منکم أحد و مباد که یکی از شما با پس نگرد إلا امرأتک مگر زن تو که باز خواهد نگرست إنه مصیبها ما أصابهم که باو رسیدنی است آنچه بایشان خواهد رسید إن موعدهم الصبح هنگام عذاب دیدن ایشان هنگام بام است أ لیس الصبح بقریب ۸۱ هنگام بام نزدیک است فلما جاء أمرنا چون فرمان ما آمد جعلنا عالیها سافلها زبر آن شارستانها زیر آن کردیم و أمطرنا علیها حجارة من سجیل و فرو بارانیدیم بایشان سنگهای سخت در دیدار گل و در تا شش سنگ و اندرون آتش آکنده منضود ۸۲ بر هم نشانده و بر هم داشته پیاپی مسومة عند ربک نشان بر کرده نزدیک خداوند تو و ما هی من الظالمین ببعید ۸۳ آن و ماننده آن ازین ستمکاران دور نیست و إلی مدین أخاهم شعیبا و فرستادیم ب مدین کس ایشان شعیب قال یا قوم اعبدوا الله گفت ای قوم خدای را پرستید ما لکم من إله غیره که نیست شما را خدایی جز او و لا تنقصوا المکیال و المیزان و مکاهید پیمانه و ترازو إنی أراکم بخیر من بشما نیکو رایم بنیکویی فرا شما می نگرم و إنی أخاف علیکم عذاب یوم محیط ۸۴ و من بر شما می ترسم از عذاب روزی که آن روز عذاب گرد شما در آید و یا قوم أوفوا المکیال و المیزان بالقسط ای قوم تمام بر پیمایید و بر سنجید براستی و داد و لا تبخسوا الناس أشیاءهم و هیچ چیز از چیزهای مردمان بمکاهید و لا تعثوا فی الأرض مفسدین ۸۵ و بتباهی در زمین تباه کار مباشید بقیت الله خیر لکم آنچه ماند آن به است شما را و با بابرکت تر إن کنتم مؤمنین اگر گرویدگانید و ما أنا علیکم بحفیظ ۸۶ و من بر شما کوشوان نیستم که من پیغام رسانم

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.