۸ - النوبة الثانیة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و أوحینا إلی موسی و أخیه أن تبوءا لقومکما یقال بوأ و تبوأ کلاهما متعدیان مثل قطعته و تقطعته و خلصته و تخلصته و یقال بوأت لنفسی منزلا و لغیری منزلا ب مصر لم ینون لانه اسم بلدة بعینها قیل هو الاسکندریة و قیل مصر فرعون بیوتا یسکنون فیها و قیل یصلون فیها مفسران گفتند عبادت گاه و نماز جای بنی اسراییل کنیسها بود و کلیساها و جز در آن کنیسها و کلیساها نماز نکردندی و ایشان را جز در آن موضع معلوم نماز روا نبودی این خاصیت امت محمد است که هر جایی و بهر بقعتی نماز توانند کرد و ذلک قوله ص و جعلت لی الارض طهورا و مسجدا پس چون موسی رسالت و پیغام حق آورد فرعون بفرمود تا آن کنیسها و نمازگاه ایشان همه خراب کردند و ایشان را از عبادت و نماز بازداشتند فرمان آمد از رب العزة که در خانها مسجد سازید و نماز کنید تا از فرعون ایمن باشید این آیت دلیل است که کسی را که از بیم ظالم نماز آدینه در جامع نتواند کرد تا هم در خانه نماز پیشین بگزارد و وی در آن معذور بود و الیه اشار النبی ص قال من سمع النداء فلم یجبه فلا صلاة له الا من عذر قالوا یا رسول الله و ما العذر قال خوف او مرض قال الحسن و اجعلوا بیوتکم قبلة ای توجهوا الی الکعبة قال و کانت الکعبة قبلة موسی و من معه و قال سعید بن جبیر اجعلوا بیوتکم قبلة ای یقابل بعضها بعضا و أقیموا الصلاة و بشر المؤمنین این خطاب با موسی است میگوید بنی اسراییل را خبر کن و ایشان را بشارت ده که فرعونیان بآب کشتنی اند و شما بجای ایشان نشستنی اید همانست که رب العزة گفت فأخرجناهم من جنات و عیون و کنوز و مقام کریم کذلک و أورثناها بنی إسراییل و گفته اند خطاب با مصطفی است میگوید و بشر یا محمد المؤمنین بالنصرة فی الدنیا و الجنة فی العقبی و قال موسی ربنا إنک آتیت فرعون و ملأه زینة حلیا من اللباس و المراکب و أموالا ذهبا و فضة و نعما و ضیاعا فی الحیاة الدنیا ربنا لیضلوا عن سبیلک این لام لام عاقبت گویند کقوله لیکون لهم عدوا و حزنا ای لیکون عاقبة ذلک الضلال معنی آنست که ایشان را مال و نعمت و زینت دنیا دادی تا ایشان را در آن نعمت بطر گرفت و بی راه شدند و از ایمان سر وا زدند گردن کشیدند تا عاقبت بدان آمد که آن نعمت سبب ضلالت ایشان گشت و گفته اند لام کی است کقوله لأسقیناهم ماء غدقا لنفتنهم فیه یقول آتیتهم کی تفتنهم فیضلوا و یضلوا نعمت دادی ایشان را تا دلهای ایشان در فتنه افکنی خود بی راه شوند و دیگران را بی راه کنند یضلوا بضم یا قرایت کوفی است ربنا اطمس علی أموالهم سه بار خداوند خویش را خواند و گفت ربنا سنت است که دعا خواهی کرد سه بار الله خوانی گویی ربنا ربنا ربنا چنان که موسی خواند و در سدیگر بار گفت اطمس علی أموالهم الطمس المحق و اذهاب الشی ء یقول اذهب اموالهم و غیرها عن هییتها میگوید بار خدایا مال ایشان و خواسته ایشان به نیست آر و از هییت و آسای خود بگردان رب العالمین اجابت کرد و آن مالها و مطعومهایشان سنگین کرد مقاتل گفت و مجاهد و قتاده که درم و دینار ایشان هم چنان بر شکل و نقش خود مانده درست و پاره همه بجای خود سنگ شده کشت زار ایشان میوه بر درختها طعام در گنجینه ها جواهر در صندوقها همه سنگ گشته محمد بن کعب گفت مرد و زن در جامه خواب خفته بودند که فرا سر ایشان شدند هر دو سنگ بودند سدی گفت مسخ الله اموالهم حجارة و النخیل و الثمار و الدقیق و الاطعمة فکانت احدی الآیات التسع روی ان عمر بن عبد العزیز دعا بخریطة فیها اشیاء من بقایا آل فرعون فاخرج منها البیضة مشقوقة و الجوزة مشقوقة و انها لحجر و اشدد علی قلوبهم ای اقسها و اطبع علیها حتی لا تلین و لا تنشرح للایمان فلا یؤمنوا قیل هو نصب بجواب الدعاء بالفاء و قیل هو عطف علی قوله لیضلوا ای لیضلوا فلا یؤمنوا قال الفراء و هو دعاء و محله جزم کانه قال اللهم فلا یؤمنوا حتی یروا العذاب الالیم و هو الغرق می گوید بار خدایا ایدون بادا که ایمان نیارند تا بعذاب دردناک رسند امروز غرق و فردا حق امروز بکفر مرده فردا بآتش دوزخ سوخته قال قد أجیبت دعوتکما موسی دعا میکرد و هارون آمین میگفت و آمین گفتن هم دعا است ازین جهت دعوتکما گفت و نیز در اول این آیت گفته که إلی موسی و أخیه و اجابت دعا آن بود که رب العالمین فرعون را و قبطان را بآب غرق کرد و میان دعای موسی و اجابت حق چهل سال بود فاستقیما علی ما انتما علیه من الدعوة و تبلیغ الرسالة و لا تترکا دعاء فرعون و موعظته الی ان یاتیهم العذاب و لا تتبعان نهی بالنون الثقیلة و محله جزم یقال فی الواحد لا تتبعن بفتح النون لالتقاء الساکنین و بکسر النون فی التثنیة لهذه العلة و قرأ ابن عامر بتخفیف النون لان نون التأکید تخفف و تثقل و قیل هو نفی ای انتما لا تتبعان سبیل الذین لا یعلمون یقول لا تسلکا طریق الذین یجهلون حقیقة و عدی فتستعجلا قضایی ایشان را درین آیت نهی کرد از دو چیز از نومیدی از فرج و از استعجال در دعا روی انس بن مالک قال قال رسول الله ص لا یزال العبد بخیر ما لم یستعجل قیل یا رسول الله و کیف یستعجل قال یقول دعوت و لم یستجب لی و جاوزنا ببنی إسراییل البحر ای عبرنا بهم و صیرناهم الی الشط الآخر فأتبعهم لحقهم و ادرکهم فرعون و جنوده یقال اتبعه و تبعه اذا ادرکه و لحقه و لحقه و اتبعه بالتشدید اذا سار خلفه و اقتدی به بغیا و عدوا ای باغیا عادیا یعنی مستکبرا ظالما و قیل بغیا فی القول عدوا فی الفعل و ذلک ان الله امر موسی ان یخرج بنی اسراییل لیلا و هم ستمایة الف و عشرون الفا لا یعد فیهم ابن ستین و لا ابن عشرین سنة متوجهین الی البحر و مات ابکار القبط تلک اللیلة و شغلوا عن بنی اسراییل حتی اصبحوا و هو قوله فأتبعوهم مشرقین بعد ما دفنوا اولادهم فلما بلغ فرعون خروجهم رکب فی طلبهم و معه الف الف و ستمایة الف قالوا و فی عسکر فرعون مایة الف حصان ادهم سوی سایر الشیات و فرعون کان فی الادهم و کل رجل منهم علی حصان علی رأسه بیضة و بیده حربة فلما وصل فرعون بجنوده الی البحر و راوا البحر بتلک الهییة قال فرعون ها بنی البحر و خافوا دخول البحر و کان فرعون علی حصان و لم تکن فی خیل فرعون فرس انثی فجاء جبرییل علی فرس و دیق و خاض البحر و میکاییل یسوقهم لا یشد رجل منهم فلما شم ادهم فرعون ریح فرس جبرییل و فرعون و فرعون لا یراه انسل خلف فرس جبرییل فی الماء و لم یملک فرعون من امره شییا و اقتحمت الخیول خلفه فی الماء فلما دخل آخرهم البحر و هم اولهم ان یخرج انطبق الماء علیهم فذلک قوله حتی إذا أدرکه الغرق ای غمره الماء و قرب هلاکه قال آمنت أنه ای بانه لا إله إلا الذی آمنت به بنوا إسراییل و شرح این قصه مستوفی در سورة البقرة رفت قرایت حمزه و کسایی آمنت انه بکسر الف است باضمار قول ای آمنت و قلت أنه لا إله إلا و روا باشد که کسر انه بر معنی استیناف بود فیکون قوله آمنت کلاما تاما مکتفیا بنفسه کقوله ربنا آمنا فاکتبنا مع الشاهدین ثم استأنف انه علی جهة التوکید یعنی فقال فرعون أنه لا إله إلا الذی آمنت به بنوا إسراییل و أنا من المسلمین المنقادین المطیعین له فدس جبرییل علیه السلام فی فیه من حماة البحر و قال آلآن و قد عصیت قبل ای الان تؤمن و تتوب و قیل قال الله الان تؤمن و قد عصیت کفرت قبل و کنت من المفسدین المانعین الناس من الایمان قال رسول الله ص قال لی جبرییل ما ابغضت احدا من عباد الله ما ابغضت عبدین احدهما من الجن و الآخر من الانس فاما من الجن ف ابلیس حین ابی السجود لادم و اما من الانس ف فرعون حین قال انا ربکم الاعلی و لو رایتنی و انا ادس الطین فی فمه مخافة ان تدرکه الرحمة و قال ابن عمر قال سمعت رسول الله ص یقول قال لی جبرییل یا محمد ما غضب ربک علی احد غضبه علی فرعون اذ قال ما علمت لکم من اله غیری و اذ حشر فنادی فقال انا ربکم الاعلی فلما ادرکه الغرق استغاث و اقبلت احشوفاه مخافة ان تدرکه الرحمة و فی هذه الایة التحذیر عن تأخیر الایمان الی وقت المعاینة فذاک وقت الایاس و لا ینفع صاحبه لمعاینة ملک الموت کفعل فرعون حین آمن فی ذلک الوقت حتی قیل له آلآن و قد عصیت قبل قال الله تعالی فلم یک ینفعهم إیمانهم لما رأوا بأسنا و قال و لیست التوبة للذین یعملون السییات الایة فالیوم ننجیک ببدنک قرأ یعقوب ننجیک بالتخفیف ببدنک یعنی بجسدک لا روح فیه و قیل ببدنک یعنی مع درعک و کان درعا مسمورا مرصعا بالجواهر یقول نجعلک تعلوا الماء و تطفوا فوقه لانه اول جیفة آدمی طفت فوق الماء و قیل ننجیک معناه نلقیک علی نجوة من الارض و هی المکان المرتفع چون موسی قوم خود را خبر داد از هلاک فرعون و غرق وی قومی از ایشان جحود کردند و انکار نمودند گفتند ما مات فرعون و انه اعظم شأنا من ان یغرق پس فرمان آمد بدریا تا فرعون را از قعر خویش وا سر آورد و بر سر آب بایستاد و فرعون ازین سرخه بود کوتاه بالا بی ملح همچون گاوی نر و بر وی سلاح بود و درع بگاه غرق و ذلک آیة لان الحدید یرسب و لا یطفوا و قیل ننجیک نترکک حتی تغرق فالنجاء الترک و قیل نسودک و نجعلک علامة فان النجاء قد یکون العلامة و السواد و یحتمل انه من النجاء الذی معناه الاسراع ای ننجی أهلا لک و قوله ببدنک تأکیدا کما تقول قال بلسانه و جاء بنفسه قوم موسی چون فرعون را مرده بر سر آب دیدند و بر وی درع بود و سلاح گران و هرگز هیچ جیفه آدمی تا آن روز بر سر آب ندیده بودند آن جحود و انکار از دل بیرون کردند و دانستند که آن آیتی عظیم است بر صدق موسی و نشانی است از قهر خداوند و راندن خشم خود بر فرعون اینست که رب العالمین گفت لتکون لمن خلفک آیة ای عبرة و نکالا و قیل لمن تاخر عن قومک و إن کثیرا من الناس عن آیاتنا فی موسی و فرعون و سایر الآیات لغافلون لاهون و لقد بوأنا بنی إسراییل مبوأ صدق آن متبوأ پیش از این مصر است و این مبوأ ایدر بیت المقدس و قیل هو الاردن و فلسطین و هی الارض المقدسة التی کتب الله میراثا لإبراهیم و ذریته این همان است که جایی دیگر گفت و قلنا من بعده لبنی إسراییل اسکنوا الأرض یعنی ارض القدس میگوید جای دادیم بنی اسراییل را پس غرق فرعون جای گزیده و پسندیده نیکو براستی متنزل وحی و مسکن انبیاء و زمین محشر و رزقناهم من الطیبات ایشان را روزیهای پاک حلال دادیم یعنی در تیه پیش آنکه بقدس رسیدند و هی المن و السلوی و الماء من الحجر و طیبها منالها من غیر مکسبة و لا مسیلة فما اختلفوا حتی جاءهم العلم یعنی جاء هم القران علی لسان محمد و اختلافهم انهم افترقوا بعد ما جاءهم فرقتین فرقة اسلموا و فرقة ثبتوا علی الیهودیة و قیل نزلت هذه الایة فی قریظة و النضیر یعنی انزلنا هم منزل صدق یرید من ارض یثرب ما بین المدینة و الشام و رزقناهم من الطیبات من النخل و الثمار و وسعنا علیهم الرزق فما اختلفوا فی تصدیق محمد ص انه نبی حتی جاءهم العلم یعنی القرآن و البیان بانه رسول صدق و دینه حق و قیل حتی جاءهم معلومهم و هو محمد ص لانهم کانوا یعلمونه قبل خروجه فالعلم بمعنی المعلوم کما یقال للمخلوق خلق و منه قوله هذا خلق الله و یقال هذا الدرهم ضرب الامیر ای مضروبه إن ربک یقضی بینهم یوم القیامة فیما کانوا فیه یختلفون من الدین قوله فإن کنت فی شک مما أنزلنا إلیک روی ان النبی ص لما نزلت هذه الایة قال لا اشک و لا اسأل گفته اند این خطاب بظاهر با مصطفی است اما مراد باین جز اوست کقوله یا أیها النبی إذا طلقتم النساء یخاطب النبی و هو شامل للخلق کلهم و گفته اند این خطاب نه با مصطفی است که قدر وی بنزدیک حق جل جلاله از آن جلیل تر و بزرگوارتر است بلکه خطاب وی در آن مضمر است و تقدیر آنست که قل یا محمد للشاک فی نبوتک فإن کنت فی شک مما أنزلنا إلیک و دلیل برین قول آنست که در آخر سورت گفت قل یا أیها الناس إن کنتم فی شک من دینی و گفته اند در عهد رسول خدا مردم سه صنف بودند مؤمن مصدق و کافر مکذب و شاک فی الامر لا یدری کیف هو یقدم رجلا و یؤخر اخری یکی مصطفی را استوار گرفت و رسالت وی بجان و دل پذیرفت مؤمن بود دیگری او را دروغ زن گرفت و از ایمان اعراض کرد کافر بود سه دیگر مردی بود گمان زده میان کفر و ایمان ایستاده این خطاب با وی است میگوید فإن کنت ایها الانسان فی شک مما أنزلنا إلیک من الهدی علی لسان محمد ص فاسیل الاکابر من علماء اهل الکتاب مثل ابن سلام و سلمان الفارسی و تمیم الداری و اشباههم فسیشهدون علی صدق محمد ص و یخبرونک بنبوته و گفته اند فإن کنت ان بمعنی جحد است ای ما کنت هم چنان که گفت جل جلاله و إن أدری ای ما ادری و ان کان مکرهم ای ما کان مکرهم یرید فما کنت فی شک مما انزلنا الیک فسلوا یا معشر الناس انتم دون النبی ص و گفته اند الله دانست که رسول بشک نیست لکن خواست که رسول گوید لا اشک و لا امتری تا حجت باشد بر اهل شک از قوم وی و تعییر و تبکیت ایشان هم چنان که فردا با عیسی گوید أ أنت قلت للناس اتخذونی و أمی إلهین من دون الله و خود میداند جل جلاله که عیسی نگفت لکن تا عیسی گوید سبحانک ما تکون لی ان اقول ما لیس لی بحق و بر ترسایان حجت باشد و تعییر و تبکیت ایشان بود و قال عبد العزیز بن یحیی الشاک فی الشی ء یضیق به صدرا فیقال لضیق الصدر شاک و المعنی ان ضقت ذرعا بما تعانی من تعنتهم و اذاهم فاصبر و اسیل الذین یقرءون الکتاب من قبلک یخبروک کیف صبر الانبیاء علی اذی قومهم و کیف کان عاقبة امرهم من النصر و التمکین فلا تکونن من الممترین و لا تکونن من الذین کذبوا بآیات الله فتکون من الخاسرین هذا کله خطاب مع النبی ص و المراد به غیره قوله إن الذین حقت علیهم کلمت ربک ای وجب علیهم الوعید فی قوله لأملأن جهنم من الجنة و الناس أجمعین و قیل الکلمة قوله هؤلاء فی النار و لا ابالی و قیل کلمته لعنته فی قوله ألا لعنة الله علی الظالمین و قیل کلمة ربک اخباره انهم لا یؤمنون میگوید براستی و درستی سخن خداوند تو بر مشرکان عرب برفت و حکم کرد که ایشان هرگز ایمان نیارند و الله خود ایشان را بدین و هدایت و توحید می نپسندد لا یؤمنون و لو جاءتهم کل آیة حتی یروا العذاب الألیم فلا ینفعهم حینیذ الایمان کما لا ینفع فرعون ایمانه

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.