۹ - النوبة الاولى
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی إن فی ذلک لآیة درین نشانی است لمن خاف عذاب الآخرة او را که از عذاب آن جهانی ترسان است ذلک یوم مجموع له الناس آن روز روزی است که آن را مردمان فراهم خواهند آورد و ذلک یوم مشهود ۱۰۳ و آن روز روزی است که داور و داده و دادخواه حاضر
و ما نؤخره با پس نمیداریم آن روز را إلا لأجل معدود ۱۰۴ مگر هنگامی شمرده را
یوم یأت آن روز آید لا تکلم نفس إلا بإذنه سخن نگوید هیچ کس مگر بدستوری الله فمنهم شقی و سعید ۱۰۵ از ایشان بود بد بخت و از ایشان بود نیکبخت
فأما الذین شقوا اما ایشان که بد بخت آیند ففی النار ایشان در آتش اند لهم فیها زفیر و شهیق ۱۰۶ ایشان را در آن ناله ای زار و خروشی سخت
خالدین فیها ایشان اند جاویدان در آن ما دامت السماوات و الأرض همیشه تا آسمانها و زمینها برپایست إلا ما شاء ربک مگر آنچه خداوند تو خواست إن ربک فعال لما یرید ۱۰۷ خداوند تو همه آن کند که خود خواهد
و أما الذین سعدوا و اما ایشان که نیکبخت آیند ففی الجنة در بهشت اند ایشان خالدین فیها جاویدان در آن ما دامت السماوات و الأرض همیشه تا آسمان بود و زمین إلا ما شاء ربک مگر آنچه خداوند تو خواست عطاء غیر مجذوذ ۱۰۸ عطای اوست و بخشیدنی هرگز نه بریدنی
فلا تک فی مریة نگر که در گمان نباشی مما یعبد هؤلاء از اینچه ایشان می پرستند ما یعبدون إلا کما یعبد آباؤهم من قبل نمی پرستند مگر هم چنان که پدران ایشان می پرستیدند پیش فا و إنا لموفوهم نصیبهم و ما بایشان خواهیم سپرد بهره ایشان غیر منقوص ۱۰۹ بهره ای ناکاسته
و لقد آتینا موسی الکتاب موسی را دین دادیم و نامه تورات فاختلف فیه در آن دو گروه گشتند و لو لا کلمة سبقت من ربک و اگر نه سخنی پیش شده بودید از خداوند تو لقضی بینهم میان ایشان کار برگزارد آمدید و إنهم لفی شک منه مریب ۱۱۰ و مشرکان در گمان می باشند از کار گمانی دل شورنده
و إن کلا و نیست هیچ کس از همه لما لیوفینهم ربک أعمالهم مگر بایشان خواهد سپرد کردارهای ایشان خداوند تو إنه بما یعملون خبیر ۱۱۱ که او بآنچه ایشان میکنند دانا است و از آن آگاه
فاستقم کما أمرت می پای و یکسان می باش بر راستی و درستی چنان که فرمودند ترا و من تاب معک و هر کس را که با مسلمانی آمد با تو و لا تطغوا و نافرمان و اندازه در گذراننده مبید إنه بما تعملون بصیر ۱۱۱ که او بآنچه شما میکنید بینا و داناست
و لا ترکنوا إلی الذین ظلموا و با ستم کاران مچسبید
و مگرایید فتمسکم النار که آتش بشما رسد با ایشان و ما لکم من دون الله من أولیاء و نه شما را یار بود فرود از الله ثم لا تنصرون ۱۱۳ و نه آنکه شما را یاری دهند
و أقم الصلاة طرفی النهار بپای دار نماز برد و گوشه روز و زلفا من اللیل و دو نماز شب فراهم نزدیک شام و خفتن إن الحسنات یذهبن السییات که کارهای نیکو ناپیدا کند و ببرد کارهای زشت ذلک ذکری للذاکرین ۱۱۴ این فرمان و این وعد یادگاری است یاد دار آن را
و اصبر فإن الله لا یضیع أجر المحسنین ۱۱۵ و شکیبایی کن که الله ضایع نکند مزد نیکوکاران
فلو لا کان من القرون من قبلکم چرا نبود از گروهان که پیش از شما بودند أولوا بقیة هشیاران و زیرکان و دانایان ینهون عن الفساد فی الأرض که باز زدند از تباهی کردن در زمین إلا قلیلا ممن أنجینا منهم مگر اندکی که بودند از آنکه ما رهانیدیم و اتبع الذین ظلموا ما أترفوا فیه و بیدادگران را بر پی فراخ جهانی و فراخ توانی و توانگری کردند تا بر پی آن ایستادند و کانوا مجرمین ۱۱۶ بدان بودند و در عذاب جرم ایشان را بود
و ما کان ربک لیهلک القری بظلم و خداوند تو هرگز آن را نبود و نخواست شهرهایی را که هلاک کرد که آن را ببیداد هلاک کند و أهلها مصلحون ۱۱۷ و اهل آن شهرها نیک فعل و نیکوکار و بصلاح
و لو شاء ربک و اگر خداوند تو خواستید لجعل الناس أمة واحدة مردمان را همه یک دین و یک دل و یک راه کردید و لا یزالون مختلفین ۱۱۸ و همیشه جدا جدا خواهند بود
إلا من رحم ربک مگر ایشان که الله ایشان را بر راه راست بداشت ببخشایش خویش و لذلک خلقهم و ایشان آن را آفرید و تمت کلمة ربک و سپری گشته برفت سخن خداوند تو لأملأن جهنم که حقا که پر کنم ناچاره دوزخ من الجنة و الناس أجمعین ۱۱۹ از پری و آدمی اهل آن همه از ایشان
و کلا نقص علیک من أنباء الرسل و همه که بر تو میخوانیم از خبرهای پیغامبران ما نثبت به فؤادک آنست که دل ترا بآن با جای می آریم و بر جای بمیداریم و جاءک فی هذه الحق و درین پیغام که بتو فرستادیم بتو همه راستی آمد و درستی و موعظة و ذکری للمؤمنین ۱۲۰ و پندی و یادگاری گرویدگان را
و قل للذین لا یؤمنون و گوی ایشان را که به نمی گروند اعملوا علی مکانتکم که بر همان عادت خویش میکنید آنچه میکنید و بر همان خوی خویش می زیید و می باشید إنا عاملون ۱۲۱ تا ما در آن خویش می باشیم و می کنیم
انتظروا إنا منتظرون ۱۲۲ و بودنی را بشما و بما چشم میدارید تا ما میداریم
و لله غیب السماوات و الأرض و خدایراست علم همه گذشتها و بودنیها و نهانیها در آسمان و زمین و إلیه یرجع الأمر کله و با او خواهند گردانید همه کار تا با او گردد فاعبده و توکل علیه او را پرست و کار با او سپار و پشت با او باز کن و ما ربک بغافل عما تعملون ۱۳۲ و خداوند تو ناآگاه نیست از آنچه میکنند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş