۹ - النوبة الثالثة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
یا أیها الذین آمنوا لا تتخذوا الذین اتخذوا دینکم هزوا و لعبا الایة هر که مسلمان است بار احکام اسلام بر وی نه گران است هر که صاحب دین است شعار دین بر دل وی شیرین است موحد را نعمت توحید شاهد دل و دیده و جانست مؤمن پیوسته بر درگاه خدمت بسته میان است هر طینتی را دولتی است و هر فطرتی را خدمتی است و هر کسی را منزلتی عباد الرحمن دیگرند و عبید الشیطان دیگر مقبولان حضرت دیگرند و مطرودان قطیعت دیگر یکی در حضرت راز ببانگ نماز شاد شود و چون گل بر بار بشکفد پیوسته منتظر آن نشسته و از بیم فوت آن بگداخته درویشی را دیدند بر پای ایستاده و سر در انتظار فرو برده گفتند ای درویش آن چیست که در انتظار وی چنین فرو شده ای گفت طهارت کرده ام و وقت راز درآمده انتظار بانگ نماز میکنم این چنین کس را برابر کی بود با آن کس که از شربت کفر و معصیت چنان مست شده باشد که فرق نکند میان بانگ نماز و بانگ رود و نای و وصف الحال و قصه ایشان اینکه رب العالمین گفت و إذا نادیتم إلی الصلاة اتخذوها هزوا و لعبا حکایت کنند که پیری جایی میگذشت کسی بانگ نماز میگفت آن پیر جواب وی میداد که و الطعنة و اللعنة پاره ای فراتر شد سگی بانگ میکرد و جواب وی تسبیح و تهلیل میگفت پیر را گفتند این چیست جواب مؤذن را چنان و جواب سگ چنین پیر گفت آن مؤذن مبتدع است اعتقاد وی پاک نیست و دین وی راست نیست بانگ نماز و دیگر بانگها را بنزدیک وی فرق نیست ازین جهت او را جواب چنان دادم و از سگ نه بانگ سگ شنیدم که تسبیح شنیدم بحکم این آیت که رب العزة گفت و إن من شی ء إلا یسبح بحمده و فی قصة المعراج أن رسول الله ص قال فلما انتهینا الی الحجاب خرج ملک من وراء الحجاب فقلت لجبرییل من هذا الملک فقال و الذی اکرمک بالنبوة ما رأیته قبل ساعتی هذه ثم قال الملک الله اکبر الله اکبر فنودی من وراء الحجاب صدق عبدی انا الله اکبر فقال الملک اشهد ان لا اله الا الله فنودی من وراء الحجاب صدق عبدی انا الله لا اله الا انا فقال الملک اشهد أن محمدا رسول الله فنودی صدق عبدی انا ارسلت محمدا رسولا فقال الملک حی علی الصلاة فنودی صدق عبدی و دعا الی عبادی فقال الملک حی علی الفلاح فنودی صدق عبدی افلح من واظب علیها فقال رسول الله فحینیذ اکمل الله تعالی لی الشرف علی الاولین و الآخرین و روی ابو هریرة ان النبی ص قال اذا قال المؤذن الله اکبر غلقت ابواب النیران السبعة و اذا قال اشهد ان لا اله الا الله فتحت ابواب الجنان الثمانیة و إذا قال اشهد ان محمدا رسول الله اشرفت الحور العین و اذا قال حی علی الصلاة تدلت ثمار الجنة و اذا قال حی علی الفلاح قالت الملایکة افلحت و أفلح من اجابک و اذا قال الله اکبر قالت الملایکة کبرت کبیرا و عظمت عظیما و اذا قال لا اله الا الله قال الله تعالی بها حرمت بدنک و بدن من اجابک علی النار و روی ابو سعید عن النبی ص قال اذا کان یوم القیامة جی ء بکراسی من ذهب مشبکة بالدر و الیاقوت ثم ینادی المنادی این من کان یشهد فی کل یوم و لیلة خمس مرات ان لا اله الا الله و أن محمدا رسول الله فیقوم المؤذنون و هم اطول الناس اعناقا فیقولون نحن هم فیقال لهم اجلسوا علی الکراسی حتی یفرغ الناس من الحساب فانه لا خوف علیکم و لا انتم تحزنون قل یا أهل الکتاب هل تنقمون منا الایة ای محمد آن بیگانگان را بگو که بر ما چه عیب مینهید و چه طعن کنید مگر که عیب میشمرید آنچه ما بغیب ایمان دادیم و کارها بحق تفویض کردیم و نادیده و نادر یافته بجان و دل بپذیرفتیم ما این کردیم و شما نافرمان گشتید و سر کشیدید و خویشتن را از ربقه بندگی بیرون بردید عیب هم بر شما است و طعن در شما است که بر شما غضب و لعنت خداست ابعدکم عن نعت التخصیص و أضلکم و منعکم عن وصف التقریب و طردکم لو لا ینهاهم الربانیون و الأحبار باری ایشان که ربانیان اند و احبار در میان شما اخیار بدانش مخصوص اند و بدریافت موصوف چرا نادانان را باز نزنند و بدانش خویش لهیب آتش جهل ایشان به ننشانند ویل لمن لا یعمل مرة و ویل لمن یعلم و لا یعمل الف مرات فایدة علم آنست و طریق عالم چنان است که بر زبان نصیحت راند و در دل همت دارد تا جاهل را از جهل و عاصی را از معصیت باز دارد و بیراه را براه باز آرد چون این نباشد ثمره علم کجا پیدا آید و شرف علم چون پدید آید و آنجا که این معنی نبود لا جرم رب العزة هر دو را در ذم فراهم کرد آن نادان بد کردار و آن دانای خاموش آن را گفت لبیس ما کانوا یعملون و این را گفت لبیس ما کانوا یصنعون و قالت الیهود ید الله مغلولة الآیة اگر موحدان و سنیان بنادانی یکدیگر را روزی غیبت کنند یا زبان طعن در یکدیگر کشند پس از آنکه در راه توحید راست روند و تسلیم پیشه کنند امید قوی است که آن را در گذارند و عفو کنند چنان که آن پیر طریقت گفت در توحید تسلیم کوش هر چه از عقل فرو رود باک نیست در خدمت سنت کوش هر چه از معاملت فرو شود باک نیست در زهد فراغت کوش اگر گنج قارون در دست تو است باک نیست از مولی مولی جوی از هر که باز مانی باک نیست اما صعب و منکر آنست که در آفریدگار منزه مقدس سخن گوید بناسزا و آنچه مخلوق را عیب شمرند بر خالق بندد چنان که آن بیگانگان گفتند ید الله مغلولة و در اخبار بیارند که روز قیامت قومی را از عاصیان امت احمد بدر دوزخ آرند و ایشان را توقف فرمایند فریشتگان بر ایشان حلقه کنند و ایشان را ملامت کنند گویند ای بیچارگان و ای ناپاکان چه ظن بردید که در کار دین سستی کردید و معصیت آوردید ما که فریشتگانیم و بقوت و عظمت جایی رسیدیم که اگر فرماید هفت آسمان و هفت زمین بیک لقمه فرو بریم باین همه یک چشم زخم زهره نداشتیم که نافرمانی کردیم و شما با ضعف خویش چندان جفا و معصیت کردید و تا در این سخن باشند قومی از کافران در میان ایشان افتند عاصیان اهل توحید چون کافران را بینند در ایشان افتند همی زنند و بدندانشان همی خایند و میگویند اینان خدای را ناسزا گفتند و بوحدانیت وی اقرار ندادند و سر کشیدند فرمان آید از رب العزة بفریشتگان که دست از این قوم بدارید و به بهشت فرستید که هر چند که عاصیان اند بجان و دل در مهر و دوستی ما مردان اند اگر کردار بد داشتند مهر و محبت ما بر دل داشتند جفاء ایشان بوفا بدل کردیم و قلم عفو بر جریده جریمه ایشان کشیدیم بل یداه مبسوطتان ینفق کیف یشاء عن ابی هریرة قال قال رسول الله ص ید الله ملای لا یغیضها نفقه سخاء اللیل و النهار أ رأیتم ما انفق منذ خلق السماوات و الارض فانه لم ینقص ما فی یدیه و کان عرشه علی الماء و بیده المیزان یخفض و یرفع و عن ابی موسی الاشعری قال قال رسول الله ص ان الله تعالی باسط یده لمسییی اللیل لیتوب بالنهار و لمسییی النهار لیتوب باللیل حتی تطلع الشمس من مغربها و قال ص ینزل الله عز و جل فیقول من یدعونی فأجیبه ثم یبسط یدیه فیقول من یقرض غیر عدوم و لا ظلوم

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.