النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان تبارک بزرگست و بزرگوار و با برکت خداوند در کردگاری و کارسازی الذی بیده الملک او که بدست اوست پادشاهی و هو علی کل شی ء قدیر ۱ و او بر همه چیز تواناست الذی خلق الموت و الحیاة او که بیافرید مرگی و زندگانی لیبلوکم أیکم أحسن عملا تا بیازماید شما را که کیست از شما نکوکارتر و هو العزیز الغفور ۲ و اوست که تواند و تاود اما می پوشد و میآمرزد الذی خلق سبع سماوات طباقا او که بیافرید هفت آسمان طبق طبق زبر یکدیگر ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت نبینی در آفرینش رحمن چیزی فروشده تا چیزی درمی باید فارجع البصر چشم خویش و نگرستن خویش بآن باز گردان هل تری من فطور ۳ تا خود هیچ شکافی بینی در آسمان یا گشادی ثم ارجع البصر کرتین باز چشم خویش و نگریستن خویش باز آر دیگر باره ینقلب إلیک البصر با پس آید با تو چشم از نگریستن و عیب جستن خاسیا کم آمده و با پس مانده و هو حسیر ۴ و او مانده و باز ایستاده و لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح بیاراستیم آسمان پیشین بچراغها و جعلناها رجوما للشیاطین آن را چنان کردیم تا بآن شیاطین رانند از در آسمان و أعتدنا لهم عذاب السعیر ۵ و ساختیم ایشان را عذاب آتش و للذین کفروا بربهم عذاب جهنم و ایشان راست که بنگرویدند بخداوند خویش عذاب دوزخ و بیس المصیر ۶ و بد جایگاه که دوزخ است إذا ألقوا فیها چون ایشان را درافکنند در آتش سمعوا لها شهیقا آتش را آوازی شنوند زشت صعب و هی تفور ۷ و آن میجوشد تکاد تمیز من الغیظ خواهد که پاره پاره گردد از خشم کلما ألقی فیها فوج هر گه که گروهی را در آن افکنند سألهم خزنتها بپرسد ایشان را عذاب سازان دوزخ أ لم یأتکم نذیر ۸ نیامد بشما هیچ آگاه کننده و ترساننده قالوا بلی قد جاءنا نذیر گویند آری آمد بما آگاه کننده ای فکذبنا دروغ زن گرفتیم او را و قلنا ما نزل الله من شی ء و گفتیم الله هیچ چیز فرو نفرستاد إن أنتم إلا فی ضلال کبیر ۹ نیستید شما مگر در گمراهی بزرگ و قالوا لو کنا نسمع و گویند اگر ما می شنیدیم چنانک زیرکان شنوند أو نعقل یا ما در می یافتیم چنان که مؤمنان دریابند ما کنا فی أصحاب السعیر ۱۰ ما در دوزخیان نمی بودیم فاعترفوا بذنبهم بگناه خویش اقرار کنند فسحقا لأصحاب السعیر ۱۱ دوری باد دوزخیان را إن الذین یخشون ربهم بالغیب ایشان که می ترسند از خداوند خویش نادیده لهم مغفرة و أجر کبیر ۱۲ ایشان را آمرزش است و مزد بزرگوار و أسروا قولکم أو اجهروا به نهان دارید سخن خویش یا آشکارا ببانگ إنه علیم بذات الصدور ۱۳ که خدای داناست بهر چه در دلهاست أ لا یعلم من خلق نداند او که دل آفرید که در دل چیست یا رهی آفرید که حال او چیست و هو اللطیف الخبیر ۱۴ و اوست باریک دان دوربین آگاه و دانا هو الذی جعل لکم الأرض ذلولا اوست که شما را زمین بیافرید فرو دست و فرمانبردار فامشوا فی مناکبها میروید در کنارهای آن و کلوا من رزقه و میخورید از روزی او و إلیه النشور ۱۵ و برخاست از گور رفتن راست بسوی او أ أمنتم من فی السماء ایمن می باشید ازو که در آسمان أن یخسف بکم الأرض که در زمین فرو برد شما را فإذا هی تمور ۱۶ آن گه زمین شما را گرداند أم أمنتم من فی السماء یا ایمن باشید ازو که در آسمان أن یرسل علیکم حاصبا که فرو گشاید بر شما سنگباران فستعلمون کیف نذیر ۱۷ آری بدانید که چون بود آنچه میترسانیدم از آن و لقد کذب الذین من قبلهم دروغزن گرفتند ایشان که پیش از ایشان بودند پیغمبران مرا فکیف کان نکیر ۱۸ چون بود و چون دیدی نشان ناخشنودی من أ و لم یروا إلی الطیر فوقهم نمی بینند و نمی نگرند مرغ زبر ایشان صافات پروا کرده و گسترانیده و یقبضن و باز پر فراهم آرند پریدن را ما یمسکهن إلا الرحمن نگه نمیدارد آن را چنان مگر رحمن إنه بکل شی ء بصیر ۱۹ که او بهمه چیز بیناست و دانا أمن هذا الذی هو جند لکم یا آن کیست که شما را سپاهست ینصرکم من دون الرحمن که شما را یاری دهد اگر الله یاری ندهد إن الکافرون إلا فی غرور ۲۰ نیستند ناگرویدگان مگر در فریب أمن هذا الذی یرزقکم یا آن کیست که شما را روزی دهد إن أمسک رزقه اگر الله روزی خود باز گیرد بل لجوا فی عتو و نفور ۲۱ نیست جز آنکه می ستیهند در شوخی و در رمیدن أ فمن یمشی مکبا علی وجهه او که نگونسار میرود بر روی خویش اهدی راه راست تر است و راستر و تر أمن یمشی سویا یا او که رود راست و بچم علی صراط مستقیم ۲۲ بر راه راست قل هو الذی أنشأکم پیغامبر من گوی او آنست که بیافرید شما را پس آنکه نبودید و جعل لکم السمع و الأبصار و الأفیدة و شما را گوش آفرید و شنوایی و چشم و بینایی و دل قلیلا ما تشکرون ۲۳ چون اندک بآزادی و سپاسداری می باشید قل هو الذی ذرأکم فی الأرض بگو او آنست که بیافرید شما را در زمین و إلیه تحشرون ۲۴ و شما را پیش او خواهند برد و یقولون متی هذا الوعد إن کنتم صادقین ۲۵ و میگویند کی این هنگام رستاخیز که اگر راست می گویید قل إنما العلم عند الله بگو دانش آنچه می پرسید نزدیک خدایست و إنما أنا نذیر مبین ۲۶ و من درین میان آگاه کننده ای آشکاراام فلما رأوه زلفة چون آن را بینند از نزدیک سییت وجوه الذین کفروا بد اندوه و بیم پیدا شود در رویهای ناگرویدگان و قیل و گویند ایشان را هذا الذی کنتم به تدعون ۲۷ این آن روز است و آن کار که آن را در آن گیتی از ما می باز خواستید و می جستید قل أ رأیتم بگو چه بینید إن أهلکنی الله و من معی اگر الله مرا بمیراند و هر که با من أو رحمنا یا ببخشاید بر ما فمن یجیر الکافرین من عذاب ألیم آن کیست که بزینهار دارد کافران را از عذاب درد نمای قل هو الرحمن آمنا بگو اوست آن رحمن که بگرویدیم باو و علیه توکلنا و پشت باو باز کردیم فستعلمون من هو فی ضلال مبین ۲۹ آری آگاه شوید که آن کیست که در گمراهی آشکار است قل أ رأیتم بگو چه بینید إن أصبح ماؤکم غورا اگر این آب شما هنگامی در زمین فرو شود فمن یأتیکم بماء معین ۳۰ آن کیست که شما را آب آرد آشکارا بر روی زمین روان و پیدا

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.