النوبة الثالثة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی بسم الله الرحمن الرحیم قلوب العارفین بالله عرفت و ارواح الصدیقین بالله الفت و فهوم الموحدین بساحات جلاله ارتفعت و نفوس العابدین بالعجز عن استحقاق عبادته اتصفت و عقول الاولین و الآخرین بالعجز عن معرفة جلاله اعترفت نام خداوندی که عقول عقلاء در ادراک جلال او خیره شده آبروی متعززان در آب جمال او تیره گشته فهمهای خداوندان فطنت از دریافت صفات کمال او عاجز آمده خلق عالم جمله جانها بر من یزید عشق نهاده و جز حسرت و حیرت سود ناکرده همه عالم را ببوی و گفت و گوی خشنود کرده و جرعه ای از کأس عزت خود بکس نداده ای گشته اسیر در بلای تو آن کس که زند دم ولای تو عشاق جهان همه شده واله در عالم عز کبریای تو قوله و التین و الزیتون الله تعالی در ابتداء این سوره بچهار چیز از مخلوقات قسم یاد میکند که لقد خلقنا الإنسان فی أحسن تقویم انسان آدم است ع یعنی آدم را بنیکوتر صورتی آفریدم و او را از جمله مخلوقات برگزیدم رقم محبت برو کشیدم و شایسته بساط خویش گردانیدم عناصر حس و جواهر قدس و منابع انس در قالب وی پیدا کردم و آن گه مقربان حضرت را و باشندگان خطه فطرت را فرمودم که پیش تخت وی پیشانی بر خاک نهید و بنده وار سجده آرید که خواجه اوست و شما چاکران اید دوست اوست و شما بندگان اید خاک بر سر کسی که عز پدر خود آدم نداند و شرف و جاه و منزلت وی نشناسد و درین قالب خاکی جز باسمی و جسمی و رسمی راه نبرد خبر ندارد که آدم خود عالمی دیگرست عالم دواست یکی عالم آفاق دیگر عالم انفس و ذلک قوله سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم عالم انفس آدم است و آدمی زاد چنان که در عالم آفاق زمین است و آسمان و آفتاب و ماه و ستارگان و نور و ظلمت و رعد و برق و غیر آن در عالم انفس همچنانست زمینش عقیدت آسمانش معرفت ستارگانش خطرت ماهش فکرت آفتابش فراست نورش طاعت ظلمتش معصیت رعدش خوف و مخافت برقش رجاء و امنیت ابرش همت بارانش رحمت درختش عبادت میوه اش حکمت شاه این عالم کیست دل این شاه را وزیر کیست عقل سپاهش حواس چاکرش دست و پای جاسوسش گوش رقیبش چشم ترجمانش زبان داعیش خاطر رسولش الهام سفیرش علم سلطانش حق جل جلاله پاکست و بزرگوار آن خداوندی که از مشتی خاک چنین صنعی پیدا کرد و در آفرینش وی قدرت خود اظهار کرد ازین عجبتر که از جوهری عالمی آفرید و از بادی عیسی مریم آفرید و از سنگی ناقه صالح آفرید و از عصاء موسی ثعبانی آفرید و از دودی آسمان آفرید از نوری فریشتگان آفرید از ناف آهویی مشک بویا از گاوی بحری عنبر سارا از کرمی قزی مایه دیبا از مگسی عسلی مصفی از خاری گلناری زیبا از گیاهی حلوایی با شفا حق جل جلاله می نماید که صانع بی علت منم کردگار بی آلت منم قهار بی حیلت منم غفار بی مهلت منم ستار هر زلت منم لقد خلقنا الإنسان فی أحسن تقویم در آفرینش آدم طورها ساخت یک بار گفت از خاک آفریدم او را کمثل آدم خلقه من تراب جای دیگر گفت از گل آفریدم إنی خالق بشرا من طین جای دیگر گفت از سلاله آفریدم و لقد خلقنا الإنسان من سلالة جای دیگر گفت من حمإ مسنون جای دیگر گفت من صلصال کالفخار معنی آنست که اول خاک بود گل گردانید گل بود سلاله گردانید سلاله بود حماء مسنون گردانید حماء مسنون بود صلصال گردانید صلصال بود جانور گردانید مرده بود زنده گردانید سفال بود گوشت و پوست و رگ و پی و استخوان گردانید نادان بود دانا گردانید چون او را بحال کمال رسانید بر خود ثنا کرد که لقد خلقنا الإنسان فی أحسن تقویم همچنین فرزند آدم نطفه بود علقه گردانید علقه بود مضغه گردانید مضغه بود عظام و لحم گردانید مرده بود زنده گردانید نادان بود دانا گردانید آن گه بر خود ثنا کرد که فتبارک الله أحسن الخالقین خاک را و نطفه را از حال بحال میگردانید تا آنچه در ازل حکم کرده و قضا رانده بر وی برفت همچنین سعید را و شقی را از حال بحال میگرداند گه در طاعت گه در معصیت گه در مجلس علم گه در مجلس خمر گه شادان و گه گریان تا آخر عهد که عمر شمرده بسر آید و حکم ازلی درآید اما الی الجنة و اما الی النار اگر دوزخی بود ثم رددناه أسفل سافلین و گر بهشتی بود فلهم أجر غیر ممنون حق جل و علا کرامت فرماید بفضل و کرم خویش

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.