النوبة الثالثة
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی بسم الله الرحمن الرحیم اسم عزیز من قصده وجده و من طلبه عرفه فاذا عرفه لاطفه فاذا وجد لطفه الفه فاذا الفه انف ان یخالفه نام خداوندی که از جود او هر مفلسی را نصیبی است و از کرم او هر دردمندی را طبیبی است
لطیفی که از سعت رحمت او هر کسی را تیری و از بسیاری بر او هر نیازمندی را بهره ای است عزیزی که بر سر هر مؤمن از او تاجیست و در دل هر محب از او سراجیست
هر شیفته ای را با او سر و کاریست هر منتظری را آخر روزی شرابی و دیداریست
پیر طریقت گفت میدان راه دوستی افراد است آشامنده شراب دوستی از دیدار بر میعادست برسد هر که صادق روزی بآنچه مراد است قوله تعالی و السماء ذات البروج حق تعالی جل جلاله قسم یاد میکند بآسمان که نظرگاه مؤمنانست و مصعد اقوال و اعمال بندگانست
و الیوم الموعود و بروز رستاخیز که روز حشر و نشر است و روز محاسبه و مفاصله است
و شاهد و بروز آدینه که عید مؤمنانست و موسم تایبان و میعاد آشتی جویانست و روز حج درویشانست و مشهود و بروز عرفه که روز نواخت حاجیانست و وقت مناجات دوستانست و از حق جل جلاله از بهر ایشان مباهات با فریشتگانست که ملایکتی انظروا الی عبادی فریشتگان من در نگرید ببینید بندگان من که از راه دور و دراز آمده اند پایهایشان آبله شده رویهایشان زرد گشته قدمهاشان سست شده خان و مان وداع کرده و بادیه مردم خوار بریده و ملایکه روی سوی آسمان آورند گویند یا رب العزة مهمانان تواند روی بخانه تو دارند غریبان کوی تواند همه توکل بر تو دارند ندا آید که شما حق ایشان گزاردید باز گردید ما دانیم که جزای ایشان چیست پس بی واسطه ندا کند جل جلاله که عبادی شما مهمانان من اید بنعیم رحمت میشتابید رنجها بر خود نهادید دوری راه اختیار کردید بادیه دراز گذاشتید شربتهای نابایست کشیدید دلهای خویش خونین گردانیدید هلموا الی رحمتی فقد غفرت لکم مسلمانان انصاف بدهید اگر غریبی بیکسی مسکینی بسرای جهودی شود که از راه دور و دراز در رسیده باشد آن جهود از خویشتن روا ندارد که او را رد کند پس چه گویی هفتصد هزار دل ببادیه برده راه دراز پیش گرفته تشنگی و گرسنگی اختیار کرده جان شیرین فدا کرده بعرفات ایستاده سر و پای برهنه رویها بر خاک نهاده کفن آخرت پوشیده لبیک زنان و تکبیرگویان بدرخانه پادشاه عالم آمده که ملکش بی زوالست و جلالش بی انتقالست چه گویی چون بدین صفت درگاه او بگیرند و داد خواهند دادشان دهد یا ندهد رحمت و مغفرت باستقبال ایشان فرستد یا نفرستد بجلال و عز بار خدایی که خاک نعلین کمتر کسی از وفد حاج اگر فردا بدوزخ اندازد هزاران کس که مستوجب عذاب اند بطفیل آن خاک بروایح سعادت و نعیم بهشت رسند
قتل أصحاب الأخدود موضع قسم است میگوید نفریده و کشته باد اصحاب اخدود که مؤمنان را می رنجانیدند و بعذاب آتش ایشان را تعذیب همی کردند
فردای قیامت ایشان را دو عذابست چنان که رب العزة گفت فلهم عذاب جهنم و لهم عذاب الحریق ظاهر ایشان بآتش میسوزد و باطن ایشان بحمیم و زقوم می ریزد
و گفته اند عذاب حریق در دنیاست آن آتش که از بهر مؤمنان ساخته بودند تا مؤمنان را بدان عذاب کنند بالا گرفت و با بیرون افتاد و ایشان را همه بسوخت که بر شفیر آن نشسته بودند و لا یحیق المکر السیی إلا بأهله قوله إن بطش ربک لشدید اشارتست بعدل او با دشمنان
و هو الغفور الودود خبرست از فضل او با دوستان بفضل بی منت دوست را مینوازد که ارحم الراحمین است بعدل بی علت دشمن را می گدازد که احکم الحاکمین است دوست موج دریای کرم دید بفضل او بیفروخت دشمن زخم کبریاء قدم دید بعدل او بسوخت عمر خطاب در بتخانه مقبول و سیآت او مغفور که و هو الغفور الودود عبد الله ابی در مسجد مخذول و حسنات او مردود که إن بطش ربک لشدید جرم بایسته در حلم خود پنهان میکند که ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و نابایسته را در کار خود سرگردان میدارد که نسوا الله فنسیهم درد نبایست را درمان نیست و حسرت راندگان را نهایت نیست
اذا برم المولی بخدمة عبده
تجنی له ذنبا و ان لم یکن ذنب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş