النوبة الثالثة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی بسم الله الرحمن الرحیم اسم عزیز یمهل من عصاه فاذا رجع و ناداه اجابه و لباه فان لم یتوسل بصدق قدمه فی ابتداء امره فاذا تنصل بصدق ندمه فی آخر عمره اوسعه غفرا و قبل منه عذرا و اکمل له ذخرا و اجزل لدیه برا نام خداوندی که بی نام او سخن مبتر آید و بی ذکر او گفتار مختصر آید بی ستایش او آرایش گفتار نیست بی آشنایی او روشنایی اسرار نیست بی خدمت او تن را نظام نیست بی نعمت او جان را قوام نیست بی جود او وجود نیست بی لطف او شهود نیست پادشاهی که صنع او بی آلت است و خواست او بی علت کریمی که کرم او بی حد است و قدرت او بی نهایت مهربانی که بنده حقیر را آن محل نهاد که روز بیعت با وی نداء إن الله اشتری کرد وقت میثاق تلقینش قالوا بلی کرد در لوح رقمش سبقت لهم منا الحسنی کرد روز ایثار نصیبش و ألزمهم کلمة التقوی کرد اینت کرم و رحمت اینت عنایت و شفقت قادری که هر چه خواهد تواند از پولاد چه سخت تر که بر دست داود چون موم پیچا کرد و ألنا له الحدید از زمین و آسمان چه گنگ تر ایشان را بی زبان فرا نوا کرد که قالتا أتینا طایعین از بنده عاصی که بیچاره تر او را بخود آشنا کرد و با وی ندا کرد که یا أیها الذین آمنوا توبوا إلی الله توبة نصوحا ای گرویدگان آشنایان و دوستان همه توبت کنید بدرگاه من باز آیید با من گردید اگر شما آن کردید که از شما آید من آن کنم که از من آید هیچ جای معیوب نپذیرند مگر اینجا باز آیید بهیچ درگاه گناه نیامرزند مگر اینجا پناه با من آرید از نامهربانان بمهربان آیید از درد نومیدی بامید آیید ما را از گناه آمرزیدن باک نیست باز آیید ما را از معیوب پذیرفتن عار نیست باز گردید نظیر آیت خوان و أنیبوا إلی ربکم مقام انابت برتر است از مقام توبت انابت باز گشت بنده است با خداوند خویش بدل و همت و توبت بازگشت بنده است از معصیت باطاعت انابت چیست از وادی نفاق بقدم صدق بوادی سکینت آمدن و از وادی بدعت بقدم تسلیم بوادی سنت آمدن و از وادی تفرق بقدم انقطاع بوادی جمع آمدن و از وادی دعوی بقدم افتقار بوادی تفرید آمدن از وادی خرد بقدم فاقت با حق آمدن توبت چیست شفیعی مطاع وکیل دری مشفق نایبی کریم نقش گناه محو کند و حق بشفاعت او از بنده گنه کار عفو کند دیوان بنده از عصیان پاک و مطهر کند مرد تایب را با مرد بی گناه برابر کند اینست که مصطفی ص گفت التایب من الذنب کمن لا ذنب لهو قال صلی الله علیه و سلم ان الله تعالی افرح بتوبة عبده من الظمآن الوارد الضال الواجد العقیم الوالد میگوید حق تعالی بهیچ طاعتی چنان زود خشنود نشود که بتوبت تایبان رضاء او بتوبه گناهکار همچون شادی آن تشنه دان که در بیابان خشک بی آب ناگاه بآب زلال رسد یا همچون مسافری که در بیابانی مهلک بار و مرکب خویش گم کند آن گه پس از نومیدی ناگاه بسر مرکب و بار خویش رسد یا چون پیر زنی نازاینده آرزومند فرزند که نابیوسان او را بشارت فرزندی نیکو سیرت زیبا صورت رسد در همه عالم هیچ شادی در جنب این سه شادی نرسد و این سه شادی در جنب رضاء حق از توبه تایب ناچیز و متلاشی گردد حکم قدم چنان رفته که اگر کسی هفتاد سال در خرابات معصیت کند آن گه روزی بدردی غسلی کند باندوهی لباس وفا درپوشد بتشویری بمسجد درآید بحیرتی نیتی کند بحسرتی دست بردارد بدهشتی تکبیر گوید در حضرت نماز و راز شود هنوز آن نماز تمام نکرده باشد که از جلیل و جبار ندا آید با اهل ملکوت که یا گماشتگان ما درین آسمانها امروز همه عبادتهای خویش بگذارید زجل تسبیح و تقدیس در باقی کنید و عطر استغفار سوزید آن بنده برگشته ما را که با درگاه ما آمد آن آبی که به تکلف از آن دیده دردناک او بیرون آمد در خزانه رحمت بنهید تا فردا در عرصات قیامت رضوان را فرستیم تا دست او گیرد و گرد قیامتش برآرد و این ندا میکند که هذا عتیق الله این آزاد کرده خداوند است و بمغفرت رسیده حق برای آنکه در گناهکاری هم داغ محمد بر زبان داشت هم داغ مهر مادر در دل آورده اند که فردا در قیامت بنده ای را نامه خویش بدست دهند آن کردار آلوده خود بیند سر در پیش افکند اندوهی عظیم بر وی نشیند حق تعالی بوی نظر رحمت کند گوید ای بیچاره روز فرو شده سر بر دار که امروز روز آشتی است و هنگام نثار رحمت بنده از شرم حق هم چنان سر در پیش افکنده میدارد تا رب العزة بکرم خود گوید بعزت من که سر از پیش برداری و در جلال من نگری اگر تو در دنیا آن نکردی که من فرمودم من امروز در روز بیچارگی و درماندگی تو آن کنم که تو خواهی قل کل یعمل علی شاکلته هر کس آن کند و از وی آن آید که سزای وی بود تو بی وفایی که ترا چنان آفریدم سزای من همه وفا و کرم که صفت من اینست پس جام شراب قدس بر دستش نهند یک دم درکشد نعره زنان چون والهان در آن صحراء قیامت می آید و زبان حال وی میگوید تبسطنا علی الآثام لما رأینا العفو من اثر الذنوب چون عفو تو راه جرم من پاک ببست زین پس همه در معصیت آویزم دست اینست که رب العالمین گفت فأولیک یبدل الله سییاتهم حسنات و کان الله غفورا رحیما

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.