النوبة الثالثة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی بسم الله الرحمن الرحیم اسم من تحقق به و صدق فی اقواله ثم فی اعماله ثم فی احواله ثم فی انفاسه فصدقه فی القول الا یقول الا عن برهان و صدقه فی العمل الا یکون للبدعه علیه سلطان و صدقه فی احواله ان یکون علی کشف و بیان و صدقه فی انفاسه ان لا یتنفس الا عن وجود کعیان نام خداوندی لطیف نشان کریم پیمان قدیم احسان روشن برهان نام خداوندی داننده هر چیز سازنده هر کار دارنده هر کس نام خداوندی که کس را با وی انبازی نه و کس را از وی بی نیازی نه و فعل وی بیداد و بازی نه نام خداوندی که زبانها سزای وی جست و ندید فهمها فرا حجاب عزت وی رسید برسید عقلها از دریافت کیف او برمید ای خداوندی که دانای هر ضمیری سرمایه هر فقیری چاره رسان هر اسیری عاصیان را عذر پذیری افتادگان را دستگیری در صنع بی نظیری در حکم بی مشیری در ملک بی وزیری علیم و خبیری سمیع و بصیری قادر و مقتدر و قدیری جمالک فایق البدر المنیر و ریحک دونه نشر العبیر و حبک خامر الاحشاء حتی جری مجری السرایر فی الضمیر ای من سگ کوی تو اگر بپذیری یا أیها النبی إذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن الآیة بیان حکم طلاقست و هر چند که طلاق در شرع مباحست الله تعالی دشمن دارد زیرا که سبب فراقست مصطفی ص فرمود ان من ابغض الحلال الی الله الطلاق و قال صلی الله علیه و سلم تزوجوا و لا تطلقوا فان الطلاق یهتز منه العرش و ایما امرأة سألت زوجها الطلاق فحرام علیها رایحة الجنة رسول خدا فرمود صلی الله علیه و سلم نکاح کنید زن خواهید و طلاق مگویید و فراق مجویید که از طلاق و فراق عرش عظیم بلرزد و هر آن زن که بی گزندی و بی رنجی از شوهر خویش طلاق جوید بوی بهشت بمشام وی نرسد نکاح سبب وصلت است و الله وصال دوست دارد و طلاق سبب فرقت است و الله فراق دشمن دارد عالم فراق را دیوار از مصیبت است دریای فراق را آب خونابه حسرت است روز فرقت را آفتاب نیست و شب قطیعت را روز نیست اگر هیچ شربت بودی تلختر از فرقت فراق بر دست آن مطرود درگاه ابلیس نهادندی از لعنت جامی ساختندی و از قطیعت و فرقت در و شراب افکندند و بر دست او نهادند جمله درکشید که جرعتی ازو بسر نیامد عبارت این بود که و إن علیک لعنتی إلی یوم الدین بزرگان دین گفته اند که دو قدح از غیب در آمد یکی این بود که و کان من الکافرین دیگر و کان بالمؤمنین رحیما آن قدح کفر پر شربت فراق بود و این قدح رحمت پر شربت وصال بود قدح رحمت از کف اقبال با بدرقه فضل بجان مصطفی عربی فرستاد صلوات الله و سلامه علیه یقول الله تعالی و کان فضل الله علیک عظیما و قدح کفر از دست عدل بنعت اذلال به ابلیس مهجور دادند گفتند لأملأن جهنم منک و ممن تبعک منهم أجمعین رابعه عدوی گفته که کفر طعم فراق دارد و ایمان لذت وصال و آن طعم و این لذت فردای قیامت پدید آید که در آن صحراء هیبت و عرصه سیاست قومی را گویند فراق لا وصال له و قومی را گویند وصال لا نهایة له سوختگان فراق همی گویند فراق او ز زمانی هزار روز آرد افروختگان وصال همی گویند بلای او ز شبی صد هزار سال کند سرای پرده وصلت کشید روز نواخت بطبل رحلت بر زد فراق یار دوال و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب در روزگار خلافت عمر خطاب رضی الله عنه مردی بیامد و از عمر تولیت عمل خواست تا در دیوان خلافت عامل باشد عمر گفت قرآن دانی گفت ندانم که نیاموخته ام عمر گفت ما عمل بکسی ندهیم که قرآن نداند مرد بازگشت و جهدی و رنجی عظیم بر خود نهاد در تعلیم قرآن بطمع آنکه عمر او را عمل دهد چون قرآن بیاموخت و یاد گرفت برکات قرآن خواندن و دانستن آن او را بدان جای رسانید که در دل وی نه حرص ولایت ماند نه تقاضای دیدار عمر پس روزی عمر او را دید گفت یا هذا هجرتنا ای جوانمرد چه افتاد که یکبارگی هجرت ما اختیار کردی گفت یا امیر المؤمنین تو از آن مردان نباشی که کسی روا دارد که هجرت تو اختیار کند لیکن قرآن بیاموختم و چنان توانگر دل گشتم که از خلق و از عمل بی نیاز شدم عمر گفت آن کدام آیتست که ترا بدین درگاه بی نیازی درکشید گفت آن آیت که در سورة الطلاق است و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب آن گه گفت مخرجا من شبهات الدنیا و غمرات الموت و من شداید یوم القیامة هر که تقوی شعار و دثار خود گردانید از سه کار با صعوبت پر فتنه خلاص یافت و ایمن گشت یکی شبهات دنیا دیگر غمرات و سکرات مرگ سوم شداید احوال و اهوال قیامت قوله تعالی و من یتوکل علی الله فهو حسبه توکل آفتابی است که از برج سعادت تابد بادی است که از سرای قرب وزد بویی است که بشارت وصل آرد منزلی شریف است و مقامی بزرگوار و درجه ای است که دست هر بی قدری بر قد او نرسد و بصر هر مختصر همتی او را در نیابد آن جوانمردان که قدم در میدان توکل نهادند ساکنان عالم قرآن بودند سلاطین جهان هدایت مستان شربت نیستی عظیم روشی داشتند که دنیا در راه ایشان افتاد با وی انس نگرفتند سمعها را صمام برنهادند تا هیچ نباید شنید دیده ها از هر چه نشان حق نداشت باز بستند خوی از جهان و جهانیان باز کردند گفتند یکی را خوانیم و یکی را دانیم از همه عالم او ما را بسنده و همه کارها را سازنده و من یتوکل علی الله فهو حسبه این خود خطاب عموم است عامه خلایق از اهل تکلیف در تحت این خطاب شوند باز مصطفی عربی را صلی الله علیه و سلم که مرکز اقبال است و منبع افضال خطاب تخصیص کرد گفت و توکل علی الحی الذی لا یموت ای حاکم عالم قضا و ای ساکن سرای رضا ای محمد مصطفی رازی که گویی همه با من گوی که از رازت آگاه منم با من نشین که ناگزیرت منم همه مرا دان و مرا خوان که من همه ترا میخوانم گفتار بنی آدم از سر زبانست و گفتار تو از میان جان است دریغی بود که با ایشان گویی همه با من گوی که قدر تو من دانم ای مهتر آفرینش بحرمت و بزرگی قدم تو بپای است گر نه وجود تو بودی نه عالم بودی و نه آدم گر نه سببش تو بودی ای در خوشاب آدم نزدی دمی درین کوی خراب رب العالمین ببعثت او بر عالمیان منت نهاد گفت قد أنزل الله إلیکم ذکرا رسولا یتلوا علیکم آیات الله مبینات لیخرج الذین آمنوا و عملوا الصالحات من الظلمات إلی النور ما این مهتر عالم و سید ولد آدم بشما فرستادیم تا شما را از ما یادگاری باشد نامه ما بر شما خواند پیغام ما بشما رساند گم شدگان را با راه نجات خواند مهجوران را از زحمت هجران براحت وصال آرد سراپرده کفر و ضلالت براندازد بساط شریعت و حقیقت بگستراند ای محتشمان عالم و ای محترمان اولاد آدم و ای عقلاء عرب و عجم خدمت و حشمت او را میان بندید عز و مرتبت و رفعت از متابعت و موافقت و مبایعت او جویید دل در شفاعت او بندید بندگی او زندگی ابد دانید مهتر دوده آدم اوست سالار جمله اهل عالم اوست شرح محکم او را نسخ نه عقد مبرم او را فسخ نه امت محترم او را مسخ نه عز دولت نبوت او با ابد پیوسته شرف رسالت او با ازل بسته که کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین نیکو سخنی که آن عزیزی در نظم آورده و گفته نی تو دری بودی اندر بحر جسمانی یتیم دیو را دیوی فروریزد همی در عهد تو آدمی را خاصه با عشق تو کی ماند جفا فضل ما تاجیت کرد از بهر فرق انبیا

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.