النوبة الثالثة
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله کلمة سماعها یوجب للقلوب شفاءها و للارواح ضیاءها و للاسرار سناءها و علاءها و بالحق بقاءها عز لسان ذکرها و اعز منه جنان صحبها و اعز منه سر عرفها و استأنس بها شادی مؤمنان درین جهان از سماع نام و کلام اوست انس دوستان در آن جهان بلقاء و سلام اوست هذا سماعک من العبد القاری فکیف سماعک من الفرد الباری هذا سماعک من العبد فی دار الهلک فکیف سماعک من الملک فی دار الملک هذا سماعک و انت فی الخطر فکیف سماعک و انت فی النظر هذا سماعک و انت مقهور مأسور فکیف سماعک و انت فی دار النور و السرور من الشراب الطهور مخمور فی مشاهدة الملک الغفور ای عجبا امروز در سرای فنا در بحر خطا میان موج بلا از سماع نام دوست چندین راحت و لذت می یابی فردا در سرای بقا در محل رضا بوقت لقا چون نام دوست از دوست شنوی لذت و راحت گویی چند خواهی یافت آن روز بنده در روضه رضا نشسته بر تخت بخت تکیه زده خلعت رفعت پوشیده بر بساط نشاط آرامیده از حوض کوثر شربت یافته شربتی از شیر سفیدتر از عسل شیرین تر از مشک بویاتر
اینست که رب العالمین بر مصطفی ص منت نهاد گفت إنا أعطیناک الکوثر ما ترا حوض کوثر دادیم تا تشنگان امت را شراب دهی شرابی بی کدر شارب آن بی سکر ساقی آن یکی صدیق اکبر یکی فاروق انور یکی عثمان ازهر یکی مرتضی انور اشهر ع اینست لفظ خبر که صادر گشت از سید و سالار بشر ص و قیل إنا أعطیناک الکوثر ای اعطیناک الخیر الکثیر ای مهتر کاینات ای نقطه دایره حادثات ما ترا نیکی فراوان دادیم که بفیض جود خود ترا در وجود آوردیم و سراپرده نبوت تو از قاف تا بقاف باز کشیدیم و ترا بر تخت بخت در صدر رسالت بنشاندیم و ترا بمحلی رسانیدیم که آب و باد و خاک و آتش از صفات کمال و جمال تو مدد گرفت حلم تو خاک را ثبات افزود طهارت تو آب را صفوت افزود خلق تو باد را سخاوت افزود قوت تو آتش را هیبت افزود
در بعضی آثار آورده اند که سید ص در شب معراج چون خواستند که او را بحضرت اعلی برند از نخست جبرییل ع در سقایه زمزم او را طهارت داد آن آب اول وضوء او جبرییل بستد و پر خود را بآن منور کرد آب دوم بمیکاییل سپرد تا بر زمره ملأ اعلی قسمت کرد آب سوم بخزانه غیب سپرد ذخیره روز رستاخیز را
چون آتش دوزخ فروغ بر آرد و عذاب ضرام خود آشکارا کند سید مقربان آن آب سوم وضوء آن مهتر عالم ص بر آن حریق جهنم پاشد تا آرام گیرد و لهب او فرو نشاند و زبانه او بحجاب خود باز شود تا عاصیان امت را از شرر او ضرری نباشد
إنا أعطیناک الکوثر ای محمد ما ترا نیکویی فراوان بخشیدیم که نام تو برداشتیم و آوای تو بلند کردیم داغی از لطف خود بر جوهر فطرت تو نهادیم و نام تو شطر سطر توحید کردیم ای محمد جوهر فطرت تو از جوار قدس قدم هنوز قدم در طینت آدم ننهاده بود که ما مقربان حضرت را وصف تو کردیم و فضایل و شمایل تو ایشان را گفتیم تو پیغامبری امی نادبیر هرگز بهیچ کتاب نرفته و هیچ معلم را ندیده و نه بهیچ کتاب نظر کرده ترا علم اولین و آخرین در آموختیم
و شرایع دین و احکام اسلام و مکارم اخلاق ترا بیان کردیم هر کس را معلمی بود معلم تو ما بودیم هر کس را مؤدبی بود مؤدب تو ما بودیم
ادبنی ربی فاحسن تأدیبی خبر معروف است و در کتب صحاح مسطور و مشهور که شب معراج چون بحضرت رسید حق جل جلاله از وی پرسید و خود داناتر یا محمد فیم یختصم الملأ الاعلی قال لا ادری قال فوضع یده بین کتفی فوجدت بردها بین ثدیی فعلمت ما فی السماء و الارض
گفتا اثری از آثار جلال ذو الجلال بسینه من رسید ذوق آن و روح آن بجان من رسید دل من بیفروخت عطر محبت بر سوخت علم اولین و آخرین در من آموخت اینست حقیقت کوثر نواخت و کرامت بی شمر از خداوند اکبر قوله فصل لربک و انحر ای فصل لربک صلاة العید یوم النحر و انحر نسکک ای سید چون روز عید آید نماز عید بگزار و چون نماز کردی قربان کن این خطاب با مهتر عالم است لکن مراد بدین امت است میگوید ای سید آنچه فرمودیم بجای آر و امت را بفرمای تا بجای آرند ایشان را در آن خیری است لکم فیها خیر این خیر در چه چیزست مصطفی ص بیان کرد گفت اگر مرد مؤمن پوست گوسفند پر زر کند و بدرویشان دهد هنوز بثواب آن یک گوسفند نرسد که روز عید قربان کند مصطفی ص را پرسیدند اگر کسی درویش بود و طاقت قربان ندارد چه کند تا ثواب قربان او را حاصل شود گفت چهار رکعت نماز کند در هر رکعتی یک بار الحمد خواند و یازده بار سوره إنا أعطیناک الکوثر الله تعالی ثواب شصت قربان در دیوان وی ثبت کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş