النوبة الثالثة

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی بسم الله الرحمن الرحیم افلح من عرف بسم الله و ما ربح من بقی عن بسم الله من صحب لسانه ذکر بسم الله و صحب جنانه حب بسم الله کفی له شفیعا بسم الله الی من تعبدنا بذکر الله در هر کلمه ای از کلمات بسم الله اسرار ازل و ابد تعبیه است اما در حجب عزت متواری است تا سمع هر ناسزایی بدو نرسد و هر نامحرمی راه بدو نبرد نه هر چه بسمع ظاهر رسد جان و دل آن را قبول کند ظاهر شنیدن دیگرست و باطن پذیرفتن دیگر شبلی روزی در خدمت جنید گفت الله جنید گفت آنچه میگویی ذکر زبانست یا ذکر جان اگر ذکر جانست زبان خود تابع آنست ور نه که مجرد زبانست این آسان کاری است ابلیس همان میگوید که تو میگویی تو بر وی چه فضل داری این بارگاه عام است ببارگاه عام هم دوست فرو آید هم دشمن هم آشنا هم بیگانه مردمی باید که بر بساط ملوک در درون پرده جای یابد ور نه ببارگاه عام هر کسی و هر خسی رسد هر خسی از رنگ و گفتاری بدین ره کی رسد درد باید پرده سوز و مرد باید گام زن درد پرده سوز درد دین است و مرد گامزن مرد دیندار آن کافر مدبر که دین بدروغ داشت و اسلام پس پشت انداخت بنگر که رب العالمین با مصطفی ص حبیب خویش از بهر آن مدبر چه خطاب می کند و کافر را چه بیم میدهد أ رأیت الذی یکذب بالدین ای محمد می بینی آن مرد شقی ولید بلید و بو جهل پر جهل که دین اسلام را جحود می آرند و نبوت ترا و معجزات ترا انکار می کنند ای محمد دین را چه زیان دارد که ایشان آن را نپذیرند و از ناپذیرفتن ایشان در دین چه نقصان آید ان هذا الدین متین دین اسلام دست آویزی استوارست آن را گسستن و شکستن نیست لا انفصام لها محجة وسطی است و عروة وثقی بر لسان اهل حقیقت دین آنست که در راه عبودیت انقیاد کلی پیش گیری و روی از همه درگاه ها بگردانی پناه بازو دهی و درو گریزی یکی از علماء طریقت گفته معنی إن الدین عند الله الإسلام آنست که هر چه دون حق است برای او بگذاری و حق او برای هیچیز بنگذاری خبر درست است از رسول خدا ص الدین یسر دین همه آسانی است زیرا که بعاقبت رساننده بآسانی است و در خبرست ملاک الدین الورع نظام دین اسلام و نوای عالم ایمان در ورع است ورع پرهیز باشد از محرمات و خویشتن داری باحتراز از نابایست و ناشایست و مشغول بودن بشایست و بایست هر دین که درو ورع نیست آن را در حضرت قرب محل قبول نیست ورع بحقیقت ورع حواس است هر چه ترا گزیرست که نبینی دیده از آن نگاهداری و هر چه داغ رضاء حق ندارد دیده بر آن مطلع نگردانی تا فردا از دیدار حق جل جلاله باز نمانی حبیب عجمی کنیزکی داشت سی سال بود که روی او تمام بندیده بود روزی کنیزک را گفت ای مستوره کنیزک ما را آواز ده گفت نه من کنیزک توام گفت ما را درین سی سال زهره آن نبودست که بدون او بچیزی نگاه کنیم و همچنین سمع نگاه دار تا صوتی که ملایم دین نباشد نشنود و اگر صوتی بیگانه بسمع درآید و قصد دل کند توحید که دربان دلست آن را در دل نگذارد و سمع بآب استغفار بشوید همچنین زبان نگاه دارد تا هر چه را در راه حق نباید از آن نگوید و دست نگاه دارد تا جز بدامن حقیقت نزند و قدم نگاه دارد تا جز بر زمین فرمان نرود و این هنوز ورع عام است اما ورع خاص ورع دلست و ورع دل آنست که هر چه نه عالم حقیقت بود در آن فکرت نکند و اگر خاطری بدو در آید که نه وارد حق باشد آن را بجاروب توبه و استغفار از درگاه دل بروبد و آن آرزوها که شهوات در دل افکند بدست توکل و خوف از دل محو کند و آنجا که فرمان حق نباشد بدل آنجا سفر نکند تا در مکان خویش بین اصبعین من اصابع الرحمن ثابت بماند هر دل که جایی بباطل سفر کند مثال شاهی بود که از تخت عز خویش و از میان سپاه خویش برود و در عالم اعداء سفر کند این چنین دل هرگز بسلامت نبود و فرق میان ورع ظاهر و ورع باطن آنست که متورع ظاهر فردا دیده باز کند حق را نبیند و متورع باطن امروز دیده فراز کرده حق را می بیند عمر خطاب دل از هر چه دون حق خالی کرد لا جرم تجلی حق جل جلاله بر ساحت دلش تافت تا می گفت رأی قلبی ربی فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون الذین هم یراؤن و یمنعون الماعون سیاق این سخن بر سبیل تهدید و وعید است کسی را که نماز نکند و زکاة ندهد یا کسی که نماز بنفاق و غفلت کند و زکاة بریا و کراهیت دهد خبر ندارد این غافل بی حاصل که نماز شعار اسلام است و زکاة قنطره دین هر کرا بینی که ظاهرش از حلیت و زینت این دو فرمان مهمل است بدانکه باطنش از عقیده دین معطل است نماز مقام مناجات است و ترقی درجات و سبب نجات زکاة پیرایه شریعت است و نور قیامت و قانون کرامت بنده مؤمن موحد چون خطاب شرع و امر حق در فرایض نماز و زکاة بر وی متوجه گردد بر گزارد آن و محافظت حدود و اوقات آن مواظبت نماید بجدی بلیغ و جهدی تمام شرایط جواز و شرایط قبول در آن بجای آرد لا جرم ظاهر او پیراسته ادب دین گردد و باطن او آراسته صدق و اخلاص

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.