بخش ۱۱۰ - ۳۴ - النوبة الثانیة
ر رشیدالدین میبدی
0
Altın Yaprak
قوله تعالی و لا تأکلوا أموالکم الآیة این آیت را دو معنی گفته اند یکی آنست که مال یکدیگر بباطل و ناشایست مخورید چنانک دزدی و خیانت و غصب همچنانک جای دیگر گفت و لا تقتلوا أنفسکم تنهای خود را مکشید یعنی که یکدیگر را مکشید و این در لغت عرب روا و روانست معنی دیگر آنست که مال خود را بباطل و اسراف هزینه مکنید چنانک زنا و قمار و انواع فسق
و تدلوا بها ای و لا تدلوا کقوله و لا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق ای و لا تکتموا و ادلاء فرا نشیب گذاشتن بود در لغت عرب از دلو گرفته اند ادلی دلوه آن بود که دلو فرو گذارد و دلی دلوه آن بود که برکشد میگوید مال فرا دستهای حاکمان مگذارید برشوت تا ایشان را بعنایت فرا خود گردانید و مال مردم بدان ببرید و بظلم بخورید و خود دانید که آن شما را حلال و گشاده نیست مفسران گفتند این در شأن کسی است که مالی بر وی باشد و حقی دادنی وانگه انکار کند و جحود آرد و چون صاحب حق مطالبت وی کند با وی خصمی کند و به پیچد و در مجلس حاکم به گواهان دروغ حق وی ببرد رب العالمین گفت این خصومت مکنید چون میدانید که ظالم اید و گواهی بدروغ میدهید
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عدلت شهادة الزور بالاشراک بالله
قال الله تعالی فاجتنبوا الرجس من الأوثان و اجتنبوا قول الزور و فی معناه ما
روی ابو هریرة قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم انما انا بشر و انتم تختصمون الی و لعل بعضکم ان یکون الحن بحجته من بعض فأقضی له علی نحو ما اسمع منه فمن قضیت له بشی ء من حق اخیه فانما اقطع له قطعة من النار
دو مرد بودند در عهد رسول صلی الله علیه و آله و سلم یکی امرؤ القیس بن عابس الکندی و دیگر عبدان بن الاشوع با یکدیگر خصومت کردند بضیعتی که میان ایشان بود امرؤ القیس خواست تا سوگند خورد و حق خود بر وی بسوگند درست کند الله تعالی آیت فرستاد که إن الذین یشترون بعهد الله و أیمانهم ثمنا قلیلا میگوید ایشان که می خرند بفروختن عهد خدای و سوگندان خویش بهای اندک ایشان را در آن جهان بهره نیست
پس چون رسول خدا این آیت بر وی خواند سوگند نخورد و خصومت بگذاشت و آن زمین که در آن خصومت میرفت بعبدان باز گذاشت
پس خدای تعالی در شأن ایشان این آیت فرستاد و لا تأکلوا أموالکم بینکم بالباطل الی آخرها
یسیلونک عن الأهلة الآیة معاذ جبل و ثعلبة بن غنم هر دو از رسول خدا پرسیدند که این ماه نو چونست که می افزاید و می کاهد و بر یک صفت نمی پاید
رب العالمین بجواب ایشان این آیت فرستاد قل هی مواقیت للناس گفت ایشان را جواب ده که حکمت در زیادت و نقصان ماه نو آنست که تا هنگامها و وقتها بر مردم روشن شود و راه برند بمزد مزدوران و عدت زنان و مدت باروران و محل دینها و تحقیق شرطها و نیز ماه رمضان و فطر و روزگار حج و ترتیب آن باین روشن میشود و بر خلق آسان
قال ابو هریره بلغ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ان الناس یتقدمون الشهر بصیام یوم و یومین فقال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ان الله جعل الاهلة مواقیت اذا رأیتموها صوموا و اذا رأیتموها فافطروا فان غم علیکم فأتموا ثلثین
گفته اند که هلال اول ماه است تا دو شب بگذرد و بقول بعضی سه شب و بقول بعضی هفت شب پس قمر گویند تا آخر ماه
و لیس البر بأن تأتوا البیوت من ظهورها حمزه و کسایی و بو بکر و قالون البیوت بکسر با خوانند باقی قرا بضم با فالکسر لمکان الیاء و الضم علی الاصل مفسران گفتند که در جاهلیت عادت داشتند که از حج باز آمد ندید از بام سرای خویش در سرای آمد ندید نه از در سرای و بآن تعظیم حج میخواستند و کراهیت داشتندی پشت بر گردانیدن از آن رب العالمین ایشان را فرمود تا این سنت و عادت جاهلیت دست باز دارند و ایشان را خبر کرد که این نه نیکی و پارسایی است اگر نیکی و پارسایی میخواهید بآن پس بیان کرد که پارسایی و نیکی چیست گفت و لکن البر من اتقی پارسایی و نیکی آنست که آزرم الله نگه دارید و از خشم او بپرهیزید و قیل معناء و لکن البر بر من اتقی لکن پارسایی پارسایی آن کس است که از خشم و عذاب خدای بپرهیزید
و أتوا البیوت من أبوابها و بخانه ها که در آیید از در درآیید و آزرم الله نگه دارید و از خشم او بپرهیزید تا به نیکی دو جهان رسید و اتقوا الله چون بر الله رسید لعلکم تفلحون به پیروزی و رستگاری و خشنودی بروی رسید
ابو عبیده در معنی آیت گفته است لیس البر بان تطلبوا المعروف من غیر اهله
و أتوا البیوت من أبوابها ای اطلبوا المعروف من اهله هر معروفی را جایی هست و هر کاری را رویی و هر بری را محلی و اهلی چون نه بجای خویش و نه از اهل خویش طلب کنی بر نباشد بر آنست که از اهل خویش طلب کنی مصطفی ع بر وفق این گفت اطلبوا المعروف من اهله اطلبوا الخیر عند حسان الوجوه
و قاتلوا فی سبیل الله الآیة اول آیتی که فرو آمد در قتال و جهاد با کافران این آیت بود و مصطفی ع بر موجب این آیت جنگ میکرد هر کس از کافران که بجنگ آمدی با وی جنگ کردی و اگر نه ابتدا نکردی چنانک گفت و لا تعتدوا ای لا تبدوا و لا تفجأوهم بالقتال ناگاه ایشان را مکشید پیش از آن که باسلام دعوت کنید و ابتدا مکنید مگر که ایشان ابتدا کنند إن الله لا یحب المعتدین پس این آیت و این حکم منسوخ شد بآنچه گفت فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم این قول بعضی مفسران است اما ابن عباس و مجاهد میگویند این آیت از محکمات قرآن است که از حکم آن هیجیز منسوخ نشد و فرمانست بقتال کافران چنانک جایهای دیگر بآن فرمود فاقتلوا المشرکین قاتلوهم یعذبهم الله بأیدیکم قاتلوا الذین لا یؤمنون بالله و اشباه ذلک و باین قول معنی و لا تعتدوا آنست که زنان و کودکان را مکشید و چون زینهار خواهند زینهار دهید و زینهار مشکنید و از عهد باز پس نیایید و چون گزیت پذیرند گزیت ازیشان بپذیرید و این گزیت پذیرفتن خاصه اهل کتاب راست بنص قرآن و ذلک فی قوله تعالی قاتلوا الذین لا یؤمنون بالله و لا بالیوم الآخر الی قوله من الذین أوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیة عن ید مجوس را همین حکم است که مصطفی ع گفت سنوا بهم سنة اهل الکتاب
و علی بن ابی طالب ع را پرسیدند که جزیة از مجوس پذیریم گفت آری که ایشان را کتابی بود و برداشتند و ببردند از میان ایشان این دلیلی روشن است که پذیرفتن جزیة را اهل کتاب بودن شرط است پس مشرکان و عبده اوثان ازین حکم بیرون اند و البته ازیشان جزیت نه پذیرند که نه اهل کتاب اند و رب العالمین حکم ایشان این کرد که و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة ای قاتلوهم حتی یسلموا با ایشان کشتن میکنید تا آن گه که مسلمان شوند پس جزز اسلام ازیشان قبول نباید کرد و نیز گفت و اقتلوهم حیث ثقفتموهم ای حیث وجدتموهم ایشان را بکشید هر جا که بریشان دست یابید و أخرجوهم من حیث أخرجوکم و ایشان را از مکه بیرون کنید چنانک شما را بیرون کردند و الفتنة أشد من القتل و شما را که عذاب میکردند که از اسلام باز آیید آن سختتر است در ناپسند الله از کشتن که ایشان را کشید در حرم معنی دیگر و الفتنة أشد من القتل شرک آوردن صعب تر است از کشتن شما ایشان را
و لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام قراءت حمزه و علی و لا تقتلوهم حتی یقتلوکم فیه فان قتلوکم فاقتلوهم بی الف است در هر سه حرف و دیگران همه بالف خوانند آن از قتل است و این از قتال آن عین کشتن است و این جنگ کردن میگوید ایشان را مکشید به نزدیک مسجد حرام یعنی در حرم تا آن گه که شما را کشند پس اگر شما را کشند همانجای شما نیز کشید همانجای ایشان را میان مفسران اختلاف است که این آیت منسوخ است یا محکم مجاهد گفت محکم است که در حرم تا کافران بقتال ابتدا نکنند روا نیست مسلمانان را با ایشان قتال کردن و کشتن و بقول قتاده و ربیع این حکم منسوخ است بآیت سیف و باین آیت دیگر که گفت و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة میگوید با ایشان کشتن کنید تا آن گه که بر زمین کافر نماند که مسلمانان را رنجاند یا بی گزیت ایمن زید
و یکون الدین لله و میکشید تا آن گه که بر زمین جز الله را دین نماند در خبر می آید که لا یبقی علی ظهر الارض بیت مدر و لا وبر الا ادخله الله عز و جل کلمة الاسلام اما بعز عزیزا و بذل ذلیل اما ان یعزهم الله فیجعلهم من اهله فیعزوا به و اما ان یذلهم فیدینوا له
فإن انتهوا فلا عدوان ای لا سبیل به و لا حجة لقوله تعالی ایما الاجلین قضیت فلا عدوان علی ای لا سبیل علی میگوید اگر از شرک آوردن و افزونی جستن باز ایستند شما را بر ایشان راهی نیست و حجتی نیست که با ایشان در حرم کشتن کنید إلا علی الظالمین مگر بر ایشان که ابتدا کنند و با شما در حرم کشتن کنند قال عکرمه الظالم الذی ابی ان یقول لا اله الا الله
الشهر الحرام بالشهر الحرام رسول خدا سریه فرستاد در ماه حرام بقومی مشرکان ایشان گفتند که در ماه حرام جنگ می کنید این جواب آنست میگوید که ایشان نیز ترا از مکه در ماه حرام برگردانیدند یعنی در صلح حدیبیه که رسول خدای را بر گردانیدند و با وی پیمان بستند که دیگر سال باز آید این بر گردانیدن هم در ماه حرام بود و مشرکان آزرم نداشتند رب العالمین گفت این ماه حرام بآن ماه حرام و این شکستن آزرم بآن شکستن آزرم
فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه خرج مخرج الجواب و المضاهاة این در برابر نام جنایت بیامد بر طریق جزا چنانک جای دیگر گفت فیسخرون منهم سخر الله منهم
و فی الخبر من سب عمارا سبه الله
و اتقوا الله و اعلموا أن الله مع المتقین الله با پرهیزگارانست ایشان که از هوی و مراد خود بپرهیزند و رضا و مراد خویش فدای رضا و مراد حق کنند و بهر چه شان پیش آید خدای را در آن قیام کنند نه خود را الله تعالی بنصرت بایشان است چنانک جای دیگر گفت إن تنصروا الله ینصرکم و فی الخبر من کان الله کان الله له
و أنفقوا فی سبیل الله و لا تلقوا بأیدیکم إلی التهلکة التهلکة الهلاک و المراد بالایدی الانفس فعبر الله بالید عن النفس کقوله قدمت یداک
این آیت را تأویلها گفته اند یکی آنست که اگر هزینه نکنید در راه خدای و در آن نکوشید و بصفت بخل آلوده گردید هلاک شوید هم از روی ظاهر و هم از روی باطن باطن خراب شود بسبب بخل و ظاهر هلاک گردد بدست دشمن این جواب آنست که چون فرمان آمد بانفاق قوی گفتند اگر ما هزینه کنیم درویش و مفلس بمانیم و در کار روزی ظن بد بردند بخدای عز و جل رب العالمین گفت نفقه کنید و خود را هلاک مکنید و تنهای خویش ببیم درویشی و ترسیدن بر گسستن روزی سوی تباهی میفکنید و احسنوا الظن بالله فی الثواب و الاخلاف بخدای عز و جل ظن نیکو برید بپاداش نیکو کردن در آن جهان و درین جهان بدل مال دادن و روزی فراخ همانست که گفت و ما أنفقتم من شی ء فهو یخلفه و هو خیر الرازقین
قال رسول الله من ارسل نفقة فی سبیل الله و اقام فی بیته فله بکل درهم سبعمایة درهم و من غزا بنفسه فی سبیل الله و انفق فی وجهه ذلک فله بکل درهم یوم القیمة سبعمایة الف درهم ثم تلا هذه الآیة و الله یضاعف لمن یشاء
زید اسلم گفت این در شأن قومی آمد که با غازیان بیرون می شدند بی برگ و بی ساز و توانایی آن نداشتند پس براه در منقطع می شدند پس و بال و عیال دیگران می بودند رب العزة فرمود که در راه خدا بر خود نفقه کنید و اگر چیزی ندارید خود بیرون مشوید و خود را در تهلکة میفکنید و تهلکه آن بود که به گرسنگی و تشنگی یا از ماندگی در رفتن هلاک می شدند آن گه دیگران را گفت که توانایی داشتند و أحسنوا إن الله یحب المحسنین و قیل التهلکة عذاب یقول الله عز و جل و لا تترکوا الجهاد فتعذبوا
میگوید جهاد فرومگذارید که اگر بگذارید بعذاب خدا رسید همانست که جای دیگر گفت إلا تنفروا یعذبکم عذابا ألیما و قیل التهلکة القنوط من رحمة الله
قال ابو قلابه هو الرجل یصیب الذنب فیقول لیست لی توبة فییأس من رحمة الله و ینهمک فی المعاصی این در شأن کسیست که بگناه در افتد آن گه با خود گوید که مرا آب روی نیست و جای توبه نیست که توبه من بجای قبول نیست و از رحمت خدا نومید شود و در گناه بیفزاید رب العالمین گفت خود را هلاک مکنید بانک از رحمت من نومید شوید و بمن ظن بد برید آن گه گفت و أحسنوا بمن ظن نیکو دارید که من آنجا ام که ظن بنده منست انا عند ظن عبدی فلیظن بی ما شاء و قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم ظنوا بربکم ان سیغفر لکم ظنوا بربکم ان سیتوب علیکم ان حسن الظن من العبادة
و قال صلی الله علیه و آله و سلم لا یموتن احدکم الا و هو یحسن الظن بالله فان حسن الظن بالله ثمن الجنة
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş