بخش ۱۳۹ - ۴۳ - النوبة الاولى

ر رشیدالدین میبدی
0 Altın Yaprak
قوله تعالی و الوالدات زایندگان مادران یرضعن أولادهن شیر دهند فرزندان خود را حولین کاملین دو سال تمام لمن أراد أن یتم الرضاعة آن کس را که خواهد که شیر دادن فرزند تمام کند و علی المولود له و برین پدرست که فرزند او را زادند رزقهن روزی این زنان که فرزند زادند و کسوتهن و جامه ایشان بالمعروف بانصاف و بر اقتصاد لا تکلف نفس إلا وسعها بر نه نهند بفرمان بر هیچ تن مگر توان آن لا تضار والدة بولدها مبادا که ستیز کناد و بر فرزند خویش گزند آراد هیچ مادر و لا مولود له بولده و مبادا که ستیز کناد و گزند نمایاد هیچ پدر بطفل خویش و علی الوارث مثل ذلک و بر قیم است از فرمان و حکم در کار طفل همین که بر پدر و مادر است فإن أرادا فصالا پس اگر خواهند از شیر باز کردن عن تراض منهما از هامداستانی دل هر دو و تشاور و باز گفتن هر دو با یکدیگر فلا جناح علیهما بریشان تنگی نیست در دایه گرفتن و إن أردتم أن تسترضعوا أولادکم و اگر خواهید که دایه گیرید شیر دادن فرزند را فلا جناح علیکم بر شما تنگی نیست إذا سلمتم ما آتیتم بالمعروف که مزد دایه که پذیرفته بودید شیر دادن را بسپردید بانصاف و بچم و اتقوا الله و به پرهیزید از خشم و عذاب خدای و اعلموا أن الله بما تعملون بصیر ۲۳۳ و بدانید که خدای بآنچه میکنید بیناست و دانا و الذین یتوفون منکم و ایشان که بمیرند از شما و یذرون أزواجا و زنان گذارند یتربصن بأنفسهن درنگ کنند به تن خویش أربعة أشهر و عشرا چهار ماه و ده روز فإذا بلغن أجلهن پس چون بپایان عدت خویش رسند فلا جناح علیکم نیست بر شما تنگی فیما فعلن فی أنفسهن در آنچه کنند در تن خویش از شوی کردن بالمعروف بدو گواه و ولی و الله بما تعملون خبیر ۲۳۴ و خدای بآنچه شما میکنید داناست و از نهان آگاه و لا جناح علیکم و نیست بر شما تنگی فیما عرضتم به در آنچه بتعریض سخن سر بسته گویید من خطبة النساء از خواستایی زنان أو أکننتم فی أنفسکم یا نهان در دل میدارید سگالش خواستاییی علم الله أنکم ستذکرونهن میداند الله که شما بایست و سگالش خواستایی زنان معتده در دل میدارید و لکن لا تواعدوهن سرا لکن سخن گشاده بزبان در عدت ایشان را وعده خواستایی مدهید إلا أن تقولوا قولا معروفا مگر که بگویید گفتی نیکو و سخنی بچم و لا تعزموا عقدة النکاح و با آن زن سخن روشن و وعده درست بستن نکاح را و بند تزویج را مگویید و وعده منهید حتی یبلغ الکتاب أجله تا آن گه که بمدت آن زن بکران آید و اعلموا أن الله یعلم ما فی أنفسکم و بدانید که الله میداند آنچه در دلهای شما است فاحذروه حذر کنید از او و از آگاهی او و اعلموا أن الله غفور حلیم ۲۳۵ و بدانید که الله آمرزگارست و بردبار لا جناح علیکم إن طلقتم النساء نیست بر شما تنگی اگر زن را طلاق دهید ما لم تمسوهن تا آن گه که ایشان را نپاسیده بید أو تفرضوا لهن فریضة یا آن زن را کاوین مسمی و مقدر بر خویشتن فریضه نکرده بید و متعوهن و ایشان را چیزی دهید و تهی گسیل مکنید علی الموسع قدره بر مرد توانگر باندازه توان وی و علی المقتر قدره و بر مرد درویش باندازه توان وی متاعا بالمعروف چیزی فرا دست آن زن چیزی بچم که از آن بر دهنده زور نیاید و آن زن را از آن ننگ ناید حقا علی المحسنین ۲۳۶ این را سزای نهادیم بر نیکوکاران و إن طلقتموهن و اگر آن زن را طلاق دهید من قبل أن تمسوهن پیش از آن که بآن زن رسیده باشید و قد فرضتم لهن فریضة و آن زن را کاوین نامزد کرده باشید فنصف ما فرضتم واجب بر شما نیمی است از آن کاوین که نامزد کرده باشید إلا أن یعفون مگر که آن زن و ولی وی آن نیمه فرا گذارند و ببخشند أو یعفوا الذی بیده عقدة النکاح یا این شوی باز گرفتن نیمه کاوین فرا گذارد و کاوین بتمامی فرا دهد و أن تعفوا أقرب للتقوی و اگر فرا گذارید نزدیکتر است به پرهیزگاری و لا تنسوا الفضل بینکم و فراموش مکنید در میان خویش بفضل و نیکوکاری رفتن إن الله بما تعملون بصیر ۲۳۷ که خدای بآنچه شما میکنید بینا است

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.