شمارهٔ ۱۶۸
م میلی
0
Altın Yaprak
در عشق ز جان و تن که گوید
وز مردن و زیستن که گوید
آسایش گلخنی چه باشد
ز آرایش انجمن که گوید
با لذت داغ تازه عشق
از تازه گل چمن که گوید
درمانده به خویش هر که بینی
در انجمنش ز من که گوید
با تلخی روزگار میلی
از سختی کوهکن که گوید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş