شمارهٔ ۲۵۱
م میلی
0
Altın Yaprak
دلم خوش است به نومیدی عنایت تو
که باور آیدم از دیگران شکایت تو
ز ناامیدی ام ای ناله شرم باد ترا
کزین زیاده گمان داشتم سرایت تو
ز گفت وگوی خود و مدعی پشیمانم
که ناامیدی ام افزود از حمایت تو
به گفت وگوست دلم با خیالش ای ناصح
برو برو که ندارم سر حکایت تو
چو میلی ام به نهایت رسید عمر و هنوز
نمی رهم ز جفاهای بی نهایت تو
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş