شمارهٔ ۲۶۵
م میلی
0
Altın Yaprak
آنکه از پرسش یار است حجاب آلوده
گوید از قهر سخنهای عتاب آلوده
می رود تند و خبر می دهد از وعده غیر
هر طرف دیدن و رفتار شتاب آلوده
بهر خاطر خوشی دشمن و خرسندی من
در سوالم کند اعراض جواب آلوده
دوش در بزم که بیدار نشستی که کنون
نیمروز است و بود چشم تو خواب آلوده
دید سویم به غضب یار و ز بس نومیدم
داد خرسندی ام آن لطف عتاب آلوده
تا به کی بینم و نادیده کنم چون میلی
کآیی از صحبت اغیار شراب آلوده
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş