شمارهٔ ۲۷۱
م میلی
0
Altın Yaprak
به من که مست خرابم شراب ناب مده
ببین خرابی حال من و شراب مده
تمام عمر دلم رخت زیرکی اندوخت
ز سیل باده تو این خانه را به آب مده
به بزم خون دل از دیده صراحی می
مریز و گریه به یاد من خراب مده
به می مبر ز دلم اعتدال و تا عمری
مرا ز کلفت شرمندگی عذاب مده
به مستی ار سخن بیخودانه ای گویم
مرنج از من و جرم مرا جواب مده
دلم که چون جگر میلی از تو می سوزد
حلال توست کسی را ازین کباب مده
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş