شمارهٔ ۲۹۸
م میلی
0
Altın Yaprak
شب مژده وصال شنیدم نیامدی
بسیار انتظار کشیدم نیامدی
تا غیر شاد گردد و من منفعل ترا
هرچند سوی خود طلبیدم نیامدی
در وصل خویش را نرساندی اجل به من
زهر فراق تا نچشیدم نیامدی
دی می گذشتی از در محنت سرای من
هرچند از پی تو دویدم نیامدی
تا آمدی رسید به جان میلی از غمت
تا از غمت به جان نرسیدم نیامدی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş