شمارهٔ ۷
م میلی
0
Altın Yaprak
عاشق به راه شوق ز کشتن حذر نکرد
ننهاد پا به کوی تو تا ترک سر نکرد
بگذشت یار و بی خبرم ساخت وز پی اش
جان رفت آن چنان که مرا هم خبر نکرد
قربان آن کرشمه عاشق کشم که دل
تا ترک جان نگفت به سویش نظر نکرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş