حکایت شمارهٔ ۲۱
م محمد بن منور
0
Altın Yaprak
هم درین وقت روزی شیخ عبدالله باکو به نزدیک شیخ آمد شیخ در چهار بالش نشسته بود و تکیه کرده از آن انکاری بدل او درآمد شیخ گفت به چهار بالش منگر بخلق و خوی نگر چون شیخ این دقیقه بنمود بدین لفظ موجز شیخ عبدالله را آن انکار برخاست و توبه کرد کی دیگر بر شیخ هیچ اعتراض نکند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş