شمارهٔ ۵ - فی لیلة عاشوراء
م محمدحسین غروی اصفهانی
0
Altın Yaprak
امشب شب وصالست روز فراق فرداست
در پردۀ حجازی شور عراق فرداست
امشب قرآن سعد است در اختران خرگاه
یا آنکه لیله البدر روز محاق فرداست
امشب زلالۀ رویان فرخنده لالۀ زاریست
رخسارهای چون شمع در احتراق فرداست
امشب نوای تسبیح از شش جهت بلند است
فریاد وا حسینا تا نه رواق فرداست
امشب بنور توحید هرگاه شاه روشن
در خیمه آتش کفر دود نفاق فرداست
امشب ز روی اکبر قرص قمر هویداست
آسیب انشقاق از تیغ شقاق فرداست
امشب شگفته اصغر چون گل بروی مادر
پیکان و آن گلو را بوس و عناق فرداست
امشب خوشست و خرم شمشاد قد قاسم
رفتن بحجلۀ گور با طمطراق فرداست
امشب نهاده بیمار سر روی بالش ناز
گردن بحلفۀ غل پا در وثاق فرداست
امشب بروی ساقی آزادگان گشاده
بند گران دشمن بر دست و ساق فرداست
امشب نشسته مولا بر رفرف عبادت
پیمودن ره عشق روی براق فرداست
امشب شب عروجست تا بزم قاب و قوسین
هنگام رزم و پیکار یوم السباق فرداست
امشب شه شهیدان آمادۀ رحیل است
دیدار روی جانان یوم التلاق فرداست
امشب بگو ببانو یکساعتی بیارام
هنگامۀ بلا خیز مالا یطاق فرداست
امشب قرین یاری از چیست بیقراری
دل گر شود ز طاقت یکباره طاق فرداست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş