شمارهٔ ۸۹
م مشتاق اصفهانی
0
Altın Yaprak
از کوی غم تو سینه ریشان رفتند
یک یک ز جفای جورکیشان رفتند
گفتی که بگو چگونه ایشان رفتند
جمع آمده بودند پریشان رفتند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş