شمارهٔ ۲۸۲
س سیدای نسفی
0
Altın Yaprak
گل به گلشن دعویی صاحب کمالی می کند
هر که زر دارد تمناهای عالی می کند
می توان گفتن درد خود به یاران قدیم
پیش میخواران دل خود شیشه خالی می کند
هر که می باشد حباب آسا به هستی اعتماد
تکیه بر دیوار ایوان شمالی می کند
سعی ها دارد که گردد غنچه گل را جانشین
ای چمن معذور فرما خوردسالی می کند
هر که خود را می کند در بزم نادانان صفت
پیش کوران دعویی صاحب جمالی می کند
خط برون آورد و خالش ماند در زیر غبار
از عمل چون ماند هندو خاکمالی می کند
هر که از ملک قناعت سیدا شد کامیاب
کاسه فغفور را ظرف سفالی می کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş