شمارهٔ ۲۰۹
ن ناصر بخارایی
0
Altın Yaprak
پیر ما خرقه خود در گرو صهبا کرد
خویش را باز به پیرانه سری رسوا کرد
در همه دیر کسی نیست به قلاشی ما
تا کدام اهل دل از لطف نظر در ما کرد
بنده قامت سروم که اگر برگ نداشت
نام آزادگی و راست روی پیدا کرد
عاقبت از هوس ساقی و شاهد ناصر
مفلس میکده شد وز همه استغنا کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş