شمارهٔ ۱۲۲
ن ناصر بخارایی
0
Altın Yaprak
دیوانه گشتم بر رخت دیوانه را تدبیر چیست
زنجیر بر دستش بنه او را به از زنجیر چیست
گر من نه سرمستم چرا آشفته می گویم سخن
ور من نه لایعقل شدم در عقل من تغییر چیست
چشم تو هر دم می کشد صد عاشق من و زنده ام
گر طالع من نیست بد در کار من تقدیر چیست
چون تیرباران بلا از چشم و ابرو میکنی
بر بسته ترکش برمیان باز این کمان و تیر چیست
در وقت دیدم ماه را دوشینه رو بر روی خود
جز آنکه بینم روی تو خواب مرا تعبیر چیست
گفتی به جانی می دهم بوسی بده گر می دهی
تأخیر تا کی می کنی موجب در این تأخیر چیست
گر ناصر از زلف و رخت یک روز بردی کام دل
این گریه در وقت سحر وان ناله در شبگیر چیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş