شمارهٔ ۲۷
ن ناصر بخارایی
0
Altın Yaprak
ای خجل گل ز رنگ و بوی شما
سرخ گشته ز شرم روی شما
سرو من تا تو بر لب جویی
آبروی است آب جوی شما
ای که تو آرزوی جان منی
سوخت جانم در آرزوی شما
استخوانی شدم مگر افتم
در قبول سگان کوی شما
نوبهارست و لاله ها از خاک
برزده سر به جستجوی شما
صوت مرغان ز گفته ناصر
نبود غیر گفت و گوی شما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş