شمارهٔ ۴۱۵
ن ناصر بخارایی
0
Altın Yaprak
ای منصب رسالت از تو شده به رونق
پیش از تو کس نبوده محبوب حضرت حق
ای آفتاب عالم از عشقت آسمان ها
چندین هزار سال است تا می زند معلق
غیر از تو کس نداند کز قرب حق چه دیدی
آن شب که برگذشتی از نه رواق ازرق
تا دشمنان چو خامه سر برخط تو آرند
کردی به یک اشارت تو جرم ماه را شق
هر شام در فراقت از بس که اشک بارم
دامان چرخ اطلس گردد به خون معرق
شد علم های یونان در انزوا مقید
تا بر حدوث عالم کردی تو حکم مطلق
رفتار صادقت را تصدیق کرد ناصر
با وحی حق چه گوید صدیق غیر صدق
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş