شمارهٔ ۴۹۹
ن ناصر بخارایی
0
Altın Yaprak
صبحدم یاد تو کردیم و دعایی گفتیم
به خیال تو سلامی و ثنایی گفتیم
نسبت حاجب تو خلق ز ما پرسیدند
ماه یک روزه انگشت نمایی گفتیم
ناوک چشم تو را قاصد جایی خواندیم
طره زلف تو را دام بلایی گفتیم
شرح اسرار تو تقریر نکردیم تمام
مختصر مختصر و جای به جایی گفتیم
همه عشاق به درد دل خود در ماندند
ما ز بدنامی و رندیش دعایی گفتیم
دی به ناصر سخنی رفت ز وصل تو دریغ
راز سلطان جهان پیش گدایی گفتیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş