شمارهٔ ۷۴
ن ناصر بخارایی
0
Altın Yaprak
فقیه کودن مسکین نه مرد صحبت ماست
بیار باده که این یک دو روزه نوبت ماست
مقیم کوی مغانیم و رند و عاشق و مست
کنون که روز وصالست صبح دولت ماست
کسی که عقل ندارد کجا کند معلوم
دقیقه های نهانی که در شریعت ماست
من از مطالعه صورتت شدم غافل
خط تو بر ورق گل کتاب حکمت ماست
بیا که گر تو خود آیی پرستشت نکنم
زهی خدای پرستی که در شریعت ماست
چرا نماز کنم بهر بوستان بهشت
دمی تفرج دیدار دوست جنت ماست
ندای غیب شنیدست بارها ناصر
که زهد و فسق همه خلق در مشیت ماست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş